Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
4DX ورژن تکامل یافته و امروزی سالن های 4D یا همان چهار بعدی قدیم است, در واقع با اضافه کردن افکت های محیطی مثل , باد, دود, حباب, آب, بو, فشارهای فیزیکی و... تاثیرات محیطی فیلم را بروی بیننده افزایش دادن, چیزی شبیه به سالن های 4D را ما سالهاست از زمان عرضه ی فیلم های بلوری با عنوان D-BOX در خانه داریم, برای آشنایی با این سیستم مطلب بسیار خوبی که مهندس تقوی عزیز نوشتن مطالعه کنید, اما واقعاً این نوع فیلم دیدن و سالن های 4DX مناسب علاقمندان صدا و تصویر سینمایی است؟
من 2 باز تجربه ی تست و تماشای فیلم در سالن های 4DX دارم, بار اول در آلمان و به صورت دموی سی دقیقه ای بود, و آخری دیروز در مجوعه ی VOX سینمای شهر دبی, من برای تماشای فیلم های "Star Wars: The Last Jedi" و "Jumanji 2" به دبی آمدم, متاسفانه قسمت دوم جومانجی در IMAX نمایش داده نمیشد! و فقط در سالن های استاندارد, MAX و 4DX نمایش داده میشد! از نجربه ی "جنگ ستارگان" در IMAX که بگذریم (فوق العاده بودن) میرسیم به جومانجی 2 که بی دلیل تصمیم گرفتم فیلم در 4DX ببینم! اولین شوکی که بهم در 4DX داده شد, قیمت بلیت 137 درهمی بود! که از نظر من واقعاً احمقانه گرونه.
سالن های 4DX ابعاد خیلی بزرگی ندارن, و حتی کمی هم از استاندارد سالن های عادی کوچکتر هستن, اما با این که سالن ها خیلی بزرگ نیستن پرده نمایش خمیده و سایز کاملا استانداردی دارد, تقریباً هم سایز سالن های MAX و کمی کوچکتر از سالن های THX است. سالن MAX با IMAX فرق می کند, مطلب مربوط به سالن های MAX مطالعه کنید.
سیستم صدا دالبی 7.1 غیر فشرده ست, و هر سالن مجهز به دو دسنگاه ساب ووفر استاندارد پشت پرده نمایش است, بنظرم باید در این سالن ها مثل سالن های MAX ساب ووفرهای روی سقف و همچنین صدای دالبی ادموس و پیکربندی سقفی را هم داشته باشیم. با این که اصلا در سالن های 4DX ضعف فرکانس های پایین احساس نمیشه, اما به دلیل تکان های شدید صندلی ها کمی از تاثیر افکت های فرکانس پایین کم می شود, که به راحتی میشه با ساب ووفرهای روی سقف فشار صوتی لازم را به بیننده ها وارد کرد. صدای پرده میتونه خیلی بهتر و کانالیزه تر شنیده بشه, که باز شاید به دلیل تکان های صندلی نمیشه روی صدای پرده تمرکز کرد, صدای ساراندها در استاندارد سالن های درست و حسابی است. جالب این که روش چیدمان ساراندها شبیه به استاندارد THX است! اما آن کجا و این کجا. باز هم تاکید می کنم اصلا ضعفی در صدا نبود, شاید مرجع ذهنی من IMAX , MAX و THX است.
تصویر سیستم DLP 2K است, تصویر شارپ , درخشان و با کنتراست و عمق رنگ ایده آل پرده های استاندارد جهانی است.
اما آیا واقعاً من از دیدن قسمت دوم جومانجی در سالن 4DX لذت بردم! اولین و عذاب آور ترین چیزی که از تجربه ی 4DX دارم, اون Roll های پشت صندلی بود...! که درست مثل صندلی های ماساژور آدم شکنجه میداد, در سکانس های برخورد هم پشتی سر صندلی ضربه میزد به سرم! انگار یکی از پشت میزنه تو سر آدم. نورهای جلوی صندلی واقعاً مزخرف و کور کننده فلاش میزد, یک لحظه همه جارو سفید میدیدم! بخارهای که از جلوی صحنه آزاد میشد برای لحظاتی کاملا بخش های از پرده را ماسکه می کرد و در حساس ترین صحنه ها نمیشد پرده را دید! اسپری آب اونم با اون شدت و حجم واقعاً اذیت می کرد, و مسخره تر این که میشد حدث زد الان آب اسپری میکنن, اینقدر هم فاصله ی بیننده با پنل های که اسپری آب و فلش ها روش کار گذاشته شده بودن زیاد بود که نمیشد دستتو بگیری جلوش, اگر میومدی جلو امکان داشت با یه حرکت صندلی شوت بشی رو صندلی جلویی :)
شاید جذاب ترین تجربه ی دیدن جومانجی در سالن 4DX بوی تازه خزه و جنگل بود که خیلی قوی و مشهود در سالن آزاد میشد و با صداگذاری بسیار خوبی که فیلم داشت واقعاً حس جالب و متفاوتی را به من منتقل می کرد, عالی بود.
کلام آخر این که آیا شکنجه... ببخشید تجربه ی دیدن فیلم در سینمای 4DX دوست داشتم و به شما هم توصیه می کنم, به عنوان یک علاقمند به صدا و تصویر سینمایی که تجربه های از سالن های مختلف دارم...خیر توصیه نمی کنم برای سالن 4DX هزینه کنید. و مثل همیشه شمارو به تجربه ی سالن های IMAX دعوت می کنم. در ادامه مطلب 2 ویدئوی کوتاه به زبان فارسی از تبلیغ سالن های 4DX ببینید
خوش باشید
اکثر برندهای شناخته شده در ساخت آمپلی فایر های A/V برای کریسمس 2017 بسته ی بروزرسانی "دالبی ویژن" برای تولیدات 2016 به بعد خود عرضه کردند, این بروزرسانی برای آمپلی فایرهای کلاس متوسط به بالا که به صورت پیش فرض مجهز به سیستم HDR هستند قابل اجراست. اما نکاتی را باید برای این بروزرسانی در نظر داشته باشید, که در این مطلب به آنها اشاره خواهم کرد:
اولین نکته این هست که برای تمام Upgrade ها از فلش مموری استفاده کنید و نه از اینترنت خود آمپلی فایر, فقط برای Update ها از طریق وای فای آمپلی فایر اقدام کنید, در واقع Update کردن به نوعی اشکالات نرم افزار و سخت افزار را برطرف می کند در حالی که در Upgrade کردن یک نسخه جدید از نرم افزار را ارائه می شود که ممکن است امکانات بیشتری نسبت به نرم افزار نسخه قدیمی تر داشته باشد. درست مثل اضافه شدن دالبی ویژن به آمپلی فایرهای که به صورت پیش فرض مجهز به HDR بودند.
حتما فایل بروزرسانی را از سایت رسمی تولید کننده دریافت کنید, و به هیچ عنوان به فایل های که در انجمن های خارجی گذاشته می شود اعتماد نکنید, در سالهای گذشته بسیار گزارش های از مشکل دار بودن این گونه فایل ها و خرابی کامپوننت های صدا و تصویر داشتیم, سال 2015 در انجمن avsforum یک بسته ی بروزرسانی برای آمپلی فایرهای دنن قرار گرفت که حاوی بد افزار بود و باعث مرگ آمپلی فایرهای رده بالای دنن میشد! در این فایل ورژن های قدیمی و جدید به صورت ترکیبی قرار گرفته بود, در بسته های بروزرسانی چندین فایل قرار دارد که هر کدام بخشی از فرایند فعال سازی امکانات جدید در کامپوننت هستند, در آن بسته مخرب آمده بودن در ابتدا فایل های جدید و در ادامه ورژن های قدیمی را قرار داده بودن, که باعث میشد آمپلی فایر در 40 درصد از پیشرفت خاموش شود, که به این حالت مرگ دستگاه گفته می شود, برای راه اندازی مجدد لازم هست دستگاه از طریق کابل فلت به نرم افزار مخصوص متصل شود و کل نرم افزار دستگاه از ابتدا نصب شود, همان فرایند ابتدایی که در کارخانه انجام می شود، به دلیل نبود نمایندگی های اصلی و مجهز در ایران! این اتفاق غیر قابل جبران است. متاسفانه هیچ کدام از برندهای موجود در ایران مثل ,یاماها, دنن, اونکیو, پایونیر, هارمن, مارانتز... نماینده رسمی و مجهزی ندارن و صرفاً تعمییرگاه هستن که در صورت خرابی در بخش پاور دستگاه یا بخش های مکانیکی امکان تعویض قطعات ساده ی مثل خازن, مقاومت, تسمه... دارن! اگر دقت کرده باشید بروی کارتن بسیاری از برندهای معروف که در داخل فروخته می شود, نوشته بخش تصویر شامل گارانتی نمی باشد! چرا که تعمییرکاران این محصولات به قطعات مهم دسترسی ندارند و اگر به دلایل مختلف برد اصلی آمپلی فایر یا پلیر دچار اشکال شود, باید برد اصلی از دبی به ایران وارد شود, که هزینه های زیاد و زمان بر هست, به همین دلیل در داخل مهم ترین و آسیب پذیرترین بخش از این گونه تجهیزات صدا و تصویر هیچ گونه گارانتی ندارد. (این مشکل هیچ ربطی به تعمییرکاران ندارد و به وارد کننده های این محصولات مربوط میشه که باید تجهیزات و قطعات مهم را وارد ایران کنند, نه صرفاً وارد کردن خود محصول و فروش آن)
برای Upgrade کردن آمپلی فایرهای که ورژن جدید دالبی ویژن را دریافت می کنن, باید از فلش مموری که به صورت FAT فرمت شده باشد استفاده کنید و هیچ فایل دیگری هم بروی آن نباشد, پس از دانلود باید بسته ی دریافتی را از حالت فشره خارج کنید و فقط فایل های داخل بسته را بروی فلش مموری کپی کنید. قبل از انجام مراحل بروزرسانی حتما اینترنت آمپلی فایر را خاموش کنید, و از کیفیت برق دستگاه اطمینان حاصل کنید, اگر در مراحل بروزرسانی دستگاه خاموش شود یا شوک شدیدی به آن وارد شود, دستگاه خواهد مرد! اگر آمپلی فایر به نمایشگر وصل هست, در زمان بروزرسانی نمایشگر را خاموش نکنید, این کار باعث شوک به مدار تصویر و امکان اختلال در روند بروزرسانی را دارد, مراحل بروزرسانی می تواند از 30 دقیقه تا 1 ساعت طول بکشد, اگر بعد از کامل شدن نصب نسخه ی جدید, آمپلی فایر بروی همان 100% ماند, اصلا جای نگرانی نیست, این مدت میتونه 10 تا 20 دقیقه هم طول بکشد, این زمانی است که آمپلی فایر دارد امکان جدید را بروی چیپ ست مربوطه اجرایی می کند. پس از کامل شدن بروزرسانی آمپلی فایر خاموش می شود, پس از آن می توانید دستگاه را روش کنید و از امکانتات جدید لذت ببرید.
شاید کمی مراحل بروزرسانی در کامپوننت های صدا و تصویر بنظر پیچیده و با ریسک بالا باشد, اما اگر با دقت انجام بشه, بسیار ساده و بدون خطر برای دستگاه خواهد بود.
خوش باشید
یک کاربر آماتور برای بهینه کردن تصویر نمایشگرهای رایج و میانه قیمت, برای تماشای برنامه های تلویزیونی و فیلم های مورد علاقه اش می تواند از تنظیمات اولیه تصویر با کمک از دوستان و اینترنت و همچنین سلیقه ی دیداری که در افراد مختلف با توجه به رنگ چشم, تجربه های دیداری و دانش آن ها در زمینه تصویر می تواند متفاوت باشد کمک بگیرد. این اصلا بد نیست کاربری صرفاً برای لذت بردن از یک نمایشگر استاندارد از تنظیمات افراطی در رنگ, نور, کنتراست و... استفاده کند و از تصویر نهایی لذت ببرند. برای کاربران کمی حساس تر و دقیق تر نیز اکثر کمپانی ها تنظیمات و پترن های ابتدایی برای کالیبراسیون های بسیار ابتدایی در نظر گرفتن, که با کمی وقت و حوصله می شود با کمک همین پترن های ابتدایی به تصویری قابل قبول تر نزدیک شد. (برای تنظیمات اولیه این مطلب مطالعه کنید)
اما بحث کالیبراسیون تصویر یک پروسه بسیار دقیق, حساس و پیچیده است, که برای انجام حرفه ای کالییبراسیون باید آموزش های تخصصی و پیجیده رنگ شناسی, کار با سیگنال ژنراتور و... که در مطالب مختلف بحشون اشاره کردم دیده باشید. کالیبراسیون هم می تواند حرفه ای خانگی و حرفه ای سینمایی باشد, در بخش کاربر حرفه ای خانگی که در این سایت مطالب متعددی در این زمینه نوشته شده است, می توان با کمک گرفتن از دیسک های کالیبراسیون و کامپوننت های مورد تایید یک نمایشگر یا ویدئو پروژکتور پیشرفته را در لول بسیار عالی کالیبره کرد. اگر خیلی سخت گیرانه به موضوع کالیبراسیون نگاه نکنم, میشه با دیسک های کالیبراسیون, یک سورس تصویر کلاس بالا و کابل تصویر مورد تایید نتیجه ی بسیار رضایت بخش و دقیقی از فرایند کالیبراسیون یک نمایشگر خانگی یا ویدئو پروژکتور گرفت.
اما اگر یک ویدئوفایل حرفه ای و با تجربه هستید که تجهیزات های اند و شرایط دیداری ایده آل دارید, باید از کالیبراتورهای حرفه ای و تجهیزات کالیبراسیون حرفه ای استفاده کنید, تجهیزات مثل Colorimeter یا رنگ سنج, سینگال ژنراتور که پترن های فوق العاده دقیق با میزان خطای صفر تولید می کند, (استفاده از دیسک های کالیبراسیون به دلیل این که توسط یک ویدئو پلیر اجرا می شوند و هر پلیری خطاهای در اجرا دارد, نمی تواند به عنوان یک رفرنس بسیار دقیق مورد اعتماد کالیبراتور قرار گیرد,) و همچنین استفاده از نرم افزار های تخصصی برای نمایش طیف های رنگ, گاما, نور و... در مراحل کالیبراسیون از تجهیزات گران قیمت و بسیار مهم در بحث کالیبراسیون حرفه ای تصویر است, و از تمام این تجهیزات مهم تر خود کالیبراتور است که نتیجه ی نهایی را در کالیبراسیون یک نمایشگر رغم می زند, نمایشگری که باید نزدیک به آنچه فیلم در مراحل DI و توسط Colorist نهایی کار بروی فیلم انجام شده است را بازسازی کند. بی شک یکی از مهم ترین عوامل صحت و درستی تصویر یک نمایشگر دانش و تجربه ی کالیبراتور آن نمایشگر است و نه صرفاً برند آن نمایشگر مهر تاییدی بر کیفیت نهایی تصویر باشد.
کلام آخر: اگر یک کاربر عام و صفر هستید از تنظیمات تصویر با سلیقه ی دیداری شخصی استفاده کنید, اما اگر علاقمند به تجهیزات سینمای خانگی و یک ویدئوفایل هستید, بی شک و بی شک باید کالیبراسیون پیشرفته یاد بگیرید و با استفاده از دیسک های کالیبراسیون و سورس و کابل تصویر مورد تایید نمایشگر از هر نوع و برندی که هست بدون دخالت دادن سلیقه ی دیداری و تنها برای رسیدن به سورس تصویر کالیبره کنید.
مطالب مرتبط:
این که THX از کجا وارد سینماها شد و تاریخچه این کمپانی چی بوده میشه در نت جستجو کرد, (خیلی خلاصه THX یک استاندارد صدا و تصویر سینمایی ست که توسط "جرج لوکاس" از کمپانی لوکاس فیلم, در سال 1983 پایه گذاری شد. استاندارد های صوتی THX میشه بروی فرمت های آنالوگ و دیجیتال اجرا کرد, THX در ابتدای ورود به سینما فقط یک استاندارد کالیبراسیون تصویر بود, و در اولین نمایش خود در سینماهای آمریکا بروی قسمت سوم فیلم "جنگ ستارگان" در سال 1983 اجرا شد.) در این مطلب از تجربیات شخصیم به این استاندارد صدا و تصویر نگاه می کنیم.
بنظر من برای هر علاقمند به سیستم های سینمایی و ویدئوفایل ها شرکت در دوره های تخصصی THX, Dolby, ISF کاملا ضروی است, کشورهای زیادی هم در دنیا نیست که کمپانی های مثل THX در آن ها نماینده داشته باشن, اکثر مراکز THX در آمریکای شمالی است, در اروپا فقط در شهر لندن و برلین و در آسیا در بمبئی هندوستان نماینده رسمی و مرکز آموزشی دارد. جالب بدونید یکی از بزرگترین سالن های IMAX دنیا در شهر بمبئی قرار دارد, که در کنار مجموعه IMAX سیدنی استرالیا, برلین, لندن و لس آنجلس از بهترین های دنیاست.
THX چندین درجه برای مدارک کالیبراسیون صدا و تصویر دارد:
تکنسین 1 : برای دریافت گواهی THX 1 باید دوره های مقدماتی را با حداقل 85 درصد موفقیت در آزمون نهایی پاس کنید, این دوره ها شامل:
تاریخچه ی تلویزیون
تاریخچه ی کمپانی THX
چرا باید نمایشگرها کالیبره بشن
چه عواملی باعث کیفیت خوب در تصویر می شود
روند کالیبراسیون
کنترل کنتراست
کنترل رنگ
کنترل نور
تعادل بین رنگ سیاه و سفید
بهینه سازی تصویر
مدریت رنگ و رنگ شناسی مقدماتی
برای دریافت گواهی THX 2 که جزو مدارک معتبر و نسبتاً پیشرفته ی THX است, حتما باید گواهی تکنسین 1 داشته باشید, یا این که بتونید در آزمون ورودی تکنسین 1 پاس کنید تا به شما اجازه ورود به کلاس های THX 2 یا همان تکنسین 2 داده شود, مراحل آموزشی برای گواهی تکنسین 2 به شرح زیر است:
آموزش عملی کار با دستگاه سیگنال ژنراتور تصویر (طولانی ترین و پیجیده ترین مراحل آموزش کالیبراسیون تصویر است)
مراحل پیشرفته شناخت و تنظیم گاما
تنظیم و خلوص ته رنگ
انتخاب بهترین نرم افزار و سخت افزار کالیبراسیون در سیستم های مختلف
چگونگی کالیبره کردن نمایشگرها و ویدئو پروژکتورهای خانگی
مدریت رنگ در نمایشگرهای خانگی و ویدئو پروژکتورها
انتخاب نرم افزار برای کالیبراسیون تصویر بروی تصاویر 3D
چگونه نمایشگر را برای تصاویر سیاه و سفید کالیبره کنیم (تنظیم نمایشگر برای فیلم های کلاسیک)
تنظیم صحیح ابعاد تصویر بروی پرده
حرفه ای سینمای خانگی
برای دریافت گواهی حرفه ای سینمایی خانگی, باید گواهی تکنسین 2 را داشته باشید تا به شما اجازه شرکت در دوره های حرفه ای سینمای خانگی داده شود, در بخش حرفه ای THX ضمن آموزش کالیبراسیون پیشرفته ی تصویر, کالیبراسیون صدا و بهینه سازی آکوستیک و فیزیک صدا نیز آموزش های میدانی و عملی داده می شود. مراحل آموزشی THX حرفه ای سینمای خانگی به شرح زیر است:
اصول صدا در سیستم های THX
کالیبراسیون صدا در فضاهای کوچک و بزرگ و تفاوت های آنها
درک و ارزش آکوستیک در صدای سینمایی
فضای شنیداری و تاثیرات تخریبی اتاق در صدا
کنترل سر و صدا در محیط شنیداری
کنترل شدت باس و اهمیت LFE در صدای سینمایی
کالیبراسیون فرکانسی (THX به دقت و کیفیت دامنه های مختلف فرکانسی بسیار اهمیت می دهد)
حرفه ای سینمایی
برای دریافت گواهی THX حرفه ای سینمایی باید گواهی کالیبراسیون تکنسین 2 داشته باشید, در دوره های آموزشی حرفه ای سینمایی, آکوستیک سالن های سینما, پیکربندی کانال های صدا در سیستم های 5.1 و 7.1, تنظیم نواحی فرکانسی, تست های کیفیت صدا و تصویر سالن و همچنین عیب یابی بخش الکترونیک صدا و تصویر سالن نیز آموزش داده می شود.
THX چندین استاندارد صدا برای سیستم های صوتی دارد, ابتدایی ترین استاندارد THX کلاس 1 است:

کلاس 1 به سیستم های صوتی دسکتاپ داده می شود, پکیج های بسیار کوچک که برای استفاده شخصی و معمولا بازی های کامپیوتری مورد استفاده قرار می گیرد. سیستم های که لوگوی کلاس 1 دریافت کردن, توانایی اجرای فرکانس های مشخص شده THX تا فاصله ی 60 سانتیمتری از نمایشگر را دارند, که مناسب سیستم های رومیزی و کاملا شخصی است.
کلاس 2

این یکی از متداول ترین استاندارد های آمپلی فایرهای میان رده سینمایی است, کلاس 2 شامل دو استاندارد است, THX Select و THX Select 2 نوع اول برای اتاق های کوچک با حداکثر فاصله ی 2.5 متری از نمایشگر طراحی شده و Select 2 برای اتاق های متوسط با حداکثر فاصله ی 3 تا 3.5 متر از نمایشگر طراحی شده است. Select و Select 2 در زیر لوگوی THX ثبت می شود.
کلاس 3

کلاس 3 پیشرفته ترین و سخت گیرانه ترین استاندارد THX برای آمپلی فایرهای سینمایی خانگی است, که فقط به آمپلی فایرهای پرچم دار داده می شود. آمپلی فایرهای که موفق میشن گواهی کلاس 3 در THX دریافت کنند از لحاظ قدرت صوتی و جریان دهی در درجه ی بسیار بالایی قرار دارند و همچنین توانایی پخش پایین ترین فرکانس های صوتی تعریف شده توسط THX را نیز دارند. کلاس 3 نیز مثل کلاس 2 در دو نوع Ultra و Ultra 2 درجه بندی می شود. آمپلی فایرهای THX Ultra و THX Ultra 2 برای سالن های تنظیم شدن که فاصله ی بیننده تا نمایشگر بیشتر از 3.5 تا 4.5 متر است.
کلاس 4

THX Dominus جدیدترین گواهی صدا برای آمپلی فایرهای سینمای خانگی است, Dominus در زبان های لاتین به معنی خداست, THX این استاندارد برای سالن های بزرگ و لوکس طراحی کرده و آمپلی فایرهای که این گواهی دریافت می کنند, توان اجرای استاندارد های فرکانسی و فشار صوتی مورد نظر THX در سالن های که فاصله ی بیننده تا نمایشگر بین 6.5 تا 8 متر هست دارند! هنوز این گواهی به هیچ محصولی از طرف THX داده نشده است.
یکی از برندهای که بیشترین تعداد دریافت گواهی THX در صدا و تصویر دارد ONKYO است, اونکیو بیشترین تعداد و بالاترین گواهی های THX برای محصولات صدا و تصویر سینمایی دریافت کرده است. (البته این دلیل بر بهترین بودن اونکیو در صدا و تصویر سینمایی نیست) بیشتر یک همکاری نزدیک بین اونکیو و THX است. اونکیو همیشه در بخش صدا "یکی" از بهترین های صدای سینمایی بوده و هست.
آزمایشگاه دالبی و کمپانی THX در پشت پرده همکاری های تجاری, همیشه اختلاف نظر و جنگ های هم با هم داشتن! که خیلی رسانه ای نمیشد و مخاطبین سینما هیچ وقت از جنگ بین دالبی و THX خبر نداشتن. مگر این که در کنفرانس ها و دوره های آموزشی این دو کمپانی شرکت می کردید. یکی از جدی ترین اختلاف نظرات بین این دو شرکت, روش پیکربندی و تعداد کانال های ساراند بود, دالبی میگفت کانال های ساراند باید از اولین ردیف صندلی ها در جلوی سالن شروع بشه, و THX اعتقاد داشت کانال های ساراند باید از ردیف دوم صندلی ها شروع بشه.
THX در بخش صدا و تصویر الگوریتم های مشخص و انحصاری دارد, (درست مثل دیگر استاندارد های صدا و تصویر) مهم ترین بخش صدا برای THX تعیین دامنه فرکانسی (کراس اور) و پخش دقیق ناحیه فرکانسی LFE در صداست, THX در بین استاندارد های سینمایی دریگر مثل دالبی و... دقیق ترین و پایین ترین فرکانس پخش صدا را دارد, THX فرکانس LFE در سالن های گواهی شده تا 40 هرتز پخش می کند, که در مقایسه با سالن های استاندارد دالبی و... حجم و فشار صوتی سنگینی ایجاد می کند, نکته ی که در کالیبراسیون THX بسیار اهمیت دارد, پخش یکنواخت و فشار صوتی غیر متمرکز صدای ساب ووفرها در سالن است, در سالن های THX بیننده نباید محل و منبع انتشار فرکانس های پایین تشخص بده, دوستانی که IMAX تجربه کردن, این فشار صوتی غیر متمرکز و گسترده در سالن احساس کردن, (البته این نکته مهم را به یاد داشته باشید که کمپانی IMAX که یکی از رقیب های جدی و کاملا برتر از THX است, فرکانس پخش ساب ووفرهاش تا 23 هرتز پایین میاد) و همین یک اکتاو اختلاف باعث آن صدای بیس ویرانگر و تاثیر گذار در سالن های IMAX می شود.
با تجربه ی من سالن های MAX شکل مدرن شده و جدید THX است, (مطلب سینماهای MAX یا IMAX مطالعه کنید) با این که MAX یک استاندارد سینمایی کاملا متفاوت و جدا از THX است, اما سالن های MAX شباهت های زیادی در طراحی و جنس صدا و تصویر به THX دارن, باید هر دو سالن MAX و THX تجربه کنید تا متوجه این شباهت ها بشید, من سعی می کنم تجربیاتم در صدا و تصویر و تفاوت هارو تا جای که دایره واژگانم بهم اجازه میده براتون شرح بدم, اما مثل همیشه باید بگم و بهش تاکید کنم, خودتون برید و تفاوت هارو تجربه کنید.
خوش باشید
بلوری پلیر UDP-203 اوپو اولین نسل از 4K پلیرهای این برند نام آشنا برای ویدئوفایل هاست. یک دستگاه تقریباً میانه قیمت که اگر از کمپانی Audiocom بخرید, در نسخه ی مولتی ریجن شده حدودا 730 پوند قیمتش هست و مدل استاندارد خرده فروشی اوپو 203 در آمازون آمریکا 550 دلار قیمت دارد, که البته دارای کد منظقه ای A برای دیسک های بلوری و کد 1 برای دی وی دی هاست, که برای کاربران ایرانی و اروپای که به نسخه های بلوری ریجن A آمریکا علاقمند هستن مشکل ساز خواهد بود.
ساختار 203 ساده و کاربردی است و مثل مدل 205 و مدل 105 از آلومینیوم ارتشی با ساختار فشره و با طبقات لرزشگیر ساخته نشده است. در این پلیر از حس های اند بودن و قدرت خبری نیست! در اوپو 203 با یک کابینت ساده با پنل آلومینیومی برس خورده و با کیفیت قابل قبول طرف هستیم.
اوپو 203 اولین 4K بلوری پلیری است که همزمان از فرمت دالبی ویژن و HDR پشتیبانی می کند, (با به روز رسانی) در مورد تفاوت های فرمت دالبی ویژن با HDR باید در مطالب آینده و با تجربیات بیشتر صحبت کنیم. با تجربه ی کم من از این دو فرمت و با توجه به این موضوع که دالبی ویژن توسط آزمایشگاه دالبی توسعه داده شده است, در صورتی که فرمت HDR اوپن سورس هست, واقعاً نمیشه تفاوت خاصی بین این دو احساس کرد, ضمن این که من تا به امروز دو نمایشگر مجهز به هر دو فرمت دالبی ویژن و HDR و دو دستگاه پلیر 203 بروی یک نسخه ی فیلم در کنار هم تست نکردم تا بتونم نظر قطعی و درستی بدم.
بخش دیسک درایور پلیر بسیار کم صداست و نسبتاً محکم ساخته شده است, دیسک های UHD بلوری به نسبت نسخه های استاندارد بلوری و به دلیل متراکم بودن تراک های داده های دیجیتال چرخش سریع تری دارند, که این چرخش سریع باعث تولید صدا می شود, در پلیرهای تجاری مثل سامسونگ 8500 و 9500 صدای چرخش دیسک از فاصله ی نزدیک کاملا شنیده می شود! اما در اوپو 203 مکانیزم دیسک کاملا بی صدا عمل می کند. سینی دیسک هم نسبتاً محکم و بی صداست.

اوپو در پلیر 203 به سنت قدیمی این کمپانی از پردازشگری با معماری ARM و ساخت شرکت MediaTek استفاده کرده است.

تصویر در اوپو 203 کاملا مهندسی و از پیش طراحی شده است, یعنی تولید کننده یک ویدئو پلیر نساخته و بعد تستش کنه ببینه تصویرش چطوره, کاری که تمام برندهای تجاری و برخی از تولید کننده های معتبر در زمینه ساخت ویدئو پلیرها انجام میدن. (البته این بحث بیشتر در سی دی پلیرها مرسوم هست که تولید کننده یک پلیری میسازه و بعد صداشو تست میکنه, برخی هم منتظر میشن تا مجلات پلیرشون تست کنن) اوپو یکی از برندهای که قبل از ساخت هر ویدئو پلیر میدونه چه صدا و تصویری میخواد, اون طراحی میکنه و بعد میسازه, اگر تجربه ی کار با محصولات این برند داشته باشید این نکته کاملا متوجه میشید. اوپو در طراحی 203 خواسته UHD پلیری بسازه که خوب بفروشه, پلیری که هم نظر ویدئوفایل ها و هم کاربران عادی جلب کند.
تصویر 203 جذاب و تاثیرگذار و زیباست, Lightness رنگ بسیار خوب است, میزان Chroma رنگ در این پلیر بنظر من کمی اروپایی پسند هست, و بیشتر مورد پسند کاربران اروپایی تنظیم شده است تا آسیا و آمریکا, نمیشه گفت رنگ ها سرد هستن, اما من دوست داشتم کروما رنگ قوی تری ببینم, اما با این حال اصلا از value رنگ کم نمیشه. Saturation رنگ های گرم عالیه و به هیچ عنوان در نسخه های UHD اشباع رنگ نداریم. intensity رنگ از سرد ترین تا گرم ترین حالت یکدست است و از میزان کرومای رنگ کاسته نمی شود.
وضوح و بافت تصویر در 203 بسیار بالا و دقیق است, با این که تصویر بسیار شارپ و تیزی داریم اما اصلا نویز و دندانه شدن لبه های سوژه هارو نمی بینیم, مشکلی که در پلیرهای 4K تجاری به شدت دیده می شود, به علت وضوح و شارپ بودن تصویر لبه های تیز سوژه ها صاف نیستن و کمی نویز در لبه ها میبینیم! در اوپو 203 شاهد تصویر بسیار شارپ با لبه های تیز و دقیق هستیم.
دو نکته بسیار عجیب در تنظیمات تصویر 203 وجود دارد! یکی گزینه ی 4:2:0 در بخش تنظیمات Color Space این پلیر است و دیگر عمق رنگ 8 بیتی است! که هیچ دلیلی ندارد کاربر این پلیر بخواد از این دو گزینه ی ابتدایی در یک UHD پلیر استفاده کند. اوپو 203 مثل تمام بلوری پلیرها می تواند کرومای 4:4:4 و عمق رنگ 12 بیتی اجرا کند. اگر در کرومای 4:4:4 هشت عدد رنگ داشته باشیم, در 4:2:2 چهار عدد و در 4:2:0 دو عدد رنگ داریم. در تصاویر دیسک های بلوری استاندارد و 4K از کرومای 4:4:4 و عمق رنگ 10 بیتی استفاده می شود. که توسط پلیر به 12 بیت آپ اسکال می شود. بنظر میاد فقط اوپو خواسته چند گزینه ی بی مصرف به لیست تنظیمات این پلیر اضافه کند.

اوپو در بخش DAC این پلیر از چیپ بسیار محبوب و فوق العاده دقیق AKM AK4458 استفاده کرده است, کمپانی های اونکیو و مارانتز و بسیاری از سازندگان کارت های صدای استودیویی از این چیپ 32 بیتی استفاده میکنن. بی شک اگر بهترین چیپ صدای موجود نباشه, یکی از محبوب ترین و بهترین هاست.
کیفیت صدا در اوپو 203 به همان اندازه که از این برند انتظار دارید بالاست, جریان قوی و بسیار کانالیزه در تمامی فرمت های صدای چند کاناله, جریان بسیار قوی در کانال های سقفی, وضوح کامل در کانال های ساراند, دقت و کیفیت عالی در کانال LFE , ساند استیج تاثیر گذار موزیک در پیک های سنگین صدا و دیالوگ بسیار عالی و جلو از شاخص های مثبت این پلیر است. اوپو در طراحی 203 نخواسته مثل مدل 105 یک پلیر گراند رفرنس در صدا بسازه, 203 صدای کاملا وفادار به سورس و Direct دارد.
نکته: اگر نسخه ی بلوری 4K که شامل Dolby Vision و HDR هست, مثل "The Fate of the Furious" در اوپو 203 اجرا کنید, و نمایشگرم از هر دو فرمت Dolby Vision و HDR پشتیبانی کند, پلیر به شکل پیش فرض صدای دالبی ادموس و دالبی ویژن انتخاب و اجرا می کند. و اگر نمایشگر شما تنها از فرمت HDR پشتیبانی کند, تصویر به صورت SDR نمایش داده می شود! برای حل این مشکل کافی وارد بخش تنظیمات تصویر HDR پلیر بشید و حالت Auto به Force تغییر بدید, در این حالت پلیر فقط فرمت HDR حتی در صورتی که سورس شامل هر دو فرمت Dolby Vision و HDR و نمایشگرم از دالبی ویژن پشتیبانی کند اجرا می کند.
یک نکته دیگه در پلیر اوپو 203 این هست که زمانی که فیلمی که شامل هر دو فرمت HDR و دالبی ویژن هست در حالت دالبی ویژن اجرا می کنید, و تصویر در حالت دور تند قرار میدید, پلیر تصویر به صورت SDR نمایش میده و زمانی که دوباره فیلم به حالت نرمال پخش می کنید دالبی ویژن فعال می شود! این در حالی که اگر پلیر در حالت HDR قرار بدید و فیلمی اجرا کنید که فقط شامل فرمت HDR باشه در حالت دور تند نیز تصویر به شکل HDR نمایش داده می شود, یعنی پردازشگر تصویر این پلیر در تصاویر سریع امکان نمایش دالبی ویژن را ندارد! و این یک نکته عجیب و کمی اذیت کننده در اوپو 203 است که شاید در نسخه های به روزرسانی آینده برطرف شود.
در کل OPPO UDP-203 یک 4K پلیر نسبتاً ارزان قیمت و کاملا مورد تایید من است, کمی در بخش تصویر با رفرنس ذهنی من (فقط کمی) فاصله دارد, اما اصلا اینقدر نیست که ذهن من درگیر کند, بنظر من این پلیر بهترین انتخاب در بین میانه قیمت های موجود است, که البته زیاد هم نیستن, در واقع اوپو آنچنان رقبای هم ندارد تا بشه مقایسه ی درستی بینشون انجام داد. به هر حال در بازار بسیار محدود 4K پلیرها اوپو 203 یک انتخاب ایده آل و مورد تایید من است.
طراحی و ساخت
کیفیت تصویر
کیفیت صدا
در آمپلی فایرهای دیجیتال و برخی از مدل های برتر ویدیو پلیرها دو حالت صدای Direct و Pure Direct داریم, در ادامه توضیح میدم چه تغییراتی در این دو حالت برای صدا ایجاد می شود. (در ویدئو پلیرها فقط از Pure Direct استفاده میشه)
Direct و Pure Direct اولین بار کمپانی یاماها و به فاصله ی کوتاهی کمپانی اونکیو بروی آمپلی فایرهای دیجیتال کلاس برتر خود قرار دادند. و بعد از آن استفاده از این دو مد صدا بروی محصولات مشابه ی دیگر برندها نیز رایج شد. تا به امروز که تمام برندهای سازنده آمپلی فایرهای سینمایی و دیجیتال ویدئو پلیرها این دو مد صدای خاص و تا حدی کاربردی را بروی ارزان ترین و بی کیفیت ترین محصولات خود نیز قرار میدن! که صرفاً یک ژست و کلاس تجاری بحساب میاد.
وقتی آمپلی فایر بروی حالت Direct قرار میدیم, اگر سورس صدا دو کانال باشه و در حالت نرمال صدا به صورت 2.1 اجرا بشه, کانال LFE از مدار خارج میشه و آمپلی فایر به دو کانال استریو سویچ می کند. در این حالت بخش پری آمپلی فایر و DSP از مدار خارج میشه و فقط بخش تقویت سیگنال نهایی به صورت Direct یا مستقیم به سورس وصل می شود. این یعنی هیچ گونه تقویت سیگنال ابتدایی و پردازش صدای دیجیتال بروی سیگنال ورودی انجام نشده و سیگنال آمپلی فایر صوتی مستقیم به بخش پاور آمپلی فایر وصل می شود. کیفیت صوتی حاصله در این حالت کاملا به کیفیت سورس صدا و دقت و کیفیت بخش پاور آمپلی فایر بستگی دارد.
سیستم پیشرفته تری در آمپلی فایرها و دیجیتال و ویدئو پلیرها مورد استفاده قرار می گیرد با عنوان Pure Direct که درست مثل مد Direct بخش پری آمپلی فایر و DSP از مدار خارج می کند, با این تفاوت که در این حالت تمامی مدارات تصویری و پردازش دیجیتال و حتی صفحه نمایش آمپلی فایر نیز خاموش می شود, و تنها یک چراغ کوچک که نشان دهنده فعال بودن این سیستم هست روشن می ماند. برای فعال یا غیر فعال کردن این مد باید به صورت فیزیکی و از روی پنل آمپلی فایر و یا ویدئو پلیر اقدام به روشن یا خاموش کردن آن کنید, دلیل وجود دکمه ی فیزیکی این هست که اگر به عنوان مثال در حالت نرمال و از روی کنترل Pure Direct فعال کنید, برای غیر فعال کردن این حالت به علت خاموش بودن کل مدارات دیجیتال دستگاه, این امکان نخواهید داشت. پس وجود دکمه ی فیزیکی خارج از بخش کلاسیک و حس آنالوگ بودن, کاملا ضروری است
در مد Pure Direct در خروجی تصویر آمپلی فایر و پلیر سیگنال نداریم و فقط دو کانال صدای استریو و یک چراغ کوچک فعال هستن, درست مثل یک آمپلی فایر یا سورس صدای آنالوگ. ضمن این که در حالت Pure Direct فقط ورودی های آنالوگ تعریف شده فعال هستن. کیفیت صدای نهایی در این حالت کاملا وابسته به کیفیت طراحی و صوتی بخش پاور آمپلی فایر و سورس صدا هست, با تجربه ی من آمپلی فایرهای در مد Direct و Pure Direct خوب صدا میدن که بایاسینگ ترانزیستورها خوب انجام شده است. آمپلی فایرهای که خوب جریان دهی میشن در مد Pure Direct صدای Rich دارن و Timbre صدا در این نوع از آمپلی فایرها بالاست. اما در مدل های میانه قیمت و ضعیف در بایاسینگ صدا در هر دو حالت Direct و Pure Direct بی روح و فلت هست و شبیه به گرامافون شنیده میشه!
همانطور که گفتم این دو حالت صوتی برای کمپانی ها کاملا تجاری شده! تا حدی که در تمام آمپلی فایرهای ارزان و میانه قیمت چند سال اخیر شاهد اجرای مد Pure Direct بروی ورودی های دیجیتال مثل اپتیکال, کواکسیال و HDMI هستیم! فقط در حالت صوتی Direct ورودی های دیجیتال در دسترس هستن. در حالت Pure Direct باید فقط ورودی های آنالوگ فعال باشن, اصلا تعریف این مد یعنی نبود مدارات دیجیتال و صدای کاملا آنالوگ در یک تقویت کننده یا پخش کننده دیجیتال.
به هر حال من مد Pure Direct بروی پروسسورها و آمپلی فایرها و ویدئو پلیرهای درست و حسابی در مواردی مثل یک اجرای رسيتال کلاسیک (Recital به اجرای خواننده همراه با تک نوازی ساز گفته میشه) یا موزیکی با رکورد قدیمی و در تاریکی فضای شنیداری دوست دارم و به شما هم توصیه می کنم.
کمپانی Dedicated To Sound یا Digital Theater Systems به اختصار dts پردازش مجازی جدیدی با همکاری کمپانی های YAMAHA, DENON, ONKYO, Marantz گسترش داده, با عنوان dts Neural:X که همانطور که از اسم این سیستم جدید مشخص هست, سیستم صدای dts-X به صورت مجازی و محرک ایجاد می کند. یا dts-X عصبی, خیلی نمیشه در فارسی براش معادل پیدا کرد! این سیستم برای اولین بار با بروزرسانی آمپلی فایرهای 2015 دنن و مارانتز اجرا شد, و سپس از سال 2016 کمپانی اونکیو و یاماها هم این پردازش به آمپلی فایرهاشون اضافه کردند. در پردازش صدای Neural:X تمامی فرمت های فشرده شده و غیر فشرده dts بدون محدودیت کانال های صدا از 2.1 , 5.1 و 7.1 به صورت 5.1.2 و 7.1.4 اجرا می شود. پس فرقی نمی کند یک فیلم دی وی دی با فرمت فشرده شده 5.1 dts اجرا می کنید یا یک فیلم بلوری با فرمت غیر فشرده 5.1 یا 7.1 کانال آمپلی فایر های مجهز به پردازشگر Neural:X صدارو به صورت 5.1.2 در آمپلی فایر های میان رده و 7.1.4 در آمپلی فایرهای پرچم دار اجرا می کنند.
کمپانی dts در سال 2011 نیز یک پردازش صدای مجازی با عنوان dts Neo:X بروی آمپلی فایرهای پرچم دار یاماها و دنن اجرا کرد, که در اون سیستم هم فرمت هایای dts و LPCM به صورت مجازی تا 11.1 کانال اجرا می شدن. که با ورود سیستم جدید dts-X و اضافه شدن کانال های سقفی dts Neo:X جاشو به dts Neural:X داد.
کمپانی DOLBY هم سیستم مشابه ی به نام Dolby Surround عرضه کرده است. که هیچ ربطی به فرمت قدیمی دالبی ساراند پرولاجیک ندارد. در فرمت جدید درست مثل dts Neo:X صدای استریو یا چند کاناله دالبی فشرده و غیر فشرده به صورت 7.1 تا 9.1 به صورت مجازی پردازش و اجرا می شود. این فرمت ربطی به دالبی ادموس یا شبیه سازی دالبی ادموس ندارد. در واقع دالبی این سیستم جایگزین سیستم های پرولاجیک کرده است. (بروی تمامی آمپلی فایرهای مجهز به پردازشگر DTS Neural:X در دسترس است)
برای تست و درک بهتر صدای مجازی dts Neural:X از نسخه ی بلوری فیلم های مثل "The Fate of the Furious" که هم شامل فرمت dts-X با کانال های حقیقی سقفی و هم DTS-HD Master Audio 7.1 هست استفاده کنید. ابتدا ترک صوتی بروی dts-X قرار بدید و آمپلی فایر بروی dts-X و صدای 7.1.4 حقیقی تجربه کنید, سکانسی که اتوموبیل ها از پارکینگ طبقاتی به پایین پرتاب میشن عالیه, و سپس همین سکانس بروی dts-HD 7.1 قرار بدید و آمپلی فایر بروی سیستم dts Neural:X تنظیم کنید و این بار کانال های سقفی به صورت مجازی تجربه کنید. بنظر من سیستم Neural:X کارشو بسیار درخشان انجام میده, به شکل بسیار هوشمندانه ای فرکانس های صوتی پردازش میکنه و صداهای مربوط به کانال های سقفی تحویل شنونده میده! در نسخه ی بلوری UHD فیلم Kong: Skull Island هم تراک صوتی دالبی ادموس داریم و هم dts HD 7.1 در این کار صدای دالبی ادموس و فعال بودن کانال های سقفی درخشانه, اما وقتی سویچ می کنیم روی dts HD 7.1 و پردازش مجازی Neural:X فعال می کنیم, صدا در کانال های سقفی هنوز هم نسبتاً دقیق و کانالیزه هستن! نه به دقت و قدرت دالبی ادموس حقیقی اما به عنوان یک پردازش مجازی بسیار جذاب و قابل قبول و هوشمندانه اجرا می شود.
توصیه می کنم اگر سیستم سینمایی شما مجهز به پیکربندی بلندگوهای سقفی و آمپلی فایر دالبی ادموس و dts-X هست, حتما برای اجرای فرمت های صوتی dts فشرده 5.1 و 6.1 و غیر فشرده 5.1 و 7.1 از سیستم dts Neural:X استفاده کنید.

20 شهریور 1386 تا 20 شهریور 1396 Home Theater Center دو رقمی شد
سایت امروز وارد دهمین سال فعالیت خود شد. ۱۰ سال پیش وقتی وبلاگ Home Theater در بلاگفا به پیشنهاد برادرم (که این روزها داماد هم شده) ساختم، به هیچ عنوان فکرشو هم نمی کردم روزی دهمین سالگردشو در قالب یک وب سایت شناخته شده به مخاطب های وفادارش تبریک بگم! در طول این ده سال سعی کردم در مطالبی که منتشر می کنم, مسیر درست و راه های بهتر دیدن و شنیدن به مخاطب آموزش بدم. سعی کردم و خواهم کرد به مخاطب یاد بدم که به گوش و چشم خودت اعتماد کن، من فقط راه بهتون نشان میدم. با اعتماد به نفس هم فکر می کنم کارمو خیلی خوب انجام دادم، بخش "مطالب مخاطبین" سایت این ادعای من ثابت می کند، بی شک و بی شک این اولین سایت ایرانی در زمینه ی صدا و تصویر است که در طول فعالیتش ده ها نویسنده و بیش از ۱۰۰ مطلب و مقاله صرفاً از طرف مخاطبینش منتشر کرده است. این میزان از ارتباط نزدیک و همکاری دوستانه در زمینه ی صدا و تصویر در اینترنت فارسی بی نظیر است. یکی دیگه از شگفتی های این سایت بخش نظرات است، که دنیای کاملا متفاوت از جریان اصلی سایت دارد، پویای و تاثیرگذار بودن بخش نظرات در بسیاری از موارد حتی جدی تر از مطالب منتشر شده در سایت است.
من فکر می کنم تا روزی که به صدا و تصویر علاقمند باشم، به نوشتن در این سایت هم ادامه خواهم داد، پس تجربیات بسیار زیادی از صدا و تصویر در کنار هم خواهیم داشت.. خوش باشید و بیشتر و بیشتر ببینید و بشنوید.
بهرنگ برزین

وقتی از گرگ راسل در مورد Anna Behlmer پرسیدن, گفت منظورتون "ملکه ی صداست" Anna Behlmer تنها و برجسته ترین مهندس زن صدای هالیوود است, Anna تا به امروز کار میکس نهایی بیش از 150 فیلم و سریال انجام داده است. و اولین زن در صنعت صدای هالیوود است که 2 بار نامزد اسکار بهترین میکس صدا شده است, اولی در سال 1996 برای فیلم "Braveheart" (شجاع دل) و سال بعد برای فیلم "Evita" است.
Anna در سال های اخیر بیشترین فعالیت در کمپانی پارامونت و در مجوعه ی "Technicolor" عظیم ترین مجموعه ی صدا و DI هالیوود داشته است.
عنوان های برجسته ی که من از Anna تست کردم,
World War Z
Jack Reacher
Star Trek
Monsters vs. Aliens
Mission: Impossible III
Planet of the Apes
Teenage Mutant Ninja Turtles
Teenage Mutant Ninja Turtles 2
X-Men
Deep Impact
War of the Worlds
این عنوان ها تنها بخش کوچکی از فیلم های مهمی هستن که Anna میکس نهایی شون انجام داده است. کاری مثل "جنگ دنیاها" خارق العاده ست! هنوز هم این فیلم یکی از بهترین های dts بحساب میاد, و جریان و پیک های لحظه ی این فیلم در تست نمایش خانگی شوک کننده ست. اولین فیلمی هم که Anna با صدای دالبی ادموس کار کرد قسمت دوم Teenage Mutant Ninja Turtles هست, چند وقت پیش این کار تست می کردم, کاملا امضاش روی کارهاش هست, تاکیید بروی دیالوگ و جریان بالا در کانال های ساراند شاخص های مثبت فیلم های هستن که Anna کار میکنه.
به تازگی (21 اوت 2017) رئیس Cinema Audio Society هالیوود اعلام کرده است در ماه فوریه 2018 معتبر ترین جایزه این انجمن به Anna Behlmer اهدا خواهد شد, ( گرگ پی راسل 2 بار و برای فیلم های "نقاب زورو" و "ترانسفورمرز" این جایزه را دریافت کرده است) این برای اولین بار است که یک مهندس زن جایزه مهم CAS را دریافت می کند.
Anna از اولین مهندس های صدای هالیوود بود که از صدای دالبی 7.1 استقبال کرد, فیلم Super 8 اولین تجربه ی Dolby TrueHD 7.1 ایشون بود. Anna در تمام مصاحبه ها به اهمیت و تاثیرگذار بودن صدای ساراند تاکید می کند, به عنوان مثال پارامونت قرار بود فیلم "گربه ی چکمه پوش" را با صدای 5.1 صداگذاری کند, وقتی Anna انتخاب شد و فیلم را دید, گفت صدای این کار باید 7.1 باشد, در نهایت هم فیلم نامزد چندین جایزه معتبر در بخش صدا شد.
مایکل بی میگه پنجاه درصد از جذابیت یک فیلم صدای اون هست. و Anna Behlmer صدای فیلم به یک سیمفونی تشبیه می کند که باید اوج و فرود هاش همگی تاثیرگذار باشن, و گرگ راسل میگه صدا در فیلم باید حتی در سکوت هم حس ترس و انتظار اتفاقی عظیم را در بیننده القا کند.