Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری



چند ماه پیش که اومدم آلمان, اینقدر اینجا هوا سرد و خراب بود که نشد با قطار 4 ساعت از هامبورگ بیام تا برلین (حالشو نداشتم) برای شنیدن صدای بلندگوی فوق محبوب من B&W Diamond اما این سری همه چی عالی بود, و من هم اومدم تا خوش بگذرونم. و چی برای من بهتر از تست سیستم, سینما و کنسرت رفتن, ما تو هامبورگ نمایندگی درست و حسابی برای شنیدن صدای بی اند دبلیو نداریم! اما تو برلین بی اند دبلیو نمایندگی داره و منم دنبال یه ستاپ از سری جدید Diamond بودم با آمپلی فایری ترجیحاً غیر از "Classe" نه این که بد باشه, این بار دنبال یه صدای متفاوت بودم.
برای من شنیدن صدای بی اند دبلیو مدل 803 D3 با ستاپی از Accuphase پاور A-47 پری آمپ نمیدونم! تجربه دوست داشتنی بود. بنظرم این بار بی اند دبلیو با سری جدید دیاموند خواسته بیشتر از سری قبل به موزیسین ها و مخصوصاً نوازنده های حرفه ای بلندگو بفروشه, چون صدای دیاموند جدید به شدت Natural و کمی خش دار هست. حتی وقتی با Solidstate کمی آرام مثل Accuphase شنیده میشد, جنس صدای سری دیاموند که غیر احساسی و خشن هست بیشتر از قبل به شنونده منتقل می کرد. این سری از بی اند دبلیو برای مسترینگ و اودیوفیل های که مثل من صدای طبیعی و با Accuracy دوست دارن ساخته فوق العاده ای بحساب میاد. و مثل سری های قبل دیاموند اصلا بدرد گوش های که صدای احساسی و گرم دوست دارن نمیخوره.
بنظر میاد صدای سری جدید دیاموند توانایی بیشتر از سری قبل برای اجرای افکت های سینمایی هم داشته باشه, صدا تو سری جدید خیلی سریع رندر میشه, سرعت واکنش درایورها بهتر از بهتر شده و طراحی کابینت جدید که بی اند دبلیو در کمتر شدن رزونانس و سریع شدن واکنش کابینت به فرکانس های پایین در سری جدید دیاموند خیلی تاکید کرده, خیلی هم تبلیغاتی نبوده و در عمل میشه این تفاوت هارو اگر سری های قبل خوب شنیده باشید درک کرد.
خیلی خوشم نمیاد در مورد تست های این شکلی فروشگاهی مطلب بنویسم, وقتی هنوز خودم ذهنیت درستی از صدا ندارم, نمیتونم تحلیل درستی هم ازش بنویسم. فقط بنظر من سری قبل دیاموند خیلی خوشگل تر و با ابهت تر از سری جدید هست.
راستی کابل AudioQuest جدید که در این پست قولشو داده بودم رسیده ایران, و فعلا در ستاپ فوکال آریا و آمپلی فایر Consonance دوست خوبم آقای گمینی در حال Break-in شدن هست. سعی می کنم تو همین ستاپ ازش یه مطلب بنویسم.
آلبوم جدید Anna Netrebko هم هفته دیگه ریلیز میشه, خودش گفته رکورد متفاوتی نسبت به آلبوم های قبلیش داره, حتما میخرم و اگر نکته خاصی داشت ازش می نویسم.
خوش بگذره

در فرمت دالبی دیجیتال 5.1 یا 7.1 کانال فرکانس های پایین (Low Frequency Effect) که به اختصار (.1) نوشته می شود ترکیبی از 5 یا 7 کانال اصلی و ساراند است. این یعنی این که همیشه در صدای دالبی دیجیتال کانال LFE یا همان ساب ووفر تشکیل شده از فرکانس های پایین دیگر کانال های صداست. اما در مقابل فرمت (Digital Theater Sound) که با نام تجاری dts میشناسیم, از ابتدا کانال LFE تفکیک شده از دیگر کانال ها صداگذاری می کرد. این کار باعث شد صدای dts نه فقط در کیفیت و وضوح صدا از دالبی دیجیتال برتر باشد, بلکه در تاثیرگذار تر بودن فرکانس های پایین هم برتری محسوسی نسبت به دالبی داشته باشد. افکتیو بودن و داشتن پیک های سنگین صدا به همراه تفکیک پذیری بیشتر کانال ساب ووفر از ویژگی های مشخص صدای dts نسبت به دالبی است.
شرکت دالبی تکنیک استفاده از بخشی از فرکانس پایین دیگر کانال های صدارو در فرمت وضوح بالای خود Dolby TrueHD هم ادامه داد!
دالبی از فیلم Super 8 در نسخه سینمایی شروع کرد به صداگذاری جداگانه کانال LFE در Transformers: Dark of the Moon هم گرگ پی راسل بزرگ این فیلم با فرمت وضوح بالای دالبی با کانال مجزاء کانال ساب ووفر صداگذاری کرد. که نتیجه خارق العاده ای برای صدای دالبی به همراه داشت. در Resident Evil: Extinction که یکی از استثنایی ترین نسخه های خانگی با صدای Dolby TrueHD است که در بسیاری از صحنه ها جریان افکت و DSP عالی بیننده از جا میکنه, کانال LFE با همین روش صداگذاری مجزا تنظیم شده است. حتماً نسخه بلوری این فیلم تجربه کنید.
یکی از مشکلاتی که صدای دالبی در وولوم های بالا برای کانال های اصلی و مرکز ایجاد می کند, حجم بالایی از فرکانس های پایین نچندان لازم در این کانال هاست, در نسخه های دالبی مخصوصاً Dolby TrueHD وقتی وولوم صدا از 2/4 بالاتر میره, میزان جریان ارسالی آمپلی فایر به کانال های اصلی و در برخی از فیلم ها به مرکز بیشتر از حد لازم است! که دلیلش تفکیک نبودن کانال LFE از کانال های اصلی صداست.
اگر یک فیلم در یک مقایسه تطبیقی بین دالبی و dts مورد بررسی قرار بدید, متوجه میشید که در یک وولوم واحد شدت جریان ارسالی به کانال های اصلی صدا در نسخه دالبی بیشتر از dts است! این در حالی که در نسخه dts سرعت و دقت دیافراگم ساب ووفر بیشتر و بیس کیپ تر و دقیق تر از دالبی است. در صدای دالبی فرکانس های پایین کمی گنگ و درهم رفته شنیده میشن, که این امر باعث میشه قدرت تاثیرگذاری ساب ووفر هم در صدای دالبی کمتر باشد.
شرکت دالبی در برخی از نسخه های خانگی اخیر خود مثل "Terminator Genisys" و "San Andreas" و چند فیلم دیگر صدای Dolby TrueHD با کانال LFE جدا تنظیم کرده است, که نتیجه انتخاب این مسیری که سالهاست dts در آن حرکت می کند, برای دالبی بسیار درخشان بوده است.
داشتم تو سایت ONKYO میگشتم که دیدم یه صفحه اختصاصی برای هفتادمین سال تاسیسش اضافه کرده که از سال 1946 تا 2016 محصولات یونیک شو گذاشته و توضیحات کوتاهی در مورد هر کدوم داده. من اصلا نمی دونستم آنکیو سال 1955 تلویزیون هم ساخته, خیلی جالب بود! تو بخشی که محصولات 1995 تا 2005 معرفی کرده یه عکس از Marine Theater گذاشته، من یه کاتالوگ از آنکیو دارم که به طور اختصاصی این سالن معرفی کرده و پوستر همین سالن وسط اون کاتالوگ هست, اینم برام جالب بود.
آنکیو یکی از سه ضلع صنعت صدای سینمایی ست و همیشه در این صنعت پیشگام بوده و در کیفیت صدای سینمایی از بهترین هاست. آنکیو در ساخت آمپلی فایر های سینمایی از هیچ برندی در طراحی استفاده نکرده و همیشه یکی از رفرنس های صدای سینمایی بوده است.
اما در بخش تصویر نمیتونم بگم همیشه درخشان بوده, ساخته های درخشانی در سری Integra مثل مدل های "DV-S939" و "DV-SP1000E" داشته که من شخصاً مدل 939 تجربه کردم, دی وی دی پلیر فوق العاده ای بود, اما حتی این دو مدل هم ساخت خود آنکیو نبودن و از روی دو مدل برتر DENON ساخته شده بودن. مدل S939 آنکیو ساخت دنن بود, که خود دنن با نام تجاری 3910 عرضه می کرد. و مدل SP 1000E که آخرین ویدئو پلیر های اند آنکیو بود باز هم ساخت دنن, که خود دنن با عنوان تجاری 3930 عرضه می کرد. تراشه قدرتمند "SX T2LF" ساخت HQV روی این پلیر بود.
البته این تراشه قدرتمند ترین تراشه ای نبود که دنن در ویدئو پلیرهاش ازش استفاده کرده بود, مدل افسانه ای A1XVA که در آمریکایی شمالی با عنوان 5930CI عرضه شد, مجهز به تراشه SX T2 1000 ساخت Silicon Optix بود که به طور اختصاصی در کانادا ساخته میشد. پلیری که اگر کیفیت و عظمت دوتا OPPO 105D روی هم بزاریم باز هم به 5930CI نزدیک هم نمیشن.
آنکیو از سال 2006 و جنگ بین فرمت Blu-ray با HD-DVD و اشتباهی که در انتخاب فرمت HD-DVD انجام داد, تقریباً از گردونه رقابتی ویدئو پلیرها خارج شد. مدنی از پایونیر امتیاز مونتاژ دو مدل ارزون قیمت دی وی دی و بلوری پلیر خرید که موفقیتی براش نداشت. تا سه چهار سال پیش که یک مدل بلوری پلیر با نام تجاری DV-BD 606 وارد بازار کرد, که دستگاه افتضاحی بود. و پارسال مدل SP809 عرضه کرد, که من هم در همین سایت بررسیش کردم, هنوز هم مدل برتر آنکیو هست. فکرم می کنم در ساخت این مدل از 3313 دنن استفاده کرده, بلوری دنن 3313 را هم من بررسی کردم که این مدل برتر دنن هم از من امتیاز خیلی بالای نگرفت! پلیر خوبی اما به قیمت انتظار بیشتری ازش داشتم.
بلوری پلیر مدل BD-SP353 را هم آنکیو داره از مدل تجاری پایونیر BD-170 که مدل های 180 و 100 هم از همین مدل پایونیر میسازه تولید میکنه, که باز نشان دهنده هوش آنکیو هست که اگر در کاری صاحب فناوری نیست, از برندهای درجه یک و مدل های شناخته شده اون برندها استفاده میکنه.
این هم میدونستید آنکیو همیشه بهترین تولید کننده پکیج های سینمایی بوده؟
به هرحال آنکیو از بهترین های صنعت صدای سینمایی بحساب میاد و همیشه یکی از مرجع های صدای سینمایی بوده و برند مورد علاقه من هست.



بخش سیستم های صدا و تصویر پایونیر بعد از این که به کمپانی اونکیو فروخته شد, صرفاً دست خوش تغییرات مدریتی و درون سازمانی شد و هیچ تغییری در فلسفه تولیدات صوتی و تصویری پایونیر ایجاد نشد. برای من شکی نبود که اگر هم قرار بر الگو برداری برندی حداقل در بخش تصویر بود, اونکیو باید از پایونیر که از بهترین سازندگان صنعت دیجیتال ویدئو پلیرهاست کپی برداری میکرد. که هنوز هم این احتمال هست که اونکیو بلاخره بعد از مدل افسانه ای "DV-SP1000E" یک ویدئو پلیر درست حسابی با کمک پایونیر بسازد!
اما جدیداً پایونیر مدل "VSX-1131" از میان رده های 7.1 کانال سینمایی را وارد بازار کرده است که با قیمت خیلی مناسب امکانات صوتی و تصویری تمام عیاری را در اختیار کاربر قرار میدهد. میشه گفت پایونیر با این محصول ارزان قیمت خواسته بازار میان رده هارو در دست بگیرد و امکاناتی در کلاس مدل های گران قیمت خود و دیگر رقبا را در اختیار کاربر قرار بدهد. اگر از پشتیبانی این مدل از امکانات تجاری اتصال دیوایس های مختلف و قدرت 160 واتی این محصول برای هر کانال بگذریم, تازه میرسیم به کوهی از امکانات بسیار جدید و پیشرفنه این مدل مثل دیکدر صدای Dolby Atmos و DTS:X پشتیبانی از عمق رنگ 36 بیت برای تصاویر Ultra HD HDR و از همه مهم تر پایونیر در این مدل میان رده از یک دیکدر صوتی فوق العاده پیشرفته ساخت AKM مدل AK4458 استفاده کرده است. که یک تراشه چهار هسته ای 32 بیتی با فرکانس 384 کیلوهرتزی است. که قبل تر اونکیو, مرنتز,دنن و یاماها در مدل های برتر خود از این تراشه فوق العاده قدرتمند در صنعت صدا استفاده کرده بودن.
به هر حال باید منتظر شد تا این مدل بنظر برتر میان رده های سینمایی از پایونیر وارد بازار ایران بشه تا ببینیم پایونیر چقدر در استفاه از فناوری های بکار رفته در این مدل موفق بوده است.
فکر می کنم این کلیپ 3 دقیقه ای از "بابی مک فرین" خواننده , آهنگ ساز و نوازنده جاز آمریکایی اینقدر با ارزش هست که براش یک یا شاید چندین پست اختصاصی و تکراری در سایت منتشر کنم. مک فرین در برنامه "World Science Festival" در حضور سه نورولوژیست (عصبشناس) و یک مهندس صدا نشان میده که چطور میشه نحوه ارتباط برقرار کردن مغز با موزیک بدون آمادگی قبلی نشان داد. این کار مک فرین فوق العاده ست از این جهت که به بیننده ها و نورولوژیست ها ثابت میکنه که چطور میشه ذهن به سمت نت ها "بدون آمادگی قبلی"هدایت کرد. وقتی مک فرین با جفت پا بر روی کلاویه های فرضی میپره و صدای نت هارو درمیاره, تماشاگران دقیقاً سر تایم نت میگیرن و تقلید میکنن. و به تدریج محل هر نت یاد میگیرن و در ادامه بدون این که صدای نت بشنون صدای هر نت تقلید میکنن, وقتی مک فرین میره به سمت نت های بم صدای تماشاگران هم بم و با حرکت به سمت نت های بالا صدای تماشاگران هم بالا میره. (البته تماشاگران این برنامه با تماشاگران برنامه.... فرق میکنن)
همین فقط خواستم بگم اگر یه موزیک خوب یه نوازنده خوب بزنه میشه بخش موسیقایی مغز به سمت درست هدایت کرد. وگرنه که همه بلدن به جای بابی مک فرین روی کلاویه ها "جفتک چارکش" بندازن, ملتم براش جیغ بکشن.

تحلیل چهار قسمت قبلی سری فیلم های فوق محبوب "Mission Impossible" دوست بسیار عزیزم جناب آقای "طاهر" نوشتن. که شامل سه گانه ماموریت غیر ممکن و قسمت چهارم این مجموعه فیلم است. وقتی امشب دوباره این تحلیل هارو خوندم, از نوشتن تحلیل قسمت پنجم پشیمون شدم و بهتر دیدم فقط یاداشتی در مورد این قسمت بنویسم.(به همین دلیل این پست در مجموعه نظرات شخصی قرار دادم) طاهر عزیز یکی از بهترین نویسندگان این سایت بوده و خواهد بود. خیلی مخلصیم
برای من دو سکانس خیلی جذاب در قسمت پنجم فیلم بود. اگر از بدلکاری تام کروز در شروع طوفانی فیلم و سکانس داخل مخزن آب بگذریم! میرسیم به سکانس درخشان فیلم در سالن اپرای Vienna State Opera اتریش. این سالن جزو 10 سالن اول اپرای دنیاست. ویکی پدیا این سالن بخونید, شگفت انگیزه!

در فیلم اپرای Nessun Dorma از نمایشنامه "توران دخت" اثر "پو چینی" در حال اجراست. این اپرا در مورد جنگ بین ایران و چین است و خواننده مرد این اپرا در واقع فرمانده لشگر چین که وقتی یکی از اسیرهای ایرانی به فرمانده لشگر چین میگه شما در این جنگ شکست خواهید خورد, فرمانده چینی رو به لشگرش میکنه و فریاد میزنه ما خواهیم برد! در اجرای اپرای این نمایشنامه این لحظه بروی نت گرد است. و در فیلم هم این نت لحظه شلیک تنظیم شده و ادامه ماجرا.... اتفاقاً چین در آن جنگ از ایران شکست خورد :) ها ها
اپرای Nessun Dorma نیاز به فول ارکستر 80-90 نفری داره که در فیلم هم نشان داده میشه. اصلا هم فکرشو نکنید میشه رکورد های این اجراهارو با سیستم های فول رنج و لامپی ده واتی گوش کرد. بی ربط...
از این سکانس هم که بگذریم, من سکانس ماشین و موتور بازی تام کروز در "مراکش" خیلی دوست دارم. خیلی جالبه این کشورهای کاملا دور از جهان مدرن امروزی, با سیاست های درستشون شهرهای کویری و خیابون های داغون خودشون میچپونن تو فیلم های عظیم هالیوودی و مردم دنیارو با کشورهاشون آشنا میکنن. کاری که ترکیه چندین ساله داره انجام میده و دیگه برامون دیدن شهر استانبول در فیلم های هالیوودی عادی شده!
"جرمی کلارکسون" در یکی از مصاحبه هاش گفت من و تیم تاپ گیر آرزو داریم بریم ایران و شاید اونجا یکی از بهترین برنامه های تاپ گیر بسازیم. همه میدونن من از طرفدارهای بسیار جدی مستند Top Gear هستم. گاهی که قسمت های ویژه سفر این برنامه را به کشورهای مختلف میبینم به این فکر می کنم که از شمال تا کویر مرکزی و بعد جنوب ایران چه پتانسیلی برای ساخت بهترین برنامه تاریخ تاپ گیر در ایران هست, ولی متاسفانه تیم سازنده این برنامه وقتی از عراق خواستن وارد ایران بشن بهشون اجازه ندادن! و گفتن شما از بی بی سی هستید و اجازه ورود به ایران ندارید! قرار بود بیان از ایران برن به سمت ترکیه که نشد! در عوض باید مراکش ببینیم که تام کروز تو خیابون های که هنوز با الاغ بار میبرن آخرین فیلم شو بازی میکنه!
فیلم بروی نسخه بلوری در تصویر گرین کنترل شده ای داره که اصلا اذیت نمیکنه. تصویر فیلم در مجموع به جزء سکانس های مربوط به ماشین و موتور بازی مراکش که واقعاً درخشان و زیباست, آنچنان جذابیتی نداره و نمیشه ازش لذت خواصی برد. اما اگر میخواستم بلوری فیلم تحلیل کنم باز بخاطر همون سکانس های درخشان مراکش بهش 4 ستاره میدادم.
صدا هم DTS-HD Master Audio 7.1 کانال هست. یکی از مشکلات صدا در این فیلم و خیلی از عنوان های مهم دیگه این هست که این فیلم ها فقط برای سیستم صدای سینمای تنظیم شدن و نه برای سیستم صدای سینمای خانگی! کارگردان های مثل مایکل بی وقتی با بزرگانی مثل "گرگ پی راسل" در صدای فیلم همکاری میکنن, فیلم برای دو ورژن سینما و سینمایی خانگی تنظیم میکنن. خود گرگ راسل هم میگه فضای آکوستیکی و سیستم صدای سینما با سیستم سینمای خانگی در بهترین شرایط خیلی متفاوت هست و نمیشه از یک DSP برای هر دو استفاده کرد.
این فیلم هم در نسخه خانگی صداش برای سینمای خانگی تنظیم نشده است, نوع حرکت افکت ها, حجمشون و تایمی که برای حرکت از یک کانال تا کانال دیگر استفاده میشه همگی برای سیستم صدای سینماست و نه سینمای خانگی. اما در ماموریت غیر ممکن 5 صدای موزیک بی نظیر هست, بی شک و بی شک موزیک معروف این فیلم آنچنان که در شروع این فیلم می شنوید در هیچ یک از چها قسمت دیگه در نسخه خانگی نشنیده بودید! صدای موزیک اینقدر عظیم و دقیق هست که صدای تک تک سازهارو در استودیو "اَبی رود" با تمام وجود حس می کنید و می شنوید, متفاوت از هرآنچه قبل تر در فیلم های ماموریت غیر ممکن شنیده بودید. با تمام ضعف های که در DSP و جریان افکت های این فیلم هست اگر فیلم تحلیل می کردم به صدا 5 ستاره میدادم.
خوش باشید

گزارش نمایشگاه AXPONA بیشتر در مجلات های اند دیده بودیم. این نمایشگاه به جنگ بین صدای اروپایی و آمریکایی هم شهرت دارد. اگر به عکس ها هم دقت کنید, اکثر دموها ترکیبی بین اروپای و آمریکایی هستن. غیر از این نمایشگاه در هیچ جای دیگه شما نمی بینید بلندگوی مارتن با برند آمریکایی "Convergent Audio Technology (CAT)" دمو کنن! برند درجه یکی که کثراً با ویلسون اودیو دمو میشه.
ویلسون Alexia هم با با مدل جدید پاور Dan D’Agostino دمو کرده! زیبایی های این برند تا از نزدیک نبینید باورتون نمیشه چقدر زیباست!
سری جدید Platinum مانیتور اودیو هم با این که کپی از مارتن Supreme 2 بنظر میاد! اما باز هم بلندگوی جالبی. با MOON کانادای هم دمو کرده که اینم جالبه!
در کل نمایشگاه متفاوتی از نمونه های اروپایی های اند است. و یه جورایی هم کامپوننت های امثال نمایشگاه های اند مونیخ اینجا لو رفت. در ادامه مطلب عکس های از این نمایشگاه ببینید:
عکس ها از: Leo Yeh

سامسونگ K8500 اولین Ultra HD پلیر این شرکت و تا این تاریخ دومین بلوری پلیر نسل جدید Ultra HD است. این دستگاه 400 دلار از دبی که میشه 1500 درهم امارات خریداری شده است. که اگر 1 دلار بیشتر بود, ارزش خرید نداشت. دوست داشتم حداقل این چند ماهی که باید صبر کنیم تا یکی از برندهای درست و حسابی ویدئو پلیر ساز محصول مورد نظر من عرضه کنن, بلوری های Ultra HD با پاناسونیک تجربه می کردم, چرا که با پاناسونیک بهتر کنار میومدم تا سامسونگ!
سامسونگ پلیر فسقلی و خوش ساختی, که بیشتر بدرد سیستم های مد روز میخوره تا کامپوننت یک ویدئوفایل, راستش خجالت آوره!
صدا و تصویر این پلیر واقعاً بیشتر از یک تجاری کم ارزش نیست! در تست نسخه های عادی بلوری حتی به پایونیر BDP-450 یا BDP-LX55 نزدیک هم نمیتونه بشه! این نوع پلیرها صرفاً برای پخش یک فرمت خاص ساخته میشن, سازنده های این گونه پلیرها هیچ دغدغه ای در رقابت با برندهای بزرگ صدا و تصویر ندارن. چرا که خریداران این نوع محصولات هم دغدغه صدا و تصویر رفرنس ندارن. بهم اجازه بدید این گونه پلیرهارو با پلیرهای های اند پایونیر, دنن و اوپو مقایسه نکنم. چرا که سامسونگ در مقایسه با این پلیرها چیزی بشتر از زیر شلواری یه راهب نیست.
کابل های که الان به دستگاه وصل شده چهار برابر این پلیر قیمت دارن. فکرم نمی کنم با این پلیرهای تجاری نسخه های بلوری Ultra HD بررسی کنم, صبر می کنم تا پلیر مورد تاییدم بخرم.
فعلا چندتای عکس از UBD-K8500 سامسونگ در ادامه مطلب ببینید:
پ. ن: تیکه کلام ( زیر شلواری یه راهب) در اصل برای "جرمی کلارکسون" دوست داشتنی, که من در بعضی از مطالب ازش استفاده می کنم.
اکثر ویدئوفایل های که با برند OPPO در اروپا کار میکنن, کمپانی "Audiocom" میشناسن. این کمپانی مرکزش در شهر لندن است, اما در رم و برلین هم شعبه داره. کارش Modified یا اصلاح کردن کامپوننت های صدا و تصویر است. دو سالی هم هست داره به صورت اختصاصی روی اوپو 103D و 105D کار میکنه. کار این کمپانی بروی اوپو از مولتی ریجن کردن شروع میشه تا تعویض کابل های پلیر, اتصالات بسیار با کیفیت و عوض کردن برد پاور و...ادامه پیدا میکنه, این خدمات ویژه بروی اوپو در دو نوع "رفرنس" و "سیگنیچر" انجام میشه. من آخرین بلوری پلیر اوپو 105D از شعبه برلین همین کمپانی خریدم, اما نه مدل های اصلاح شده را, این کمپانی به صورت سفارشی هم اصلاحاتی بروی کامپوننت ها انجام میده, که اون برای من مولتی ریجن کردن پلیرم بود.
تصاویر زیر درون سه دستگاه اوپو 103D که به ترتیب مدل استاندارد کارخانه, مدل اصلاح شده رفرنس و مدل سیگنیچر هستن نشان میده:
درون سه مدل استاندارد, رفرنس و سیگنیچر اوپو 103D

بخش تغذیه 103D مدل کارخانه


بخش تغذیه اصلاح شده رفرنس 103D


بخش تغذیه اصلاح شده سیگنیچر 103D


اون دوتا کپسولی هم که در ورودی برق مدل سیگنیچر ملاحظه می کنید, دیود و شاید بوبین های حلقه ای برای کاهش نویز هستن.
اصلاحاتی که کمپانی Audiocom بروی بلوری پلیر اوپو انجام میده, کاملا در ارتباط با کم کردن میزان jitter و خطی تر کردن کلاک های پردازنده دستگاه است. برای همین کاملا بروی EMI یا تداخل الکترومغناطیسی کار میکنه. به همین دلیل در دستگاه های که توسط این کمپانی اصلاح شده به میزان زیادی از Ferrite ها استفاده شده است. فریت یک ترکیب شیمیایی و اکسید آهن است. در نوع تجاری به شکل یک حلقه پلاستیکی در انتهایی کابل های صدا و تصویر یا سیم آداپتور دستگاه های مختلف برای کنترل تداخل الکترومغناطیسی نصب میشه, که معمولا هم در کابل های با کیفیت صدا و تصویر از فریت استفاده نمیکنن!
استفاده از فریت ها تاثیر عجیبی در کنترل و بهبود صدا و تصویر داره! داستان کفشدوزک هارو یادتون هست؟ اون ها یک نوع مرغوب فریت بودن. در تاثیر گذار بودن فریت ها در بهبود عملکرد کامپوننت های صدا و تصویر شک ندارم! اما هنوز در مورد اوپو و تغییراتی که Audiocom بروی این سوپر بلوری پلیر انجام میده هیچ تجربه ای ندارم! شاید یکی از دلایلی هم که حاظر نشدم مدل سیگنیچر این کمپانی بخرم قیمت وحشتناک بالای این مدل بود! مدل کارخانه ای 105D زیر 1200 پوند قیمت داره. در صورتی که مدل سیگنچر Audiocom در حدود 3400 پوند قیمت داره! که اصلا برای من قابل توجیه نیست!
این در صورتی که با مبلغی در حدود 180 پوند میشه مدل 105D مولتی ریجن کامل هم برای بلوری و هم دی وی دی کرد. حتماً هم میدونید که برای مولتی ریجن کردن بلوری پلیرها برای اجرای هر سه ریجن A.B.C لازمه یک برد خیلی کوچیک داخل دستگاه کار بزارن, مثل بخش دی وی دی نمیشه با کد "RMTM0000" پلیر برای دی وی دی مولتی کرد. این کد هم جدیداً با اکثر فایروال های جدید کار نمکینه و به هیچ عنوان نمیشه از طریق این کد بلوری پلیر برای نسخه های دی وی دی مولتی کرد.
به هر حال اگر خرید یکی از مدل های اصلاح شده این کمپانی برای من یکی هیچ توجیهی نداره، اما کیفیت و تمیزی کار این شرکت برای مولتی ریجن کردن پلیرهای اوپو کاملا تایید می کنم.

امروز عصر سورس Densen B-410XS به سیستم "Rotel" اضافه شد. یه سورس فوق العاده و کاملا دست ساز دانمارکی که طراحش آقای "Thomas Sillesen" هستن. من ایشون در غرفه این برند دیدم! Densen از بهترین سورس های دیجیتالی که صداش واقعاً به آنالوگ نزدیک هست. تا جای که من میدونم از خفن ترین مبدل های دیجیتال به آنالوگ صنعت صدا استفاده میکنه که واقعاً هم کارشون خوب انجام میدن. دینامیک همراه با آرامش صدا با پس زمینه روشن که میگه کارشون خوب انجام میدن. طراحی این مدل B-410 XS با مدل های چند سال پیش که من دیده بودم هیچ فرقی نکرده بود, همون کابینت چند تیکه لاغر آلومینیومی برس خورده ساده و تقریباً زیبا. (و بسیار سنگین)
امروز که گذشت پلیر فقط 24 ساعت بوده که اومده تو مدار, و حداقل یک هفته ای وقت میخواد تا بشه در مورد صداش نظر داد. صدای که امروز ازش شنیدم شبیه Audio Note های ژاپنی بود. منظورم این که همون حس صدای باز بدون استرس آنالوگ به شنوده میداد! شاید ووکال به خوبی دموی Nagra با ویلسون Alexia بود, صدای این بلندگو با VTL و کابل Nordost بهترین صداست! خوب قبول دارم سی دی قبلی راتل در مقابل این آشغال بود! با سورس جدید تغییرات دینامیک صدا در فاصله های کمی جلو و عقب تر از جای همیشگی بیشتر بود و کمتر جنس صدا عوض میشد. صدا بالغ تر شده بود. و تا همین جا هم پاور RB-1590 و پری RC-1590 راتل و بلندگوهای "Audio physic classic 30" چند پله جلوتر برده بود.
ذهنیت من از این برند چیزی شبیه به کابل "Nordost" هست, صدای که شنونده درگیر این نمیکنه که این صدا شبیه به کدوم برند یا صداست. Densen دقیقاً صدای خودشو میده و یک لحظه هم شنونده درگیر این نمیکنه که این صدا شبیه به کدوم برنده!
این سورس درست همونی که یه علاقمند به آواز کلاسیک دنبالش هست. باید دید در هفته های آینده صدا چقدر تغییر خواهد کرد!
راستی کابل های HDMI و اسپیکر AudioQuest که قبلا گفته بودم قرار برام بیاد هم رسید.