Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

ساب ووفر 500 فوکال همراه با بلندگوی "Aria 948" توسط دوست عزیزم جناب آقای گمینی وارد ایران شد. اولین بررسی سری Aria توسط دوست خوبم جناب آقای amir در سایت منتشر شد. و کمی بعد بنده مدل Aria 948 مورد بررسی کمی دقیق تری قرار دادم.
فوکال یکی از محبوب های من در صدای های فای و سینمایی است, (خودم هم فوکال دارم) البته نه ساب ووفر فوکال. مدل های که از ساب فوکال بطور ایده آل شنیدم, سری 700, 800 و همین مدل 500 بوده, تا الان نشده سری های های اند Electra و Utopia بشنوم! هر دو سری شنیدم اما در حالت های فروشگاهی که ارزشی از لحاظ تحلیلی ندارن. ساب ووفرهای سری 700 و 800 فوکال مخصوصاً در سری 700 رد می کنم, و سری 800 فقط میتونم تحمل کنم! تا به حالم هم نشده جدی ساب فوکال توصیه کنم.
این مدل 500 ظاهرش به سری آریا میخوره, مخصوصاً انحنای لبه بیرونی کابینت و لبه های گریل هماهنگی خوبی با آریا دارن و میتونه ترکیب دوست داشتنی در ستاپ های سینمایی باشه.
فوکال 500 P را به یک ووفر 11 اینچی ساخت خودش و با آمپلی فایر 550 واتی مجهز کرده است. در نگاه اول خشونت و قدرتی که از ساخته های SVS به آدم منتقل میشه نداره! خوب قرار هم نیست داشته باشه چون SVS کینگ کنگ ساب ووفرهاست و فوکال فقط یک سازنده ساب ووفر است.
500 فوکال بروی موزیک جنس صدای خشک و ضربه ای سری 700 و نرمی و در نواحی کات های بسیار پایین گنگی سری 800 نداره و میشه گفت طیف گسترده تری از فرکانس های پایین در این مدل میشه شنید. برای من عوض نشدن جنس صدای ساب از وولوم 1/4 تا 3/4 بسیار اهمیت داره, دوست دارم جنس و ضربه های که میشنوم در یک بازده وولوم صدا تغییر زیادی نکنه, یعنی از لود گنگی در دور دست تبدیل به ضربه های سنگین به دیواره کابینت نشه. فوکال 500 در کلاس یک میانه قیمت کمی گرون سعی میکرد جنس صداشو در وولوم های مختلف تغییر نده, اما من به راحتی فشار هوای داخل کابینت متوجه میشدم, فشاری که با طراحی خوب فوکال در میزان مقاومت دیافراگم و حجم کابینت سعی میشد کنترل بشه و داشت بهتر از سری 800 انجام میشد.
P500 فوکال در تست سینمایی کمی عقب تر از موزیک قرار گرفت! یا شاید انتظار من خیلی بالاست. بروی صدای سینمایی جنس صدای فوکال کمی رفت به سمت لود شدن تا افکتیو بودن من دوست داشتم با سنگین شدن افکت ها داینامیک بیشتری از صدا بشنوم اما فوکال لود بیشتری به من میداد. در نظر بگیرید که چهار گوشه پارچه بزرگی گرفتن و همزمان و با یک قدرت تکان میدن, جنس موج ارسالی از فوکال به شنونده دقیقاً شبیه به شکل موجی که پاچه ای در این شرایط ایجاد میکنه! اما جنس صدای ساب ووفرهای برتر مثل SVS و چیزی که من دوست دارم در ستاپ سینمایی بشنوم مثل این هست که یکی از چهار سر پارچه مورد مثال به شدت تکان بدن, شکل موج ایجاد شده در پارچه و شوکی که ایجاد میکنه ایده ال صدای سینمایی و من است. فوکال در افکت های سنگین بلعکس موزیک تلاش کمتری در کنترل و انتقال حس یک ساب ووفر برتر به من داشت, من بیشتر لود 550 واتی سنگین میشنیدم تا پیک های شوک آوری که دوست دارم.
در کل صدای ساب ووفر فوکال 500 یک متوسط قابل قبول ارزیابی می کنم که سعی در نمایش های اند داشت.
صدا
طراحی و ساخت
این پست های "یکم بنویسم دور هم باشیم" از اون من در آوردی های بود که جا افتاد و ادامه پیدا کرد! شایدم از اخلاق من باشه که خیلی قاطی پاتی حرف میزنم!
جدیداً برند کابل ساز بسیار مورد علاقم "AudioQuest" یک کابل HDMI 2.0 کربنی با همین اسم Carbon با قیمت خالص 200 دلار برای 1.5 متری ساخته است, در این مدل هم مثل تمام تولیدات این برند از هسته solid یا تک رشته ای استفاده شده با 5 درصد نقره و سه لایه شیلد کربن. بسیار برام جالب شده ببینم این کابل در اجرای صدا و تصویر چی برای گفتن داره! و چقدر نسبت به مدل های برتر قبلی رفتاری متفاوت میتونه داشته باشد.
امروز داشتم آخرین نسخه بلوری ترمیناتور 3 تست میکردم, این آخری یه کمبو پک با قاب اکونومی و چاپ همیشگی T3 روی اسلیپ هست, تغییری که این نسخه بروی بلوری داشته رزولوشن 1080P به جای 1080I است. تمام نسخه های آمریکایی قبلی T3 رزولوشن ناامید کننده 1080I داشتن. منم این کار فقط بخاطر اسلیپ قشنگش گرفتم چون احتمال میدادم مدتی دیگه نسخه اسلیپ دارش دیگه تولید نشه و دلم بسوزه که چرا نگرفتم, مثل بسیار کارهای دیگه! زیادم احتمال نمیدادم تغییر خاصی بروی تصویرش نسبت به قبلی ها ببینم, چرا که نه بازسازی شده بود و نه آماده شده برای 4K بود. صدا هم که همون دالبی دیجیتال نسخه اصلی. اما تصویر T3 با رزولوشن 1080P واقعاً بهتر شده! جزئیات سوژه ها خیلی بهتر شده, کنتراست بهتر شده, تصویر شارپ تر و درخشان تر شده, حتی گرین به تصویر وارد شده که نشان از وضوح بالاست و خلاصه این نسخه جدید خیلی بهتر از تمام قبلی هاست. اگر طرفدار ترمیناتور و مخصوصاً سومی هستید این کمبو جدید بهتون توصیه می کنم.
حتما میدونید من از طرفدارهای جدی نسخه های دیجی بوک هستم, میدونم انجمن ما به بزرگی طرفدارهای استیل بوک ها نیست! شایدم بخاطر این که نسخه های زیادی به صورت دیجی بوک نیست! شاید اگر به اندازه دیجی پک یا استیل بوک ها دیجی بوک داشتیم طرفدارهای بیشتری هم داشت.
یه مجموعه دیجی بوک از Jurassic Park ریلیز شده که شامل نسخه سه بعدی قسمت اول و نسخه های عادی دوم و سوم میشه, اما یک نکته جالب داره و اون نسخه های دو و سه بعدی قسمت جدید ژوراسیک پارک "The Lost World" هست! البته بروی دو دیسک مقوای! کار زیبا و حتما جالبی برای مجموعه دارهاست.
این آقای "Andrew Jone" که میشناسید؟ طراح بلندگو هستن. سابقه همکاری با Infinity و KEF هم دارن, پارسال هم یه مجموعه سینمایی PK52 برای پایونیر ساخت! جدیداً دارن برای کمپانی "ELAC" کار می کنن, و یک مجموعه سینمایی برای این شرکت طراحی کردن.
در یکی از پست های گذشته به سوالاتی که در ایمیل ها پرسیده شده بود جواب دادم, کار بسیار خوبی سوالات صدا و تصویر در یک پست ویژه به صورت عمومی مطرح و پاسخ بدم اما چون تعدادشون بعد از یک ماه اینقدر زیاد میشه که دسته بندی و دوباره نویسی این تعداد سوال واقعاً مشکل و در مواردی برای من غیر ممکن هست, در همچین پست های به تعدادی از این سوالات پاسخ میدم.
با این که من گاه نویسی می کنم ماشالله سایت در دو سال گذشته رشد مخاطب چند برابری داشته! بطوری که بعضی و شاید جدیداً اکثر مواقع نگرانم میکنه که من چطور جواب گوی این تعداد کامنت, سوال و درخواست باشم! وقتی تعداد نظرات یک پست به بالای 50 کامنت میرسه و تعداد ایمیل های من در یک روز به بالای 20 سوال افزایش پیدا میکنه! من نگران چگونگی پاسخ و از همه مهم تر آپدیت نگه داشتن سایت میشم! این سایت نیاز به یک تیم فعال نویسنده داره, چیزی که مدت هاست نداره و من تنها موندم با یک سایت خوشبختانه و با افتخار بسیار پر مخاطب ولی با یک نویسنده که خودم باشم! نمیدونم چرا از اواخر عمر وبلاگ و شروع به کار سایت تعداد نویسندگان فعال کم شد و تعداد مخاطبین سایت افزایش زیادی پیدا کرد!
دوستان در مورد نمایشگاه های اند مونیخ و بهترین ستاپ ها سوال کردن. راستش امسال وقت زیادی برای نمایشگاه صرف نکردم و روز دوم MOC محل برگزاری نمایشگاهی مونیخ به مقصد هامبورگ برای دیدن خانواده و دوستانم ترک کردم. فکر می کنم برای من نمایشگاه های مثل IFA فرصت های مطالعاتی بهتری در زمینه سیستم های سینمایی که علاقه اصلی من هست ایجاد میکنه, جاهای مثل های اند مونیخ دیگه خیلی تکراری و دور از ایده آل های من شده و چندان جذابیتی برام نداره. به هرحال اگر بخوام خوش ترین صدای که در های اند 2015 شنیدم نام ببرم, به ستاپ Wilson Audio مدل فوق العاده "Alexia" که به نظر من ایده ال ترین ساخته ویلسون در صدا, سایز و زیبایی در تمام دوران هست با یکی از بهترین کابل های بلندگوی بسیار مورد علاقم "Nordost" به همراه سورس بی شک و بی شک خارق العاده dCS از آنالوگ ترین سورس های دیجیتال ساخته شده تا به امروز و آمپلی فایر همیشه خوب VTL اشاره کنم. جذاب ترین صدای های اند 2015 همین ستاپ ویلسون بود.
اتفاقاً چند وقت پیش ویلسون با کابل Nordost و باز با آمپلی فایر VTL در تایلند شنیده بودم, کلا هرجا کابل Nordost باشه منم همون جام. بلندگوی ویلسون با کابل Nordost آنچنان صدای با Coherency بالای اجرا میکنه که در زوایا و فواصل مختلف جنس و طول موج دریافتی از بلندگو تغییر نمیکنه! چیزی بلعکس اثر دوبلر در ستاپ این کابل با ویلسون می شنوید, یعنی با دور و نزدیک شدن از منبع صدا میزان فرکانس های بالا و پایین که دریافت می کنید کمتر یا بیشتر نمیشه, ویلسون این شاخص فقط با کابل Nordost اجرا میکنه, در هرجای سالن که بشنید یکپارچگی فوق العاده در نواحی مختلف فرکانسی دریافت می کنید. این کابل شعاع پخش فرکانس های مختلف باز و هم سطح میکنه, این اضافه کنید به صدای سورس dCS و یک آمپلی فایر خوب مثل VTL لذت خواهید برد.
امسال یکی از ساخته های سینمایی NAD شنیدم, از سری "Masters" پروسسور کاملا ماژولار M17 و پاور آمپلی فایر M27 یک ساخته متفاوت حداقل در ظاهر با تکنولوژی کمپانی Audyssey. جالبی NAD دموهای همیشگی این برند با بلندگوهای PSB هست! بلندگوی بسیار خوبی حداقل در صدای سینمایی , اما نمیدونم به چه دلیل همیشه با NAD دمو میکنه یا NAD با این بلندگو دمو میکنه؟!
آزمایشگاه Audyssey معروف ترین استاندارد اصلاح سازی فضای آکوستیکی MultEQ است که اولین بار توسط کمپانی دنن در آمپلی فایرهای سینمایی مورد استفاده قرار گرفت و در حال حاظر در تمام تولیدات مجموعه برندهای D&M مورد استفاده قرار میگیره. Audyssey معروف ترین نام در کالیبراسیون صدای سینمایی هست, اما بهترین نیست یا شاید یکی از بهترین هاست, چرا که در صدای سینمایی YPAO یاماها و MCACC پایونیر هم با رفتار بسیار افکتیو و دقیق هستند.
در مورد صدای محصول جدید NAD نمیتونم نظر خاصی بدم, یکی مثل هرآنچه از این برند در صدای سینمایی شنیدم صدا میده نه به خوبی مدل های برتر دنن و اونکیو و نه شبیه به یاماها (حداقل در تست اول)
جدیدا Classe هم یک ست پری و پاور سینمایی تولید کرده که در بخش پروسسور صفحه نمایش لمسی داره, حالا چقدر این برندها تا به امروز توانستن در بخش تولیدات سینمایی موفق باشن! و چقدر موفق خواهند بود نمیدونم. چند سال پیش پایونیر با تولید نچندان موفق SC-LX90 پرونده این نوع آمپلی فایرهای سینمایی بست.
راستی رفتم غرفه Arcam که طبق معمول همیشگی با KEF دمو داشت دیدم! محصولات جدیدش "به زشتی زیرشلواری یه راهب" بود!
بهترین و جذاب ترین بلندگوی سینمایی که در حداقل در یک سال گذشته شنیدم و از ساخت و صداش لذت بردم سری رفرنس "Klipsch" بود! بسیار زیبا, خوش ساخت و گردن کلف بود. اون هورن های تیتانیومی با درایورهای با دیافراگم آلومینیومی صدای وحشی و سنگینی تولید میکنه! بهترین بلندگوی ارزان قیمت بود.
من بطور عجیبی جذب ویدئو پلیرهای پایونیر میشم! در واقع خوره ویدئو پلیرهای پایونیر هستم. به همین دلیل شاید در یک حرکت غیر قابل پیش بینی یک بلوری پلیر BDP-LX88 خریدم! آیا این مدل میتونه جایگزین OPPO 105D در سیستم سینمایی من بشه؟!
یک نکته ای که در سیستم های سینمایی برام جا افتاده کالیبره کردن مجدد صدای سیستم هر چند وقت یکبار است. دلیلشو نمیدونم اما در آمپلی فایرهای مختلف ار برندهای مختلفی که داشتم, بعد از گذشت یکی دو ماه از ستاپ سیستم احساس می کنم صدا باید دوباره کالیبره بشه تا افکت ها برن سر جاهای خودشون! بدون تغییر در اجزای ستاپ قبلی سیستم نیاز به ستاپ دوباره پیدا میکنه! بعد از ستاپ دوباره دقیقاً شاخص های مثبتی که بعد از مغناطیس زدایی دیسک های صدا و تصویر قابل درک هست در صدای سیستم شنیده میشه. دلیل خاصی نمیتونم براش بیارم! اما جواب میده.
مطالب مرتبط با کالیبراسیون صدا:
بعضی از دوستان ایمیل میزنن و سوال میکنن آیا باید آدم فنی باشیم تا از سیستم های صوتی و تصویری سر در بیاریم! منم همیشه این جواب میدم:
راننده فرمول 1 خودش چرخ ماشينشو عوض نميکنه, اون فنی های هم که چرخ ماشين عوض ميکنن راننده فرمول 1 نيستن.
خوش بگذره
تعداد شرکت کنندگان اين مسابقه به عدد "219" نفر رسيد! که ميشه گفت يک استقبال خارق العاده براي يک سايت تخصصی در اينترنت فارسی بحساب مياد. از بين تمام شرکت کنندگان اين مسابقه "172" نفر جواب صحيح که بلندگوي "Bose 363" بود ارسال کردن, که به قيد قرعه که توسط نرم افزار "The Hat" انجام شد به نفر اول جناب آقاي: "سيد رضا سجاديان" يک عدد هدفون ياماها و نفر دوم جناب آقاي "رضا رفيعي" يک عدد LP ADELE از طرف مجموعه آکوستيک اهدا خواهد شد.
خدمت اين دو عزيز خوش شانس تبريک عرض مي کنم.
جهت هماهنگی برای دریافت جوایز با من تماس بگیرید.
طبق قولی که داده بودم, از طرف مجموعه آکوستیک یک مسابقه هیجان انگیز براتون در نظر گرفته شده است. در این مسابقه به دو نفر از عزیزانی که پاسخ صحیح را برای من ارسال کنند به قید قرعه, به نفر اول یک عدد هدفون دوست داشتنی "Yamaha HPH PRO 300" و نفر دوم یک عدد LP از ADELE هدیه داده خواهد شد.

برای شرکت در این مسابقه فقط کافیه اسم برند بلندگوی که در عکس زیر مشاهده می کنید برای من ارسال کنید؟

تا جمعه 8 خرداد 94 فرصت دارید پاسخ های خود را برای من ارسال کنید. نتیجه مسابقه در همین پست بروز رسانی خواهد شد.
تاکید می کنم همراه با ایمیل های که برای پاسخ مسابقه ارسال می کنید "نام و نام خانوادگی" بنویسید, در غیر این صورت امکان شرکت دادن شما در قرعه کشی نیست. امکان ارسال دوباره ایمیل دارید.
موفق باشید

این بلوری پلیر Arcam UDP411 تکه ای همراه با این بود! یک شاهکار مهندسی از انگلستان! پلیری که شمارو مبهوت خود می کند. (کف می کنید)
به غیر از ظاهرش که در پست آمپلی فایر در موردش صحبت کردیم و این هم شامل همون ها میشه.
عجیب ترین نکته ای که در نگاه اول نظرتون به خودش جلب میکنه چاپ اشتباه لوگوی شرکت دالبی و دی تی اس است! این اولین بلوری پلیر اونم در این کلاس نسبتاً گرون قیمت بود که میدیدم به جای لوگوی DTS-HD Master Audio مثل دی وی دی پلیرها فقط لوگوی dts چاپ شده بود! و در زیر لوگوی Dolby TrueHD عبارت دالبی پلاس چاپ شده است! ظاهراً طراحان این کمپانی فراموش کردن که بلوری از صدای lossless پشتیبانی میکنه, و سالهاست لوگوی dts روی هیچ بلوری پلیری حتی در ارزان ترین کلاس تجاری چاپ نمیشه! انگار چاپ شابلون جدید برای پنل جلوی بلوری پلیرها این کمپانی هزینه زیادی داشته! یا شاید کلا حالیشون نبوده.
برسیم به Dolby Digital Plus این فرمت با حداکثر نرخ نمونه برداری 6 مگابایت در ثانیه برای استریم فایل های ویدئویی با صدای بهتر از دالبی دیجیتال عرضه شد. و هیچ ربطی به بلوری پلیرها نداره! اکثر بلوری پلیرها از این فرمت برای فایل های بروی فلش و هارد دیسک پشتیبانی میکنن اما این فرمت لوگو نیست, که Arcam UDP411 از آن بروی پنل اصلی استفاده کرده است!
برسیم به پخش صدا و تصویری: در اولین برخورد با این پلیر تنها یاد یک برند خواهید افتاد, و اون DENON است! همون منوهای ساده کادربندی شده اکثر پلیرهای دنن در این هم استفاده شده بود. کندی عمل کرد کنترل دنن این هم داره, بوت نسبتاً کند دیسک بلوری در این هم هست. و بسیاری المان های دیگر که شمارو یاد دنن می ندازه. اگر دقت کرده باشید برندهای مطرح در مدل های برتر از یک نوع مواد در ساخت و صدا در سینی دیسک هاشون استفاده می کنند. جنس و صدای سینی دیسک 411 دقیقا شبیه به مدل 3313 دنن بود!
در مورد صدا و تصویر هم هرچی در تحلیل DENON DBT-3313 نوشتم در مورد Arcam UDP411 صادق است. من از این یکی اطلاع دقیق ندارم که از طراحی چه شرکتی استفاده کرده است, و فقط از روی طراحی منوها , سینی دیسک و جنس صدا و تصویر حدث میزنم از فناوری دنن استفاده کرده است.
و باز هم باید به تک خروجی HDMI در این پلیر اشاره کنم! با چه اعتماد به نفسی صدا و تصویری همزمان تحویل آمپلی فایری میدی که اصلا در کارش خوب نیست و خیلی برجسته کنتراست, جزئیات و بافت تصویر خراب میکنه. به جای خروجی آنالوگ بالانس, دوتا خروجی HDMI در بهترین پلیرت استفاده می کردی.
همین.


ترانسفورمرز از اون فیلم های که به جزء قسمت اول, از تمام قسمت های بعدی بروی بلوری نوشتیم. به نسخه بلوری قسمت اول هم در یک مطلبی اشاره کردم. قسمت دوم Revenge of Fallen محبوب ترین این چهارگانه از لحاظ صدا و تصویر و به ویژه صدا برای من بحساب میاد. سومی Dark of the Moon چندان جالب نبود. و این آخری Age of Extinction یکی از خوب های این مجموعه در جلوه های ویژه و کیفیت تصویر بود.
به جرات میتونم بگم بیش از هشتاد درصد از بلوری های سه بعدی که دارم ( سعی می کنم تا جای ممکن نسخه سه بعدی نگیرم) دیسک سه بعدی از هولدر قاب خارج نکردم! چرا که در اکثر موارد نسخه های سه بعدی خانگی بیشتر شبیه به توهین به بیننده است تا تصویری با بعد سوم! فیلم های که بروی دی وی دی و این اواخر بلوری با تکنیک "لنتیکولار" منتشر میشد سه بعدی حقیقی تری نسبت به این جدید ها داشتن فقط کیفیت تصویر نداشتن.
تجهیزات تصویری تست:
نمایشگر سامسونگ 65HUC9990
بلوری پلیر OPPO 105D
کابل Wireworld Platinum Starlight 7
ترانسفورمرز 4 در IMAX 3D دیدم, و خیلی خوب میتونم بین نسخه سینمایی و خانگی فیلم در کیفیت سه بعدی نظر بدم. نسخه سه بعدی خانگی فیلم IMAX 3D است. تفاوتی که با نسخه های سه بعدی عادی داره در نمایش "Aspect ratio" سکانس های که با دوربین IMAX گرفته شده است. فیلم با دو نوع دوربین نرمال و در بخش های IMAX تصویر برداری شده است. در نمایش خانگی نسبت تصویر از 2.40.1 در سکانس های عادی به 1.78.1 تغییر می کند. هرچقدر سایز نمایشگر در این نسخه بزرگتر باشه تاثیر سه بعدی برجسته تری دیده خواهد شد.
قسمت چهارم ترانسفورمرز در نسخه سه بعدی خانگی نسبت به عنوان های دیگه ای که من تست کردم, کمی واقعی تر و در لحظاتی میشه گفت شمارو یاد نسخه ای اصلی در پرده عریض IMAX خواهد انداخت.
در نسخه خانگی فیلم شعاع های نور و گرد و خاک خیلی قوی تر از هر تاثیر افکت تصویری دیگری قدرت سه بعدی دارند, در واقع سه بعدی ترین بخش تصویری فیلم همین شعاع های نور و ذرات گرد و خاک در فیلم هستند.
جرقه های که از انفجارها و برخوردها ایجاد میشدن هم تاثیر سه بعدی خوبی داشتند.
سکانسی که خود مایکل بی دوستش داره و کاملا IMAX گرفته شده است, سکانسی که سفینه دشمن کابل های از سفینه به ساختمان های روبرو پرتاب میکنه, این سکانس تاثیر سه بعدی عالی در پرده عریض و قابل قبولی در نسخه خانگی داشت.
در سکانس های که میزان استفاده از CGI بیشتره, قدرت سه بعدی هم بیشتره, مثل سکانسی که آپتیموس پرایم و دختره توسط سفیه گرفتار میشن و ذراتی شبیه به تکه های کاغذ سیاه در هوا پراکنده است, این سکانس بطور واقعی فیلم برداری شده است اما در مراحل CGI میزان تکه های شبیه به کاغذ زیاد شده, این سکانس در سه بعدی خانگی خوب بود و میشد پراکندگی تکه های (نمیدونم چی بود) در فضای خارج از نمایشگر و تا وسط سالن دید.
مایکل بی در بخشی از مصاحبه این فیلم به این نکته اشاره میکنه که من خیلی به صحنه های علاقه دارم که سوژه ای بزرگ به سمت کاراکترها پرتاب میشه, مثل صحنه ای که پروانه عظیم کشتی به سمت شخصیت های اصلی فیلم در ماشین پرتاب میشه, حتما سکانس تعقیب و گریز اتوبان در بچه های بد 2 و ماشینی که از تریلر آزاد میشه و از بالای سر سرنشین های فراری عبور میکنه یادتون هست؟ صحنه های مثل این در کارنامه فوق العاده فیلم سازی مایکل بی زیاد میشه مثال زد. در سکانس تخریب شهر توسط سفینه دشمن در ترانسفورمرز 4 و همین پرتاب شدن پروانه کشتی در پرده عریض تاثیر سه بعدی خوبی دیدیم, اما در نسخه خانگی اصلا جالب نبود و در مواردی اصلا سه بعدی نبود!
در کل دیدن نسخه سه بعدی Transformers: Age of Extinction لذت خاصی به تجربه سینمایی شما در خانه اضافه نخواهد کرد, اما بی تاثیر هم نخواهد بود.
تاثیر سه بعدی

آمپلی فایر "Arcam AVR750" به همراه بلوری پلیر "UDP411" توسط دوستی که تمایل ندارن اسمی ازشون برده بشه, شخصی از لندن به تهران آورده شده است. Arcam برند انگلیسی که نمیشه گفت دقیقاً در کجای صنعت صدا قرار داره! مثل خیلی از تولیدات اروپایی سالهاست یه جورایی هست و نیست! باید علاقمند اسمش باشید تا دنبالش برید. مخصوصاً در صدای سینمایی و تولید کامپوننت های مربوط به این سرگرمی رقبای بسیار جدی ژاپنی داره که همانطور که گفتم فقط باید علاقه شخصی به این برند داشته باشید تا براش هزینه کنید.
AVR750 بالاترین و جدید ترین مدل آمپلی فایر سینمایی این برند است که دو روزی مهمون من بود. از عصر روز اول روشن شد و تا آخرای شب دوم تست های روی این دو انگلیسی زشت انجام دادم! ظاهر تولیدات Arcam خیلی نظامی و خسته کنندست! تقریباً هیچ جذابیتی حداقل در ظاهر تولیدات این برند نیست. چقدر دارم تحقیرش می کنم.
AVR750 روی 7 کانال 100 وات نسبتاً جون دار تحویل بلندگوها میده, که برای سایز و قیمت این آمپلی فایر قدرت چندانی نسبت به رقبای ژاپنیش نیست. از صدای دالبی ادموس هم پشتیبانی نمیکنه! که برای این کلاس قیمتی جالب نیست. از Dolby TrueHD و DTS-HD Master Audio پشتیبانی میکنه اما یک نکته بسیار مسخره ای که در این آمپلی فایر دیدم, پشتیبانی از فرمت های تقریباً منسوخ شده ای مثل Dolby Digital EX و DTS-ES 6.1 بود! الان هیچ فیلمی با صدای 6.1 صداگذاری نمیشه! ارباب حلقه ها 6.1 بود. دلیل این نوع طراحی ها به این کاره نبودن کمپانی ها برمیگرده, بالاترین مدل از آمپلی فایر یک برند به جای پشتیبانی از فرمت های جدید از فرمت صدای پشتیبانی میکنه که در سالهای معرفی و اجرای خانگی هم نتوانست موفقیتی کسب کنه.
Arcam از اون برندهای که ذهنیت بسته ای داره, اکثراً با بلندگوهای خاصی مثل KEF دمو داره, دموهاش خیلی شلوغ و با چند پاور انجام میشه! صدای تولیداتش هم خیلی شبیه به هم هست! همیشه تنبل و نرم صدا میده!
این آمپلی فایر سینمایش هم در سنگین ترین پیک ها صداش کش میومد, افکت ها بین کانال ها استراحت میکردن! دیالوگ و موزیک خیلی خوبی داشت اما سرعت انتقال بالایی نداشت. کاملا مشخص بود طراحش ذهنیت موزیک داره تا سینمایی.
تست موزیک خوبی داشت, یکم جون دار تر از سینمایی جریان میداد, صدا یه پله از سینمایی بالاتر بود و میشد تحملش کرد, وولوم که بالا میرفت صدا ساختاروشو حفظ میکرد و این بهترین شاخص صدای این آمپلی فایر بود.
از بعضی کامپوننت ها نمیشه نوشت! خوب کار میکنن اما چیزی برای تاثیرگذار بودن ندارن.
ظاهرا هم سالها پیش در ایران نماینده فروش داشته و دیگه نداره. منم عادت ندارم از کامپوننت های که در دسترس نیست خیلی بنویسم. اینم فقط بعنوان سرگرمی نوشتم.
یک ویدئو از تنظیمات بخش صدا و تصویر بلوری پلیرهای پایونیر مدل LX55 و BD450 بروی خروجی HDMI تهیه کردم. شاید دوست داشته باشید پلیر خود را قبل از کالیبراسیون با سبک تنظیمات من هماهنگ کنید. بعد از اعمال این تنظیمات پلیر آماده است تا با دیسک کالیبراسیون بروی نمایشگر کالیبره شود.

یک نسخه با کیفیت 640 در 480 و حجم 60 مگابایت از ویدئو برای دانلود قرار دادم:
مجموعه بزرگ "ایران صوت استودیو" عرضه کننده طیف گسترده ای از تجهیزات حرفه ای استودیویی در ایران است. این مجموعه با در اختیار داشتن تکنسین های حرفه ای در زمینه صدابرداری و نصب تجهیزات استودیوی امکانات طراحی و ساخت استودیوهای کوچک خانگی تا حرفه ای را در ایران دارد.
یکی از کامپوننت های بسیار با اهمیت در ستاپ سیستم های سینمایی و های فای استفاده از دیفیوزر برای کنترل بازتاب های صدا ست, یکی از مشکلات یا بهانه های علاقه مندان به سیستم های صوتی و تصویری در عدم نصب چندتای از این جاذب های شانه تخم مرغی یا هرمی ظاهر نچندان زیبایی این محصولات است. جاذب های Acso که توسط مجموعه ایران صوت عرضه می شود با ظاهری بسیار شیک و قابل حمل ضمن زیباتر کردن اتاق "های فای" یا "سینمایی" شما عامل بسیار مهمی در کنترل تاثیرات جانبی اتاق در صدا است. در مطالب آکوستیک 1,2,3 و بسیار مطالب مرتبط با آکوستیک در باره تاثیرات منفی بازتاب های منفی اتاق بروی افکتیو بودن سیستم سینمایی و همچنین درک داده های صوتی از سیستم های فای صحبت شده است.
نمونه های نصب شده از جاذب های اشاره شده در ایران صوت استودیو

نصب دو عدد از جاذب های سایز 120X60 در پشت بلندگوهای اصلی بطور عمودی در سیستم های سینمایی و همچنین های فای و دو عدد از همین سایز در دیوار پشتی و بین کانال های ساراند حداقل های خارج از بحث آنالیز صوتی اتاق برای نصب جاذب های مناسب (که توسط متخصصین ایران صوت انجام می شود) برای کنترل تاثیرات شدید افکتیو در هر سیستم سینمایی و های فای است.
حتماً اگر علاقه مند به صدا و صدابرداری هستید سری به مجموعه "ایران صوت استودیو" بزنید.

یک توضیح دوباره در مورد صدای سینمایی Dolby Atmos میدم تا پیکربندی این سیستم با پردازش های مجازی اشتباه گرفته نشه!
دو سال پیش مطالب مربوط به Dolby Atmos نوشتم, مطلب زیر را در تیر1392 نوشتم, زمانی بود که هنوز این صدای جدید در سینما تجربه نکرده بودم:
بعد از ورود پیکربندی جدید Imm Sound کمپانی Dolby سیستم جدید و پیشرفته تری را با عنوان Dolby Atmos معرفی کرده است. در این پیکربندی هم از کانال های سقفی استفاده شده است, با یک تفاوت بزرگ و آن افزایش تعداد کانال های ساراند با امکان فعال سازی هر کانال بطور جداگانه است, که بسیار جالبه. البته برای داشتن صدای کامل Dolby Atmos مثل صدای Imm Sound باید فیلم برای این سیستم صدا گذاری شود. البته Dolby Atmos امکان سازگاری مجازی با فرمت های رایج ۵.۱ و ۷.۱ کانال دارد. این سیستم امکان ترکیب از ۲ تا ۶۲.۲ کانال صدا را دارد. کانال های تعریف شده برای تجهیزات صدای Dolby Atmos به ترتیب: 62.2 - 22.2 - 11.1 - 7.1 - 5.1 کانال است.
پیکربندی های جدید آینده نزدیک تمام سالن های پیشرفته سینماست. در Imm Sound و مخصوصا Dolby Atmos صدای DSP کاملا جاشو به صدای حقیقی میده, که باید تجربه جالبی باشه.
به احتمال خیلی زیاد پیکربنده سقفی بلندگوها وارد سینمایی خانگی هم خواهد شد, نگاهی بندازید ببینید وضعیت سقف اتاق نمایش شما چطور است آیا میشه بلندگوهای سقفی در سالن نمایش شما نصب کرد؟
مطلب بعدی در مورد Dolby Atmos درست یک سال بعد نوشتم: Dolby Atmos درخانه

ایده ساراند حقیقی در سقف واقعا جذاب و میشه گفت لازم بود, هرچقدر هم به DSP آمپلی فایرهای دیجیتال اعتماد داشته باشیم باز هم جای کانال های حقیقی را نخواهد گرفت, پیکربندی Dolby Atmos در ورژن خانگی به صورت 5.1.4 و 7.1.2. و 7.1.4 خواهد بود, دو یا چهار کانال سقفی به پیکربندی رایج اضافه خواهد شد.
کمپانی D&M دوتا از زیر مجموعه های خود "DENON و Marantz" با سیستم Dolby Atmos معرفی کرد, دنن AVR-X4100W و مرنتس SR7009 هر دو از بهترین های این دو کمپانی یکسان با دو ایده متفاوت هستند. باید منتظر مدل های ارزان تر هم باشیم.
پایونیر آمریکا "Elite" نیز در نمایشی که در شهر نیویورک داشته سه مدل به روز شده از آمپلی فایرهای مدل SC-85, SC-87, SC-89 همراه با یک پکیج بلندگوی Dolby Atmos مجازی به نمایش گذاشته است. بلندگوهای مدل SP-EFS73, SP-EBS73L, SP-EC73, & SW-E10 با چهار درایور انعکاسی در بالای کانال های اصلی و ساراند, که بنظر نمیاد ایده جالبی برای این سیستم که بر مبنای صدای حقیقی طراحی شده است باشد!


یاماها با معرفی دو مدل RX-A3040 و RX-A2040 از سری AVENTAGE مثل همیشه آمده تا در رأس قله قرار بگیرد.
اونکیو با مدل های پاور و پری پاور SC5530 و TX-NR3030 وارد بازی جدید سینمایی خانگی شده است.
پارسال سوم تیر خبر Dolby Atmos منتشر کردم و در آخر نوشتم (به احتمال خیلی زیاد پیکربنده سقفی بلندگوها وارد سینمایی خانگی هم خواهد شد, نگاهی بندازید ببینید وضعیت سقف اتاق نمایش شما چطور است آیا میشه بلندگوهای سقفی در سالن نمایش شما نصب کرد؟) یک سال بعد در ششم تیر خبر ورود این فرمت به سینمایی خانگی دارم می نویسم!
اولین تجربه من از صدای Dolby Atmos در فیلم های Transformers: Age of Extinction و قسمت دوم گودزیلا در مجموعه VOX CINEMA بود.


صدای جدید دالبی مخصوصاً در Transformers: Age of Extinction بسیار جذاب بود, تا حدی که من نوشتم به احتمال زیاد این کار بروی بلوری هم از بهترین ها خواهد بود, که اینطور نشد! تفاوت های زیادی در صدای سینمایی با نسخه های خانگی است, (نه همیشه بهتر در سینما)
اخیراً پردازش جدیدی بروی آمپلی فایر های مجهز به Dolby Atmos توسط مجموعه D&M معرفی شده است با نام تجاری Auro-3D که من مطلب زیر در موردش نوشتم:
چند ماه پیش مجموعه D&M اعلام کرد می خواهد استاندارد جدیدی را در برخی از آمپلی فایر های مجهز به Dolby Atmos ساخت دو شرکت زیر مجموعه خود DENON و Marantz وارد خانه ها کند. این استاندارد با نام تجاری Auro-3D در اصل یک آپگرید در مدل های "AV7702 pre/pro و SR7009" در Marantz و "AVR-X7200W, AVR-X5200W, و AVR-X4100W" در دنن است, که با پرداخت 200 دلار از سایت این دو شرکت قابل بروز رسانی بروی مدل های نام برده شده است.
Auro-3D در اصل یک شبیه ساز صدای سه بعدی است که در ستاپ های 5.1 کانال بصورت 9.1 و در 7.1 بصورت 10.1 کانال پیکربندی می شود, در ستاپ های 5.1 دو کانال از کانال های اصلی و ساراند و در ستاپ های 7.1 سه کانال جلو و دو کانال ساراند ( فقط کانال ساراند و نه ساراند عقب) بروی سقف بازسازی حقیقی می شود, تصویر زیر:

پردازش ورودی این سیستم فرمت های 2 تا 8 کانال قبول میکنه و هیچ محدودیتی در فرمت صدای ورودی وجود نداره و لازم نیست مثل DTS Neo:X فقط ورودی با فرمت dts یا مثل Dolby Pro Logic IIx فقط کدکت دالبی داشته باشیم.
سوالی که پیش میاد این هست که, در ستاپ آمپلی فایری با دکدر Dolby Atmos و پیکربندی حقیقی سقفی, این شبیه ساز مجازی به چه درد میخوره! تجربه های قبلی کمپانی دالبی در قالب های مختلف دالبی پرولاجیک چقدر جواب دادن و ما امروز استفاده می کنیم که کاربری با داشتن آمپلی فایر مجهز به Dolby Atmos با پیکربند سقفی بیاد 200 دلار بده و کل ساختار حقیقی کانال های سقفی عوض کنه برای یک شبیه ساز تا حدود زیادی احمقانه است!
البته کمپانی ضبط موزیک "Voice of God" از این فرمت جدید حمایت کرده و گفته می تواند در لذت موزیک سه بعدی نقش زیادی داشته باشد! که باز هم اکثریت اودیو فایل ها هیچ علاقه ای به موزیک چند کانال ندارند, از جمله خود من (البته من اودیو فایل نیستم) این هم در فرمت های DVD-A و SACD های 5.1 یا 5 کانال پاسخ منفی داشته است.
در نمایشگاه IFA 2014 اکثر کمپانی های صاحب نام در ساخت تجهیزات سینمای خانگی دموهای از Dolby Atmos داشتن. اونکیو دو ستاپ متفاوت را دمو می کرد، یک دمو با بلندگوهای بروی سقف و یک دمو با بلندگوهای انعکاسی بروی دو کانال اصلی و ساراند برگزار می کرد, که عکس های اتاق دموی اونکیو در بخش مسابقه اخیر براتون گذاشتم. اونکیو چون خودش بلندگوساز نیست, تمرکز تبلیغات و دموهاشو بروی پیکربندی با بلندگوهای سقفی و انعکاسی گذاشته است, در آن دمو هم اکثر بازدید کننده ها کانال های انعکاسی احمقانه میدونستند.
پایونیر چون بلندگوسازه سیاستش را بر فروش آمپلی فایرهای پکیج شده با بلندگوهای انعکاسی است, رو همین حساب دموی IFA پایونیر فقط با استفاده از بلندگوهای انعکاسی ساخت خودش بود.
در مورد تجاری کردن کانال های حقیقی سقفی که شروع کنندش پایونیر بود, بازی شبیه به Sound Bar ها که توسط یاماها شروع شد راه افتاده, با شعار صدای 5.1 حقیقی تنها با استفاده از یک بلندگوی ترکیبی در جلو! بازی که زود تبدیل شد به تقویت کننده ای برای بهبود صدای نمایشگرها. بعدها داستان فیلم های سه بعدی در خانه پیش آمد, داستانی که همگی در جریان موج تلویزیون های به ظاهر سه بعدی و جنگ بر سر اکتیو شاتر بهتره یا پسیو بودید. تبی که خیلی زود فروکش کرد.
جریانی که اخیراً برای اجرای فیلم های با صدای Dolby Atmos بروی بلوری در خانه ایجاد شده است استفاده از دو یا چهار کانال سقفی بروی کانال های اصلی و ساراند بصورت انعکاسی است. این که نصب دو یا چهار عدد بلندگو بروی سقف بسیار سخت و در مواردی برای مصرف کننده غیر ممکن است یک چالش جدی برای کمپانی ها بحساب میاد. خارج از سخت بودن نصب بلندگو بروی سقف بحث سیم کشی یکی از جدی ترین بخش های کار بحساب میاد. پس باید یک راهکار ساده و تا حدی عملی پیدا میشد تا بشه فرمت جدید بین عام مصرف کننده سیستم های میانه قیمت سینمایی جا انداخت و با راهکاری تجاری آنهارو قانع به خرید کرد. بلندگوهای انعکاسی همون راهکاری بود که پایونیر خیلی زود بهش رسید و به اجرا گذاشت. روشی که شاید در سیستم های تجاری و میانه قیمت سینمایی جواب بده اما در گران قیمت ها که توسط حرفه ای ها ستاپ خواهد شد به هیچ عنوان جواب نخواهد داد. در ادامه توضیح دوباره ای در مورد پیکربندی Dolby Atmos با فونت Bold میدم .
پیکربندی Dolby Atmos بر پایه کانال های حقیقی و اجرای افکت های بروی سقف اتاق نمایش ایجاد شده است. در تنظیم صدای دالبی ادموس بروی نسخه خانگی چهار کانال حقیقی بروی کدکت "Dolby TrueHD" تنظیم می شود. چهار کانالی که توسط پلیر بدون فشرده سازی به آمپلی فایر انتقال داده شده و توسط یک پروسسور مجهز به دکدر دالبی ادموس رمزگشایی شده و به بخش آمپلی فایر ارسال می شود. اینطور که خود آزمایشگاه دالبی اعلام کرده هیچ DSP بروی این چهار کانال انجام نمی شود. به این دلیل که صدای این چهار کانال باید کاملا مستقیم به سمت گوش پرتاب شود. اگر قسمت چهارم ترانسفورمرز دیده باشید, در فیلم سکانسی هست که اجسام از روی زمین بطور مغناطیسی به بالا کشیده شده و در یک لحظه رها می شود, این سکانس صرفاً برای نمایش توانایی دالبی ادموس ساخته و صداگذاری شده است. در سالن سینما با صدای دالبی ادموس و تعداد بسیار بیشتر کانال های سقفی کل اجسام بروی سر بینندگان سقوط می کرد, و افکت جالب تغییر در لحظه ایجاد یک افکت از شروع تا پایان که من خیلی دوست دارم نیز در بخش های از صدا شنیده میشد. در نسخه خانگی به دلیل کمتر بودن تعداد کانال سقفی کمی DSP قوی تر هست اما بازهم میشه اون صدارو تا حدودی تجربه کرد.
صدای Dolby Atmos یک الگوریتم اصلاح کننده پاسخ فاز یا فرکانسی در سالن نمایش و یا ایجاد کننده لایه های صوتی 3D نیست! یک فرمت صدای سینمایی با کانال های کاملا حقیقی ست که از استودیو تا اجرا در سالن های سینما و در ورژن محدود تر خانگی کاملا کانالیزه و واقعی اجرا می شود.