Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
حالا چرا این اجرای زیبا و فوق العاده قوی براتون قرار دادم! در مطالب آکوستیک مطالعه کردید که صدای که شنیده می شود از انعکاس موج به اجسام و هوای اطراف ما است, حتی میزان رطوبت و دمای هوا در سرعت و شکل سینوسی موج تغییر ایجاد می کند.
در مطالب آکوستیک گفته شد که آکوستیک کردن با ایزوله کردن (کاری که در ایران به اشتباه در اکثر موارد انجام می شود) فرق بزرگی دارد, یک سالن اکوستیک شده می تواند فرکانس های مختلف موج را کنترل کند, کم کند, حذف کند یا افزایش دهد. در سالن های اجرای زنده کلاسیک هیچ بلندگو و تقویت کننده ای وجود ندارد! و فقط آکوستیک سالن هست که صدای خواننده و سازهارو به گوش شنوندگان میرساند.
اگر برای بار اول در یک سالن خوب یک اجرای کلاسیک بشنوید امکان نداره باورتون بشه صدای که شنیده میشه بدون هیچ تقویت کننده ای با این قدرت به گوش میرسه! تاکید میکنم امکان نداره باور کنید! و آن صدا فقط شاهکاری مهندسی آکوستیک است که با تنظیم زاویه های مختلف بسته به رنج صدای خواننده و نوع و تعداد ساز ها توسط "ديفيوزرهای" متحرک سریع ترین نت هارو با چنان قدرتی به گوش میرسد که هیجان زده خواهید شد.
و بعد از اولین اجرا به خود خواهید گفت چقدر صدای ضبط شده احمقانه ست, چقدر صدای بلندگوها و کامپوننت های مثلا های اند احمقانه ست, سرزنشی که سالها پیش در اولین تجربه بزرگ اجرای زنده به خود کردم! احمقانه تر از هر صدای ضبط شده ای شخصیت های خوب یا بدی که به کامپوننت ها در تحلیل هامون میدیم! چاره ای هم نداریم من هم همینطور تحلیل میکنم چرا که بلندگو و هر کامپوننت صدای احمقانه است, پس هر تحلیلی از این محصولات احمقانه از خود این محصولات احمقانه تره.
ولی خوب ما داریم با همین سیستم های احمقانه صدا (نه موزیک) گوش میدیم! پس مجبوریم از کیفیتشون هم بنویسیم! فقط ای کاش صدای خوب شنیده باشم و بعد بنویسیم, تخیل هم نکنیم!
خوش باشید
آنکیو سالهاست دیگه از لیست ویدئو پلیرسازهای مطرح خارج شده, انصافاً هم هیچ وقت از بهترین ها نبوده اما به ضعیفی چند سال اخیر هم نبوده! بعد از تجاری سازی کاملا ناموفق چند سال پیش که اومد از پایونیر و پاناسونیک کیت خرید و به شکل احمقانه ای مونتاژ کرد! مدتی کاملا فراموش شد. تا اخیرا که مدل SP809 معرفی کرده که عنوان بهترین بلو-ری پلیر این کمپانی یدک می کشد, این مدل یکی از دوستان به قیمت 500 پوند خریداری کردند! امروز دستگاه آورده بود پیش من تا نگاهی بهش بندازم و نظرم در موردش بگم. پلیر ظاهر خیلی خوبی داره, پنل آلومینیومی برس خوره زیبا, با سایز بسیار مناسب که نطرتون جلب میکنه!
فیلم تست Pirates of the Caribbean با کابل Wireworld Ultraviolet 7 که از بهترین های تست پلیر بحساب میان.
سینی دیسک نسبتاً بی سر و صدا بود که این خیلی خوبه, بعد از بارگذاری دیسک پلیر شروع کرد به برسی چند موضوع که خوب الان باید چی کار کنم؟! 25 ثانیه بعد....اوووووووووووه نه باید دیسک لود کنم! و اینطور بود که با سلام و صلوات فیلم رفت تو منوها! سرعت لود پلیر فاجعه بود.
یکی از ورودی های نمایشگر من مخصوص تست, یه کالیبراسون سریع روی پلیر انجام دادم و رفتم تا ببینم SP809 چی برای گفتن داره! خوشبختانه پلیر دو خروجی HDMI داشت, دیگه به هیچ عنوان پلیرهای که یک خروجی HDMI دارن مورد قبول نیست! دوران تاثیر گذاری مسخره آمپلی فایرها روی تصویر تمام شده. در اولین نگاه پلیر خودشو اصلا های اند معرفی نکرد, در سکانس مبارزه در غار اون درخشش رنگی که انتظار داشتم و روی آپو دیده بودم روی این پلیر نداشتم, عمق رنگ ها نرمال بود نه بیشتر از یک پلیر عالی تجاری اگر تجاری عالی داشته باشیم! کنتراست تصویر خوب بود اما اصلا نمیشد با بهترین ها مقایسه کرد, فقط خوب بود. جزئیات سوژه ها یکم بهتر از کنتراست بود, نمیتونم بگم تصویر 809 بور بود اما اون عمق تصویری که دوست داشتم بهم نمیداد, تمام شاخص های مهم تصویر در حد نرمال بود.
صدای این پلیر چیزی بیشتر از تصویر نبود, شاخص ترین ویژگی صدا دیالوگ جوندار و جلو بود, افکت ها نسبتاً کانالیزه بود, در بعضی صحنه های آشنا حس کش اومدن و گیجی افکت هارو میشد شنید که برای کلاس الکی که پلیر در آن قرار داشت خوب نبود! وضوح صدا در حد نرمال بود و نمیشه گفت شمارو تحت تاثیر قرار میداد.
در صدا هم باید بگم چیزی بیشتر از یک پلیر تجاری خوب نبود.
در کل آنکیو SP809 بیشتر از چیزی که انتظار داشتم ظاهر نشد! بنظرم بیشتر کابینت بود تا کیفیت اجرا در کلاس میانه قیمت ها

یکی از نکات بسیار با اهمیت در صدای سینمایی و شاید مهم ترین نکته در صدای سینمایی کالیبراسیون صداست, که توسط میکروفون مخصوص که همیشه همراه آمپلی فایرهای سینمایی است انجام می شود. به این کار در ستاپ سینمایی "EQ Set up" هم گفته می شود.
در سال های اول ورود صدای سینمای دیجیتال آمپلی فایرها امکان کالیبراسیون صدا توسط میکروفون را نداشتند! و این کار توسط خود کاربر و در مواردی توسط کالیبراتور انجام میشد, نتیجه کار کاملا به تجربه کاربر بستگی داشت, تنظیم شدت db شدت وولوم در هر کانال, دامنه فرکانسی همه و همه توسط کاربری انجام میشد که اکثرا هیچ تجربه قبلی در این زمینه نداشتند. زیاد هم نمیشه به صدای سیستم های سینمای خانگی در آن زمان ایرادی گرفت! هرچی بود برای زمان خودش جذاب و متفاوت بودن.
چند سالی هست آمپلی فایرهای سینمایی خانگی مجهز به میکرفون کالیبراسیون صدا شدند, در آمپلی فایرهای ابتدایی که مجهز به این سیستم بودند تنها شدت db و وولوم صدای هر کانال توسط این سیستم بالانس میشد, و نتیجه هیچ تاثیری در کیفیت میدان DSP نداشت. اکثر با تجربه های آن زمان اعتمادی به ستاپ کردن با میکروفون نداشتند و دستی این کار را انجام میشد!
در آمپلی فایرهای نسل جدید نتنها میزان db و وولوم صدا در هر کانال بالانس می شود بلکه فاصله هر کانال و از همه مهم تر زمان تقدم و تأخر صدا بالانس می شود که تاثیر بسیار زیادی در قدرت و دقت فضای DSP دارد, فضای DSP بسیار نیاز به رعایت فاصله های بین هر کانال و زمانی است که صدا از یک کانال وارد کانال بعدی می شود, اگر این فاصله رعایت نشه صدا میان انتقال بین دو کانال قطع می شود و این دلیل بهم خوردن فضای DSP است. از مهم ترین نکته ای که در نسل های جدید EQ Set up روش تمرکز شده همین کنترل سرعت تقدم و تأخر فرکانسی بین کانال های صداست. امروزه دیگه هیچ با تجربه ای در صدای سینمایی نیست که ستاپ سیستم با دست انجام بده! پردازنده های آمپلی فایرهای جدید به حدی دقیق هستند که این کار بهتر از هر گوش با تجربه ای انجام میدن.
نکته مهمی که در کالیبره کردن صدا توسط میکروفون های مخصوص باید بهش اشاره کرد محل قرار گرفتن میکرفون است, در ساده ترین شکل گفته می شود در محل های نشستن بیننده باید قرار بگیرد! این درسته اما موقعیت میکرفون بسیار بسیار در نتیجه نهایی با اهمیت است و باید به دو نکته اساسی توجه کنید:
اول فاصله میکرفون است که باید هم اندازه با گوش بیننده ارتفاء داشته باشد, و نه محل نشستن روی مبل یا پشتی عقبی مبل!
دوم فاصله میکرفون از گوش است, که باید 30 سانتیمتر از مرکز صورت و بین دو گوش جلوتر باشد, روی مبل یا صندلی در راحت ترین حالت قرار بگیرید و از مرکز صورت 30 سانتیمتر جلوتر را مشخص کنید و میکرفون را در همان محل قرار بدید.
بهترین وسیله برای قرار دادن میکرفون پایه های دوربین عکاسی است, تمام مدل های مختلف میکرفون های کالیبراسیون صدا محل بسته شدن روی پایه را دارند.
در هر جابجای حتی مختصر هر یک از بلندگوها یا تعویض آنها حتما باید دوباره سیستم را کالیبره کنید.
نکته: دوستانی که ترجیح میدن سیستم سینمایی دستی ستاپ کنند, توصیه میکنم ابتدا سیستم با میکرفون ستاپ کنید, سپس میزان db که اکثرا بخاطر ضعف در آمپلی فایر یا بلندگو تمایل به افزایش بی اندازه آن هست! دستی افزایش بدید. مهم ترین آپشن در ستاب با میکرفون "Distance" است, نتیجه تنظیم دستی فاصله ها با تجربه من هیچ وقت به دقتی نیست که خود پردازشگر انجام میده! فاصله ها برای داشتن بهترین DSP بسیار مهم است.
سوالی که برای اکثر سیستم سینمایی دوستان مطرح است تفاوت بین فیلم های بلوری کپی با اورجینال است.
من حدود 5 سال که با آقای برزین در ارتباط هستم تقریباً از صفر شروع کردم در ابتدایی ترین تجربه سیستم سینمای خانگی دنون خریدم با دی وی دی اورجینال و ادامه داشته تا امروز که نتیجه شده چندین سیستم مختلف و حدود 80 فیلم اورجینال بلوری.
استاد همیشه در مطالبشون تاکید کردن بر این موضوع که من فقط راه نشون میدم خودتون برید و تجربه کنید نه مثل بعضی ها که مثلا در های فای خودشون صاحب نظر میدونن و برندهای را مرجع می کنند و به دیگر کمپانی ها القاب مسخره نسبت میدن! و اگر هم کسی جزء نظرات حزرات نظری بده احمق بحساب میان. (خودتون در طول زمان عوض شدن دیدگاه های این حزرات دیدید که فقط از بی تجربه بودنشون هست)
داستان نسخه های کپی دوزاری با اورجینال هم از انجمن های فارسی و بچه های هست که سیم وصل می کنند به تی وی و م ا ه و ا ر ه عشق پلاسما پانا فیلم MKV با زیرنویس فارسی هستن. بزرگترین سوال در انجمن های فارسی این هست (فلان تی وی یا سینمای خانگی زیرنویس فارسی پخش میکنه)
من برای تست تفاوت نسخه های کپی با اورجینال چندین نسخه کپی از اینترنت خریدم. 25 گیگ و 50 گیگ در مورد 25 گیگ ها که نمیشه صحبتی کردن کاملا بی ارزش هستند و تفاوت چندانی با MKV های دانلودی با حجم 8 تا 12 گیگ ندارن. بی ارزش هستند.
50 گیگ ها در بسیاری موارد دقیقا حجمی مشابه نسخه اصل دارن با همون منوها و محتویات. یعنی دقیقا از روی نسخه اصلی کپی شدن. در بین چند نسخه آشغالی که از نت خریدم امکان BD LIVE از کار افتاده بود. در نسخه های هم که امکان تصویر در تصویر داشتند باز هم از کار افتاده بود. اما تفاوت ها تصویر و صدا بین این دو
من فیلم رزیدنت اویل 5 انتخاب کردم چون یه نسخه آمریکا از آقای برزین هدیه گرفتم.(در مسابقه برنده شدم) یه نسخه 50 گیگ هم از اینترنت خریدم. در نگاه اول چاپ کاور و دیسک در نسخه کپی فاجعه هست یعنی حالتون بهم میخوره.
منوها و محتویات کاملا یکی هستند. در 25 گیگ ها محتویاتی مثل گفتگوها و پشت صحنه هارو حذف می کنند در موارد منوها هم ساختگی هست. در بعضی 25 گیگ ها محتویات هم حفظ میشه اما در این نسخه ها کیفیت تصویر به علت فشرده شدن در حد دی وی دی پایین میاد.
در نسخه 50 گیگ رزیدنت اویل تصویر تار شده, لبه های لباس هنرپیشه ها کنگره کنگره شدن. رنگ قرمز و سیاه آبکی شده و کدر, جزِئیات پوست خوب دیده نمیشه انگار که رزولوشن 720 شده و دقت تصویر پایین اومده است. یک نکته جالب در ثابت شدن حجم بیت ریت که در نسخه اورجینال متغییر بود. آقای برزین در موردش زیاد نوشتن. و در نسخه کپی ثابت روی 18 مگابیت بر ثانیه بود! صدا هم به همین شکل ثابت روی 4 مگابیت بود. در نسخه اورجینال بیت ریت تصویر بین 16 تا 28 مگابیت تغییر میکنه و در صحنه های اگشن به اوج میرسه اما در کپی اینطور نیست. با مشورتی که با استاد داشتم توضیح دادن در بیت ریت متغییر برای صحنه های با تحرک زیاد برای حفظ ساختار تصویر و وضوح اجسام متحرک بیت ریت بالا میبرن و در صحنه های که نیاز به حجم بالای بیت ریت نیست میزان اون برای اشغال کمتر دیسک پایین میارن. در کپی ثابت بود و این باعث شده که در صحنه های اگشن تصویر تار بشه و در مورادی ساختار تصویر بهم بریزه. کلا تصویر گند زده شده است.
صدا در نسخه کپی تحرک نداره و فقط از کانال ها شنیده میشه. ساراندها خیلی ضعیف شدن و باس هم لود شده و اذیت میکنه. اصلا چیزی به اسم دی اس پی وجود نداره. صدای گفتگو ها بم شنیده میشه و کریستالی نیست.
این تفاوت ها به چشم منی اومد که ذره ای از تجربه آقای برزین و حتی دیگر نویسندگان اینجارو ندارم.
در یک کلام بگم تفاوت نسخه 50 گیگ کپی با اورجینال جغد هم متوجه میشه.
امیر
دوستان همراه وبلاگ استقبال بسیار عالی از مسابقه کردند! در مجموع 108 نفر شرکت کردند, از کل شرکت کنندگان 84 نفر جواب صحیح ارسال کردند و 24 نفر متاسفانه جواب اشتباه داده اند! بعضی از دوستان نیز دو یا سه بار جواب های مختلفی ارسال کردند! که فقط جواب اول ثبت شد. همانطور که گفته شده بود قرعه کشی توسط برنامه The Hat انجام شد.
جواب سوال : موزیک متن فیلم "King Kong" اثر James Newton Howard بود.
نتیجه به شرح زیر است: آقایان
امیر
ستار
طاهر
برنده یک نسخه بلو-ری Resident Evil: Retribution هستند.
برنده جایزه ویژه:
پکیج سینمایی یاماها که از طرف فروشگاه آکوستیک در نظر گرفته شده است: آقای
فرزاد سلطان محمدی
هستند, خدمت آقایون تبریک عرض می کنم و یک تشکر ویژه برای شرکت در این مسابقه از همگی عزیران دارم!
دوستانی که برنده شدند برای هماهنگی جهت ارسال جوایز با من تماس بگیرند.
این هم دو ویدئوی کوتاه از قرعه کشی توسط نرم افزار The Hat
http://www.mediafire.com/watch/ca84kekc6jveqeh/Rec003.avi
http://www.mediafire.com/watch/8yl6kzs2w9l2uk7/Rec004.avi
خوش باشید

از امروز 5 اسفند 92 تا 10 اسفند 92 فرصت دارید پاسخ های خود را ارسال کنید.
نکته: قرعه کشی توسط نرم افزار The Hat صورت میگیرد و شخصاً هیچ نقشی در آن ندارم. قرعه کشی فقط بین دوستان شناخته شده وبلاگ انجام می شود.

اولین تجربه برند من در کابل HDMI , با VAN DEN HUL, FLAT شروع شد, کابلی که در دوره خودش به خیلی از دوستان پیشنهاد کردم و ازش واقعا راضی بودم, بعد از وارد شدن بلو-ری به سیستم من مدل FLAT جاشو داد به VAN DEN HUL ULTIMATE تفاوتش با مدل فلت در تیزی بیشتر تصویر بود, فلت یکم بافت تصویر Smooth تری داشت که خیلی مناسبش کرده بود برای دی وی دی پلیرهای درست و حسابی, یکی از دلایلی که Ultimate از مدار خارج کردم بیش از حد آرام بودن این کابل در صدا بود! من در تصویر به صدای وحشی علاقه دارم اما VAN DEN HUL آرام بود و این نمی توانست حس هیجانی من در افکت برآورده کند!
بعدا سویچ کردم روی AudioQuest سری Diamond کابل بسیار گران قیمت و یکی از بهترین هاست, این کابل در صدا بی نظیره, فوق العاده افکتیو و کانالیزه, میتونم بگم یکی از کریستالی ترین صداهارو از این کابل شنیدم! تصویر این کابل اروپایی پسند هست! کمی Chromatic نه به حدی که تو ذوق بزنه اما تاثیر گذاره, اصلا فکر نکنید کابلی که تاثیر منفی روی تصویر بزاره! از بهترین ها در بافت و کنترل گرین همین AudioQuest بود, اما با خواست من کمی فقط کمی در تصویر فاصله داشت!
مدتی دنبال یه کابلی بودم که قیمت مناسب داشته باشه و بشه روش برای یه شروع خوب برای مخاطب وبلاگ تمرکز کرد, تا رسیدم به Monster Cable , یکی از غول های استودیوی و عشق گیتاریست ها :) مانستر در چند مدل محدود HDMI که تولید میکنه جنس صدا و تصویر مشابه ای داره, تصویر تیز و کمی Bold فقط کمی که اصلا اذیت کننده نیست و بلعکس تصویر جذاب هم میکنه, تصویر روشنی داره و رنگ خوب کنترل میکنه, صدای افکتیو عالی داره و جای برای شکایت من نمیزاره اما در موزیک از VAN DEN HUL و AudioQuest عقب تر می ایسته, در کل کابلی که با قیمت ارزونی که داره یک انتخاب خوب برای شروع است.
در حال حاظر کابل Wireworld مدل Platinum Starlight 7 تو مداره, کابلی هم قیمت AudioQuest Diamond برای مدل دو متری 1500 دلار قیمت داره, شروع تست من از Wireworld با مدل ارزون Chroma 7 شروع شد, در مدل Ultraviolet 7 توانست من در صدا و تصویر درگیر کنه و در Starlight 7 بود که کاملا به کابل اول من در تست سینمایی تبدیل شد! از مهم ترین شاخص های این برند در ساخت کابل HDMI همانطور که در مطالب گذشته در مورد این برند گفتم Neutrality فوق العاده ای که در صدا و تصویر داره! با بیشتر شدن میزان تست ها و درک از صدا و تصویر تشخیص تفاوت ها و میزان تاثیر گذار بودن هر محصول بر صدا و تصویر بیشتر و بیشتر میشه و به همان اندازه اشتیاق به تست محصولات مختلف بیشتر می شود! چیزی که در من غیر قابل کنترل است!
کابل Wireworld به همان اندازه که جزئیات تحویل میده نقشی در تصویر نداره, به نحوی که شما بین سورس و نمایشگر یک رابط سومی احساس نمی کنید, مشکلی که حتی در بهترین های این صنعت نیز احساس می کنید! لازم در اینجاهم اشاره کنم کابل های HDMI این کمپانی نیاز به 40 ساعت و بیشتر Break-in دارن و تا قبل از این زمان نمیشه روی پاسخ این کابل نظر داد. بی طرف بودن این کابل روی صدا و تصویر این برند به بهترین انتخاب برای تست کامپوننت ها تبدیل کرده است. تصویری با دقت بسیار بالا بدون نویز پشه ای در لبه های تصویر, کابل HDMI بد روی عمق سیاهی تاثیر میزاره و تشخیص سایه هارو در تاریکی کم و در موارد ارزان قیمت سایه هارو در سیاهی حل می کند! Wireworld سیاه جوهری عمیقی نمایش میده با کنتراست خیره کننده و رنگ های درخشان.
کابل های رده بالای این برند صدای فوق العاده افکتیوی دارند, بسیار کانالیزه و دقیق در هر کانال, مشکل که بسیاری از کابل ها دارن ترکیب کردن افکت ها مخصوصا در پیک های لحطه ای است! Wireworld در سنگین ترین پیک ها کنترل فوق العاده ای بر هر کانال داره و اصلا حس گنگی و سنگینی در کانال های صدارو به شنوده نمیدن. یه حس یکپارچگی فوق العاده در صدا و تصویر این کابل است.
در آخر اجازه میخوام "Wireworld" به عنوان بهترین کابل HDMI تا به این تاریخ اعلام کنم.


تحلیل سیستم جدید من تفاوت برندها
پلیر 450 پایونیر و امپ 1612 دنون چند وقتی است در سیستم من قرار گرفته و یه جورایی سیستم من رو دگرگون کرده و میتونم بیشتر از سیستمم لذت ببرم تفاوت بین این دو پلیر و ورود امپ جدید به سیستم من باعث شد من این تحلیل رو بنویسم . فیلم 2012 ودی وی دی underworld فیلمای مورد تست من بود چون نسبتا با تصویرشون بیشتر آشنا بودم پلیر 450 برای من خیلی جذاب و عالیه سرعت و دقت این پلیر از 6900 بسیار بالاتره و حتی سرعت زمان پخش بلو ری هم منو شوکه کرده بود البته از ریموت خوش دست 6900 نمیشه گذشت.
تست تصویر رو با پلیر 6900 شروع کردم و فیلم 2012 رو دوباره با دقت بیشتری نگاه کردم و همینطور دی وی دی underworld و بعد پلیر 450 تست شد و تفاوت ها برای من خیلی جالب بود در 6900 تصویر گرم و بسیار شارپ بود و پیکسلها در نمایشگر خیلی پر حرارت بودند و گاهی احساس میکردم که رنگها داره از پیکسل خارج میشه و دوچار بی نظمی میشه گرین تصویر چسپیده به هم بود و احساس این که بشه گرین ها رو شمر رو به ادم دست نمیده نویز در پس زمینه تصویر وجود داره بسیار کم ولی بعضی جاها بیشتر و تو ذوق میزنه کنترل بر روی تصویر ضعیف بود و صدا یه جورایی خفه بود و احساس ووکال بودن رو نداشت وخصوصا کانالهای ساروند هم جلو و هم عقب. پخش دی وی دی در 6900 هم خوب بود و نمیتونم بگم خیلی بد بود رنگها مخصوصا سیا در 6900 سیاه خالص نبود و گاهی خاکستری بود و سایه ها در تصویر عمیق نبودن و یه حالت کدر بودن داشت پلیر 6900 تنظیمات خاصی برای تصویر نداره و این میتونه یکی از ضعف هاش باشه ولی پلیر 450 تنظیمات نسبتا خوبی برای بهبود تصویر داره که البته باید برای تنظیم خوب کمی براش وقت گذاشت تصویر 450 عالی بود و رنگها کنترل شده و کمی تصویر نسبت به 6900 سردتر و تیز تر بود رنگ سیاه خالص و گرین کنترل شده و جدا از هم و قابل تشخیص که روی فیلم منو اذیت نمیکرد و یه جورایی میشه اونا رو شمرد 450 برای پخش دی وی دی خیلی زیبا کار میکرد سرعت و پخش تصویر و صدا عالی بود ایرادات بیشتری از تصویر رو میشه دید و نشونه قدرت این پلیر بود از لحاظ جسه و قد وقامت 450 در مقابل 6900 یه غول محسوب میشه شاسی های 450 برای موزیک با ولوم بالا میتونه کمک شایانی انجام بده
فیلم 2012 در 450 برای من یه فیلم دیگه شده بود وجزئیات صدا و تصویر خیلی بیشتر شده بود مخصوصا در سکانسهای تخریب شهر عالی تصویر رو نمایش میداد.
صدا دی تی اس در 450 با دقت کامل بر روی کانالها انجام میشد و صدای فوکال و واضحی رو داشتم
کانالهای ساروند خیلی عالی بودن صدا براحتی جریان داشت و احساس خفه بودن و گرفتگی از صدا برداشته شده بود و من عاشق این صدای 450 هستم پخش صدای دالبی هم در 450 خوب بود و نسبت به 6900 وضوح بیشتری داشت و از صدای دالبی لذت بیشتری میشه برد.
کانال ساب ووفر یکی مشکلات همیشگی من بوده که در کمال تعجب خیلی منو غافلگیر کرد پیکهای لحضه ای سنگینتر و ووفر بیشتر وصدای نرمتری رو داشتم در 6900 کانال ساب اونجوری که میخواستم نبود و 450 اینو جبران کرد
کار کردن با 450 خیلی راحت و با امکانات بیشتر هم در صدا و هم در تصویر همراهه این میتونه از این پلیر یه دستگاهه دوس داشتنی بسازه. هنگام پخش فیلم و موزیک در قسمت فانکشن شما میتونید بیت و ریت صدا رو ببینین که من در کمتر پلیری دیده بودم و خیلی میتونه جالب باشه کم و زیاد شدن بیت و ریت در یه فیلم و به قدرت صدا گزاری در اون فیلم پی ببریم.
برداشتن ورودی و خروجی اضافی در این دستگاه حرکت زیبایی بود که من خیلی دوس داشتم
در 6900 برای پخش usb با مشکلات جابه جایی صدا روبرو بودم که 450 این مشکل رو حل کرد
تست موزیک در 450 عالی بود صدا درخشش خاصی داشت و وضوح بیشتر و شفافیت خاصی رو به همرا داشت که در 6900 اینجور نبود و همیشه یه پرده نازک بر روی صدا وجود داشت که گاهی من فکر میکردم از پنل روی بلنگوهای جامو ممکنه باشه و با تست بیشتر دیدم که خروجی صدا در 6900 همینه و بیشتر از این نمیشه ازش انتظار داشت.
البته 1612 دنون با اینکه امپ خیلی گرونی و جدیدی نیست ولی با 450 خیلی خوب ترکیب شده ظاهر زیبا و ذمخت 1612 با اون رنگ کربنی به سیستم من روح جدیدی بخشیده من امپ 519 پایونیر رو رد کردم رفت و ارزش نگه داشتن رو نداشت ولی 6900 رو برای تفاوت پلیرها با هم دیگه نگه داشتم اخه تفاوت پلیر برای تست یه کم سخت تره البته نظر من اینه چون وقتی امپ 1612 رو گرفتم تفاوت برای من زمین تا اسمون بود و خیلی تفاوت ها فاحش بودن ولی با پلیر 450 و 6900 برای تفاوت بین تصویر و صداشون خیلی سرو کله زدم نمیشه همینجوری به یه پلیر منفی داد و یکی مثبت.
با تفاوت هایی که از این دوپلیر دیدم هم تو صدا و تصویر و مخصوصا گرین متوجه شدم که یه پلیر تجاری ضعیف تا چه حد میتونه تاثیر منفی در صدا و تصویر داشته باشه پلیر 6900 در مجله ها و سایت ها بعنوان یه پلیر خوب معرفی میشه و امتیاز میگره هم از صدا و هم تصویر چجوری من نمیدونم و من تازه کار این پلیر رو انتخاب میکنم و فیلم اورجینال تهیه میکنم و تست میکنم و در آخر با اومدن 450 متوجه میشم که تازه لذت بردن از صدا و تصویر شروع شده. در 6900 رنگها اضافه بودن و مثلا در فیلم 2012 در یه سکانس تصویر رنگهای اضافه داشته و من متوجه نمیشدم یا صدا یه سکانس خیلی عالی بوده و من فکر میکردم ضعیفه همه این موارد میشه با یه انتخاب خوب در پلیر و تحقیق بیشتر حلش کرد.
نوشتن در مورد صدا و تصویر برای من خیلی شیرین و جذابه ولی شک نکنین که کار سختیه نیاز به وقت و ارامش و ذهن آزاد داره بهرنگ جان به من لطف داشتن و منو جزء نویسندگان کردن و دوباره ازشون تشکر میکنم.
یعقوب

اولین بلوری پلیری که داشتم " یایونیر" بود, پایونیر تقریبا اولین تجربه خرید ویدئو پلیرهای درست و حسابی اکثر Videophile هاست, بعدا دنن به سیستم اضافه شد و آخرین انتخاب من OPPO بود. به جرات میتونم بگم در حال حاظر پایونیر, دنن و آپو پرچمداران صنعت ویدئو پلیرها هستند, و پایونیر از بهترین های گذشته این صنعت است. ( به نظر من) سونی در این رده بندی قرار نمیدم! چرا که پلیرهای سونی مشکل جدی صدا دارن! حتی مدل های های اند سونی افکتیو نیستند و یه جورای پیک های لحظه ای کات می کنند!
هر سه برند پایونیر, دنن و آپو ویژگی های خودشون در صدا و تصویر دارند و میتونم بگم صاحب کلاس خودشون هستند.
پایونیر همانطور که همیشه گفتم ویدئو پلیر ساز فوق العاده ای در صداست, صدای افکتیو و فوق العاده دینامیک از خصوصیات پلیرهای پایونیر است. تصویر هم در پایونیر یکی از بهترین هاست, جزئیات بالا, کمی Chromatic و برجسته از شاخص های تصویر پایونیر است.
پایونیر در محصولات جدیدش نسبت به دیگر برندهای مطرح این صنعت اجرا موزیک خوبی نداره! بلوری پلیرهای پایونیر موزیک افکتیو اجرا می کنند و انرژی اضافی در صدا دارند! فاجعه نیستند اما در های کلاس جالب هم نیستند.
دنن پلیر کمی مینیمال, صدای افکتیو خوبی داره اما با موزیک و دیالوگ هر بیننده به تحسین وادار می کند, صدای دنن کمی کانالیزه تر از پایونیر هست و تاکید خاصی روی موزیک و دیالوگ داره, افکت نسبت به پایونیر که پلیر وحشی بحساب میاد کمی خانومانه تر اجرا میکنه, اگر اجسام هم جنسیت داشتند من پایونیر مرد و دنن خانوم میدیم :)
دنن به عنوان یکی از بزرگان صنعت های فای فقط کافی از یکی از طراحان خودش بخواد یه نقشه ساده برای مدار صوتی ویدئو پلیرهاش بده, نتیجه میشه همین موزیکی که بلوری پلیرهای های اند دنن دارند, صدای گرم با جزئیات بالا و سوکوت های که فقط از دنن می شنوید.
آپو تصویری فوق العاده شارپ و برجسته ای داره, رنگ هارو عمیق و بدون اغراق نمایش میده, خطوط بی نظیر تمیز بدون نویز پشه ای و تیز نمایش میده, کنترل فوق العاده ای روی بیت ریت داره و نهایت پتانسیل دیسک اجرا می کند. پلیرهای آپو صدای افکتیو کانالیزه بسیار تاثیرگذاری اجرا می کنند و از خصوصیات این پلیر کنترل فوق العاده در فرکانس های صداست, به نحوی که دیالوگ, موزیک و افکت تعادل دارند و اصلا حس برجسته بودن بخشی از صدارو به بیننده نمیده. آپو صدا و تصویر در نهایت کنترل و پتانسیل آنچه روی دیسک هست اجرا می کند.
بلوری پلیرهای آپو تبدیل به یکی از سورس های Audiophile ها شده است! در تصاویر نمایشگاه های که براتون گذاشتم حتما آپو به عنوان سوری صدا در دموها دیدید؟! میدونم اصلا قابل باور نیست اما باور کنید مدل BDP-105 این کمپانی در حال حاظر یکی از رفرنس های صدا بحساب میاد! موزیک این پلیر شمارو حیرت زده می کند, این پلیر صدارو با پس زمینه فوق العاده سفید اجرا می کند, انرژی اضافی در صدا نیست و صدا به گوش فشار وارد نمی کند, صدای هیچ ویدئو پلیری به اندازه این مدل پخته تر و عمیق تر نیست! Ambience صدای این پلیر آنالوگ, آنالوگی نه به سمت ملایم شدن جزئیات صدا, تزئینات صدا آنالوگ با جزئیاتی شبیه به دیجیتال! و این برای یک ویدئو پلیر فوق العاده است.
در آخر اجازه میخوام از نظر شخصیم کمپانی OPPO به عنوان بهترین بلو-ری پلیر ساز تا به این تاریخ معرفی کنم.
مثل تمام کارهای که خود فیلم دوست نداشتم, خیلی سریع بریم ببینیم در صدا و تصویر چی برای گفتن داشته!
تصویر Pacific Rim در نسخه دو بعدی فوق العاده تمیز بود, بدون گرین و نویز در فضاهای بسته و تاریک.
کنتراست نسبتا قابل قبول بود, مخصوصا در کلوزآپ ها ایده ال بود و جای برای ایراد گرفتن نداشت, فقط در صحنه های CGI یکم از کنتراست کم میشد!
بافت سوژه ها باز در کلوزآپ ها عالی بود, بسیار دقیق و البته ملایم
حجم بیت ریت کمی متغییر بود و تا (35 Mbps) هم بالا میرفت! این حجم بالای بیت ریت خیلی کمک کرده بود در صحنه های اگشن ساختار تصویر حفظ شود.
تنها نکته منفی تصویر نسبت 1.85:1 بود که یکم تو ذوق میزد!
در کل تصویر خیره کننده نبود, اما میشه گفت ایده ال بود.
صدا: DTS-HD Master Audio 7.1 و DTS-HD Master Audio 5.1
فیلم در نسخه خانگی دو تراک 5.1 و 7.1 داره, در 7.1 از کارای بود که اصلا نمیشه گفت ساراند قوی داشت!
صدای فیلم متمرکز بود در کانال ساب ووفر و مرکز!
باس سنگین و ویران کننده بود, خیلی مشخص روی فرکانس پایین کار شده بود! از نکات منفی فرکانس پایین در یکی از صحنه های مبارزه با چوب بود که حجم فرکانس پایین خیلی الکی زیاد بود.
کانال های ساراند جزء در صحنه های خاص اصلا فعال نبود و گاهی اصلا وجودشون حس نمیشد! همانطور که گفتم بار صدای این فیلم در مرکز و ساب بود! عدم فعال بودن ساراند ها فضای DSP بدی برای این فیلم ایجاد کرده بود! در اکثر زمان فیلم اصلا حس نمی کردید در یک محیط سینمایی 7.1 کانال قرار دارید!
از شاخص های بسیار مثبت این کار صدای دیالوگ فوق العاده بود! صدا بسیار جلو شنیده میشد, حتی در صحنه های اگشن هم صدا جون دار و بسیار واضح بود.
تصویر
صدا
اما سوالی که خیلی از من میشه این که گرین چی هست؟
گرین از اولین تصویر ثبت شده روی نگاتیو تا به امروز بخشی از سینما بوده و هست, نگاتیو نواری پلاستیکی از جنس "سلولوز استات" که با "halide" (هالیدها ترکیبی است بین نقره و هالوژن) که توسط یک ماده ژلاتینی پوشانده شده است.
در فیلم براداری نگاتیو قسمت های که بیشتر نور میبینند ذرات نقره به نقره متالیک تغییر می کند و بعد از چاپ بصورت دانه های براق در تصویر دیده می شوند. جنس نور شدت نور و نو یا کهنه بودن نگاتیو همگی از عواملی هستند که می توانند میزان و شکل گرین مشخص کنند.

در نگاتیوهای اولیه لکه های سفیدی در تصویر ظاهر میشد که به دلیل ترکیب شدن ذرات نقره در بخش های از نگاتیو و نور دیدن آن نقاط و متالیک شدن نقره بصورت لکه های سفیدی در تصویر دیده میشد.
شکل و اندازه گرین بسته به میزان نور و حساسیت نگاتیو تغییر می کند, در فیلم های قدیمی به علت پایین بودن حساسیت فیلم ها و خطای لنز دوربین ها در آن زمان گرین قسمت غیر قابل کنترل و حذف نشدنی از صنعت سینما بود. اما با پیشرفت صنعت سینما و بالا رفتن حساسیت نگاتیو و دقیق تر شدن لنز دوربین های سینمایی در کنترل نور شکل و میزان گرین تصویر هم تغییر کرد و کمی تحت کتترل قرار گرفت. یکی دیگر از دلایل زیاد شدن میزان گرین تصویر کهنه بودن نگاتیو است, در فیلم Saving Private Ryan استیون اسپیلبرگ از نگاتیو کهنه برای ساخت این فیلم استفاده کرد تا گرین و فضای واقعی تری از خاطرات یک کهنه سرباز جنگ جهانی به بیننده انتقال بده, و بنظر من خیلی بهتر از دیگر آثار گرینی اسپیلبرگ! انجام شد.
نکته: صحبت فیلم برداری شد این بگم که عبارت "فیلم برداری" فقط برای ثبت تصویر روی نگاتیو صحیح است, در ضبط تصویر بصورت مغناطیسی یا دیجیتال باید از عبارت تصویر برداری استفاده شود.
با دیجیتال شدن تجهیزات استودیوهای فیلم سازی در دهه 90 میلادی امکان اسکن دیجیتال نگاتیو خام (راش) این امکان ایجاد کرد تا تصاویر دیجیتال شده را در محیط نرم افزارهای فوق حرفه ای که صرفا" برای استودیوهای هالیوود طراحی شده بود اصلاحاتی روی تصویر انجام شود, اصلاحاتی مثل کنترل میزان گرین تصویر, تمیز کردن تصویر از خراش های روی نگاتیو, اصلاح رنگ و موارد دیگر, امروزه صنعت سینمایی هالیوود به حدی در زمینه Restoration پیشرفت کرده که شاهد بازسازی مجدد آثار برجسته کلاسیک به شکل خیره کننده ای هستیم! به عنوان مثال کاری مثل "بن هور" روی بلوری فوق العادست! من سالها پیش از نسخه دی وی دی 4 دیسک این کار نوشتم و گفتم که نگاتیوهای این فیلم در قسمت های کاملا فاسد شده بوده و حتی غیر قابل اسکن بوده! با این حال نتیجه شد نسخه بسیار عالی در زمان خودش, در نسخه بلوری این کار در سکانس های تصویر اینقدر خوبه که نمیشه باور کرد این فیلم در سال 1959 ساخته شده است.
گاهی نویز دیجیتال با گرین اشتباه گرفته می شود, یکی از دلایل ایجاد نویز در تصاویر دیجیتال کوچک بودن سایز CCD دوربین است, یکی از ویژگی های که دوربین های RED بین فیلم سازها محبوب کرد بزرگ بودن سایز CCD و امکان ثبت تصاویر تمیز در نور کم بود. در فیلم های امروزی و روی بلوری هم گاهی در پس زمینه تصویر و نقاتی که نور کمتری در صحنه است نویز وجود دارد که نباید با گرین اشتباه گرفته شود. از بهترین کارای که با دوربین RED گرفته شده و تصویر فوق العاده تمیزی داره Knowing
گرین در فیلم های امروزی دو حالت نگاتیو و دیجیتال داره, در نگاتیو که داستان با گذشته تفاوتی نکرده, فقط بیشتر تحت کنترل قرار گرفته و دقیق تر از قبل شده. در دیجیتال دیگه خبری از گرین نیست و جاشو نویز گرفته! گرین در فیلم های امروزی به تصویر اضافه می شود, کارگردان تو اتاق مسترینگ میخواد که اینجای فیلم گرینی باشه, کجا مقدارش بیشتر بشه یا اصلا نباشه و یا کل فیلم یه گرین دونه درشت مزخرف داشته باشه!
پلبر در نمایش گرین تاثیر زیادی داره, پلیرهای ارزون و ضعیف گرین تو هم میبرن و خیلی دونه درشت و زشت نشون میده! اما پلیر درست و حسابی گرین از بافت تصویر جدا می کنند و حس لزج و چسبندگی گرین به تصویر ازش میگیره, گرین تفکیک داره و حالت مه آلود از تصویر میگیره و بهش هویت میده.
این داستان ساده گرین بود که خیلی در موردش سوال می کردید!