Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
از سال 1980 میلادی در انجمن خدمات حرفه ای صدا SPARS تصمیم گرفته شد بروی دیسک, کاور یا دفترچه همراه دیسک های صوتی یکسری کد سه حرفی با حروف بزرگ نوشته شود تا نشان دهنده این باشد که این موسیقی ضبط شده بروی این دیسک به چه روشهای فنی آماده سازی شده است. من در این مطلب هرکدام از این کدها را برایتان توضیح میدهم که به چه معنی هستند.
AAA یک ضیط کاملا آنالوگ است, ضبط سازها و ووکال, میکس و مسترینگ همگی به صورت آنالوگ انجام می شود.
از این فرمت برای تولید LP و نوارهای ریل جهت استفاده در کار حرفه ای و خانگی استفاده میشد. یک شرکتی با نام RykoDisc چند آلبوم موسیقی را بروی کاست های صوتی استاندارد با کد AAA وارد بازار کرد و تمام.
ADA در این روش ضبط اصلی به صورت آنالوگ انجام می شود, سپس پروژه به دیجیتال تبدیل شده, میکس و ویرایش دیجیتال انجام می شود, و در نهایت دوباره بروی ریل های آنالوگ ذخیره شده و مسترینگ نهایی بر روی کار انجام می شود. خروجی اصلی آنالوگ است.
DAA در این روش ضبط اصلی به صورت دیجیتال انجام می شود, سپس پروژه ضبط شده به آنالوگ تبدیل می شود و میکس, ادیت و مستیرنگ به صورت آنالوگ انجام می شود. فرمت ایده آل برای LP های چاپ تجاری است.
DDA در این سیستم ضبط سازها, ووکال و میکس و ادیت نهایی به صورت دیجیتال انجام می شود, و در مرحله نهایی صدا بروی نوارهای آنالوگ منتقل شده و مسترینگ نهایی انجام می شود. این هم برای تولیدات تجاری و ارزان تر LP بسیار رایج است.
چهار کد اول خروجی نهایی آنالوگ دارند. و چهار کد دوم خروجی نهایی دیجیتال دارند.
AAD این یکی از مورد علاقه ترین روش های ضبط برای اودئوفیل هاست. ضبط صدای سازها و ووکال به صورت آنالوگ انجام می شود. میکس و ادیت نهایی هم بروی میز میکس آنالوگ انجام می شود. در مرحله آخر فایل به دیجیتال تبدیل شده و بروی میز میکس دیجیتال مسترینگ انجام می شود.
ADD در این روش صدای سازها و ووکال آنالوگ ضبط می شود, سپس دیجیتال شده و میکس, ادیت و مسترینگ دیجیتال انجام می شود.
DAD در این روش سازها و ووکال دیجیتال ضبط میشه و برای بخش میکس و ادیت تبدیل به آنالوگ می شود, و در مرحله آخر برای مسترینگ دوباره به دیجیتال تبدیل می شود.
DDD این کد در اکثر استودیوهای سراسر جهان مورد استفاده قرار می گیرد. یک فرمت کاملا دیجیتاله که از صفر تا صد کار دیجیتال انجام می شود. صدای سازها و ووکال به صورت دیجیتال ضبط می شود, میکس و ادیت هم دیجیتال هست, و مسترینگ هم دیجیتال انجام می شود.
فرق کد DDD با روش های که در یکی از مراحل ابتدایی, میانی و انتهایی ضبط آنالوگ را به دیجیتال تبدیل می کردند ضبط بروی نوارهای دیجیتال است, اما در کد DDD صدا بروی هارد دیسک سرور استودیو دخیره می شود! و میدونید که نویز تشکیلات کامپیوتری تاثیرات منفی روی خروجی نهایی خواهد داشت. البته هستن استودیوهای که از کد DDD برای ضبط استفاده می کنند, اما تمام ضبط هاشون بروی نوار دیجیتال انجام میدن.
خوش بگذره...
با این که من خیلی فیلم بین نیستم! اما فیلم های ماجراجویی دوست دارم, و آنچارتد یکی از فیلم های بود که حسابی برای دیدنش هایپ بودم. بنظرم سینمایی هالیوود نیاز داشت یک فرنچایز ماجراجویی جدید و بکر به مخاطب عرضه کنه و انتخاب آنچارتد بی شک بسیار درست و به وقت بود. نسخه ی سینمایی آنچارتد بلعکس بسیاری از اسپین آف های سینمایی که خیلی فن سرویس ساخته میشن, و در آخر هم نه فن های گیم راضی میکنن و نه مخاطب سینمایی را, آنچارتد داستان خودشو روایت میکنه و در جاهای هم به مجموعه بازی ها نگاهی داره... من فیلم دوست داشتم و از دیدنش لذت بردم, این که دوستان فیلم باز درباره فیلم چه نظری دارند در تخصص من نیست, پس بریم ببینیم در بخش فنی که تخصص و تجربه دارم, فیلم چی برای گفتن دارد:
تصویر:
مراحل اصلاح رنگ و HDR به صورت 2K انجام و رندر شده است و در نسخه ی 4K خانگی آپ اسکال 2K به 4K انجام شده است!
در نسخه ی خانگی آنچارتد یک تصویر کاملا تمیز و عاری از گرین داریم, که از نظر من خیلی مناسب یک فیلم ماجراجویی نیست!
هایلایت های روشن در نسخه ی HDR درخشش خیره کننده ای ندارند, به جز در چند سکانس مثل داخل کلیسا و چند صحنه ی دیگه از فیلم ما روشنایی خیره کننده و هایلایت های درخشان نمیبینیم!
تصویر در نسخه ی HDR و در نمایش جزئیات تصویر در صحنه های تاریک فوق العاده ست, با این که فیلم استاتیک HDR هست اما انقدر خوب از لات های مناسب استفاده شده که در هیچ صحنه ای از فیلم جزئیات سوژه ها در نماهای تاریک و بسیار روشن از دست نرفته و عالی نمایش داده میشن و این از شاخص ترین بخش ها از تصویر آنچارتد در نسخه ی HDR هست.
تصویر آنچارتد خیلی جزئیات بالایی نمایش نمیده! و در کل میشه گفت تصویر نرم هست مخصوصاً در سکانس های روشن من جزئیات بیشتری دوست داشتم ببینم, بلعکس در سکانس های تاریک جزئیات پوست, پارچه و جزئیات کلی تصویر میشه گفت کافی هستند, در نسخه ی بلوری استاندارد جزئیات در تمام سکانس های بیشتر و بهتر از نسخه ی 4K هست, اما در نسخه ی HDR 4K تصویر کمی نرم تر اما هایلایت ها در سکانس های تاریک بسیار بهتر نمایش داده میشه.
بنظر من اگر نسخه ی 4K فیلم دینامیک +HDR10 بود, به دلیل عدم نیاز به استفاده از لات های کلی حتما ما شاهد تصویر روشن تر و با جزئیات بیشتری بودیم.
صدا:
آنچارتد در نسخه ی خانگی 4K با صدای Dolby Atmos و در نسخه ی بلوری استاندارد DTS-HD Master Audio 5.1 عرضه شده است.
بی شک و بی شک جذاب ترین بخش در نسخه ی خانگی آنچارتد برای ما صداست... صدای دالبی اتموس آنچارتد یکی از بهترین های یک سال گذشته بود و میتونم بگم هم رده با فیلم A Quiet Place Part II قرار میگیره.
دینامیک رنج صدا در آنچارتد نفس بیننده بند میاره و میخکوبش میکنه, افکت ها انقدر سنگین و با جزئیات بالاست که حالتون خوب میکنه, هرآنچه ما علاقمندان به صدای سینمایی می خواهیم در نسخه ی دالبی اتموس آنچارتد هست. حجم سنگین و نفس گیر بیس, کانالیزه بودن صدا و حرکت افکت های صدا بین کانال های اطراف و بالای سر بیننده, جزئیات بسیار درخشان و دقیق افکت ها, موسیقی بسیار عالی و دیالوگ شفاف و با قدرت یک پکیج کامل از لذت صوتی برای شما ایجاد می کند.
کانال بیس LFE از درخشان ترین و تاثیرگذار ترین بخش های صدای آنچارتد هست, اوج لذت صوتی از بیس سنگین در سکانس پایانی و حرکت و برخورد کشتی های چوبی به هم و سخره ها ست, نهایت Excursion ساب ووفر میتونید روی این سکانس تجربه کنید, بی شک شوکه کننده است و هر علاقمندی به صدای سینمایی را به وجد میاره... صحنه برخورد کشتی چوبی به سخره و متلاشی شدنش فوق العاده ست. فقط من لود سنگینی که لحظه حرکت هلکوپتر ویکتور "مارک والبرگ" از بالای هلکوپتر آدم بدهای داستان دوست نداشتم, بنظرم یکم زیاد بود, به غیر از همین صحنه صدای کانال LFE فیلم از بهترین هاست و باید تجربه اش کنید.
کانال های سقفی در این فیلم کاملا درگیر و در اختیار فیلم هستند, حرکت هلکوپترها بروی سقف درخشان کار شده, جزئیات و حرکت افکت ها در کانال های سقفی دیوانه کننده ست (البته اگر ساندبار سنهایزر دارید از شنیدن این صداها محروم هستید)
کانال های ساراند داستان براتون روایت میکنه و شمارو در جریان اتفاقات قبل و بعد قرار میده, کاملا درگیر و فعال هستن و کوچکترین درگیری ها و صداهای اطراف را با دقت و قدرت منتقل می کنند. عالیه...
دیالوگ شفاف جلو و کاملا واضح شنیده میشه, هیچ نیازی نیست برای شنیدن گفتگوهای آرام دقت کنید یا وولوم بالا ببرید. (منظورم از جلو شنیده شدن صدای گفتگوها خارج از باکس بلندگوی مرکزی, حس جدا بودت صدای گفتگوها و سیال بودنش هست)
موزیک فیلم عالیه, کمپانی دالبی چند ساله که داره روی میکس موزیک با فرمت دالبی اتموس کار میکنه, و دارم در مقالات مختلف میخونم که تهیه کننده ها و موزیسین های مختلف هم دارن به این فرمت علاقه نشان میدن! من دوست ندارم و همچندان صدای استریو برای موزیک گوش کردن ترجیح میدم (منتظر دک های مجهز به دیکدر دالبی اتموس برای موزیک باشید, و چقدر قراره به اودیوفایل های ایرانی که در عمرشون صدای دالبی اتموس نشنیدن اما حالا در تحلیل صدای دالبی اتموس صاحب نظر شدن بخندیم... بگذریم) موزیک فیلم آنچارتد آقای "رامین جوادی" ساختن, که الان دیگه از آهنگ سازهای به نام هالیوود بشمار میان, سریال "بازی تاج و تخت" هم ایشون موزیکشو ساخته که همه (جز من) دیدن, موزیک فیلم آنچارتد هم واقعاً درخشان هست و خیلی به حال و هوای ماجراجویانه داستان کمک کرده. سکانس دیسکوی زیر زمینی یکی از بهترین ها برای تجربه ی موزیک دالبی اتموس هست, خیلی سخته میکس صدای موزیک اتموس با افکت های که سنگین و پر حجم هستن, اما در این سکانس صدای افکت و موزیک درخشان هست و قطعاً به یادتان خواهد ماند.
در کل نسخه ی 4K آنچارتد تصویر قابل قبول و در بخش صدا یک تجربه صوتی فوق العاده و هیجان انگیز در اختیار بیننده قرار میده.
خوش باشید
تصویر 4K
تصویر 1080
صدا
یکی از بحث های مهمی که در صدا و تصویر مطرح است ، تفاوت بین آنچه که درست است و آنچه که ما دوست داریم است. که این دو مقوله کاملا مجزا و متفاوت هستند. و به هیچ وجه در مبحث اودیو و ویدئو چیزی با عنوان آنچه که دوست دارم و سلیقه من است نداریم! چه زمانی بحث دوست داشتن و سلیقه منتفی می شود؟ زمانی که ما می گوییم من می خواهم یک اودیو یا ویدئو فایل باشم.
اودیو یا ویدئو فایل به شخصی گفته می شود که علاقمند به صدا و تصویر از نظر فنی است. این یعنی علاقه و استفاده از تجهیزات مدرن صدا وتصویر ؛ اینجا جایی است که دیگر سلیقه و دوست داشتن مطرح نیست و یک مورد یا درست است یا نادرست! این صدا یا تصویر از نظر یک متخصص یا درست است یا نیست!
اما وقتی شما می خواهید موسیقی گوش بدهید یا فیلم ببینید جایی است که شما می توانید نظر و سلیقه خود را مطرح کنید و هیچ لزومی ندارد که شما برای شنیدن موسیقی و دیدن فیلم هزینه های میلیاردی کنید و سیستم های صوتی های اند ، نمایشگر های "های اند" و... داشته باشید . چون این دو موضوع کاملا به یکدیگر بی ربط هستند. شما هیچ اودیو فایلی را پیدا نمی کنید که صرف اودیو فایل بودن در زمینه موسیقی اطلاعاتی داشته باشد و هیچ موزیسینی را هم پیدا نمی کنید که سیستم های اند آنچنانی در منزل داشته باشد.
برای مثال می توان از فردی گفت که می گوید من می خواهم یک اتومبیل ولوو بخرم که بالاترین استاندارد ایمنی را دارد ، بسیار اتومبیل راحتی است ، می خواهم با این اتومبیل به مسافرت بروم و از رانندگی لذت ببرم . از طرفی شخص دیگری هم هست که می گوید من می خواهم فراری بخرم ، فراری اتومبیلی است که صندلی ها راحت ندارد و داخل اتومبیل حتی جایی برای ساک مسافرتی شما هم نیست! این اتومبیل ایمنی کافی برای سرنشین در هنگام تصادفات را ندارد چون این ماشین ساخته شده برای سرعت های بالا و کسانی که صرفا از سرعت و قدرت موتور اتومبیل لذت می برند. اما ولوو ساخته شده برای اینکه شما بتوانید رانندگی لذت بخش و ایمن را در کنار قدرت و سرعت مناسب داشته باشید. توی پورشه شما راحت و ایمن نیستید اما به شما لذت و هیجان سرعت بالا را می دهد.
در این مثال خواهان اتومبیل ولوو در واقع کسی است که می خواهد فیلم ببیند، موسیقی گوش کند و لذت ببرد. و می تواند یک نمایشگر LCD کاملا ساده داشته باشد و یک فایل 720P دانلود کند و از تماشای فیلم لذت ببرد. یا با داشتن یک ضیط سونی یا یک استریوی وینتیج 40 یا 50 سال پیش آنچنان لذتی از یک موسیقی ببرد که هیچ ادیو فایلی چنین لذتی نبرده است.
یک ویدئو فایل از سینما و فیلم دیدن لذت نمی برد بلکه از جنبه های فنی تصویر لذت می برد و این لذت ها که متعلق به ابعاد فنی صدا و تصویر است کوتاه مدت هستند . شما صرفا چند روز می توانید از یک صدا یا تصویر لذت ببرید ، پس از آن از نظر یک اودیو یا ویدئو فایل ایرادی در صدا یا تصویر پیدا می شود که ذهن او را درگیر می کند و باید این ایراد را رفع کند ؛ که در دنیای های اند برای رفع کردن این ایراد ها باید هزینه کنید و هزینه کنید و هزینه کنید...
یک اودیو فایل معمولا از یک موسیقی لذت نمی برد . اگر به نقدها و مقالات اودیو فایل ها در دنیا نگاهی بیندازید خواهید دید که آنها امروز از یک صدا راضی هستند ولی فردا صدا در نظرشان مشکل دار بوده ، چرا؟! جای بلندگوها را باید عوض کنم ! مشکل برق داشتم! در بیس مشکلی پیش آمده پس باید ساب ووفر را عوض کنم! و... ( باید بدانید مقداری از مشکلاتی که به نظر یک ویدئو یا ادیو فایل می آید ذهنی است و مقداری حقیقی و نکته قابل توجه این است که حتی درجه گرمی و سردی هوا هم روی کیفیت صدایی که مد نظر یک اودیو فایل است تاثیر می گذارد.) که این مسایل هیچ کدام هیچ ربطی به موسیقی ندارند.
اینها بازی های صدا و تصویر هستند که شما را درگیر می کنند.
پس کسی که می خواهد وارد دنیای اودیو و ویدئو بشود باید بپذیرد که بخش مهمی از لذت اصلی صدا و تصویر را از دست می دهد و وارد دنیای لذت های فنی می شود . لذت هایی که موقتی است، ادامه دار نیست و با کوچک ترین تغییر در صدا و تصویر لذت شما محو می شود.
هیچ اودیو یا ویدئو فایلی حتی در طول یک ماه هم از صدا یا تصویر سیستم خود راضی نیست!
اما کسی که یک نمایشگر LCD ساده یا یک ضبط سونی قدیمی دارد همیشه دارد از موسیقی که می شنود یا فیلمی که می بیند لذت می برد.
پس من به عنوان یک اودیو ، ویدئو فایل به علاقمندان توصیه نمی کنم که وارد عرصه صدا و تصویر حرفه ای بشوند. چون یا باید به لذت های موقتی و گذرا اکتفا کنید و مدام در پی ارتقاء سیستم های صدا و تصویر باشید ، یا اینکه در دسته اکثریت باشید و از دیدن فیلم و شنیدن موسیقی لذت ببرید.
اما نکته مهمی که در این زمینه مطرح است اینکه در ایران و بعضی نقاط جهان افرادی هستند که این دو مقوله را با هم قاطی می کنند و مثلا می گویند ما سیستم صوتی می سازیم که صدای های اند می دهد!
های اند یعنی گران و پرمیوم بودن! های اند یعنی متخصص آن سیستم بودن!
پس اگر می خواهید از نمایشگر یا سیستم صوتی اتان لذت ببرید نباید وارد دنیای های اند بشوید . ولی اگر وارد این عرصه شدید باید لذت های قیلی را کنار بگذارید و بدانید که لذت های جدیدی می آید که می تواند بسیار قوی باشد، آنقدر که شما را مسحور کند اما موقتی است. در واقع اودیو و ویدئو مانند مخدر است. لذت هایش موقت است و همواره شما را در پی خود می کشاند به امید دست یافتن به لذت های قبلی که شاید هیچ وقت به دست نیاید .
در آخر باید تاکید کنم که دنیای های اند مملو از سرخوردگی ها و درگیری ها، لذت های قوی ولی زود گذر و حساب بانکی های دایما در حال کاهش است. و در این عرصه شما نه به لذت شنیدن موسیقی می رسید و نه به لذت سینما.
در این پست میخوام کمی در مورد نمایشگرهای (Quantum Light-Emitting Diode) QLED و ویژگی هاش در نمایش محتوای HDR صحبت کنم
در نمایشگرهای QLED یک لایه فیلتر با ذرات کوانتومی که از عناصر فلزی مثل کادیوم ساخته شده اند, بروی لایه ای که آرایش پیکسلی و نمایش محتوا هست قرار میگیرد.
لایه کوانتومی هر کدام از رنگ های به نمایش گذاشته شده توسط نمایشگر را به صورت منشور به چهار رنگ تبدیل می کند, و در عمل از هر رنگ چهار سایه رنگی (Shade Of Color) با طیف های مختلف ساخته می شود, که نتیجه میشه یک پوشش رنگی غنی و روشنایی خارق العاده بالا

در نمایشگرهای عادی رده بالا پوشش رنگی حدود 80 درصدی در Rec. 709 داریم, که میشه در حدود 80 تا 90 درصد از پوشش رنگی DCI-P3 اما در نمونه های رده بالای کوانتومی ما بیش از 150 درصد پوشش رنگی Rec. 709 خواهیم داشت, که میشه 113 درصد DCI-P3 که استاندارد اصلی نمایش محتوای HDR است, که در نمایشگرهای رفرنس اصلاح رنگ DI استفاده می شود.
در نمایشگرهای رده بالای عادی (دقت کنید می نویسم رده بالا, ما با نمایشگرهای تجاری ارزان قیمت کاری ندارم) Color volume وقتی شدت نور از 600 نیت بالاتر میره رنگ های با غلظت بالا درصدی از خلوصشون از دست میدن, در بهترین حالت در حداکثر روشنایی 50 تا 60 درصد از غلظت رنگ را خواهیم داشت و بیشتر نور هست که نمایش داده میشه تا رنگ ها, اما در نمایشگرهای کوانتومی رده بالا ما تا 2000 نیت روشنایی و 90 تا 95 درصد از خلوص رنگ ها را خواهیم داشت, که فقط در نمایشگرهای رفرنس اصلاح رنگ ما تا 2000 نیت روشنایی با خلوص رنگ کامل شاهد هستیم.
برای نمایش محتوای HDR حداقل به 800 نیت روشنایی نیاز هست, که بهترین نمایشگرهای OLED به سختی به این شدت روشنایی نزدیک میشن, و به همین دلیل هست که هنوز OLED ها بهترین انتخاب برای نمایش محتوای HDR و دالبی ویژن نیستند.
به عنوان مثال در بالاترین مدل OLED سونی A90J در محتوای HDR زیر 800 نیت روشنایی داریم, در پترن 2 درصد 800 نیت و در پنجره 100 درصد حدود 180 درصد cd/m² شاهد هستیم! و در ال جی OLED C1 در نمایش محتوای HDR کمی بیشتر از 600 نیت در پترن 2 درصد زیر 800 نیت و در پنجره 100 درصد 130 نیت روشنایی داریم! مقایسه کنید با سامسونگ QN90A که در نمایش محتوای HDR تا 1800 نیت روشنایی داریم, در پترن پنجره 2 درصد بالای 1300 cd/m² و در پنجره 100 درصد عدد خیره کننده ی 730 نیت روشنایی داریم.
اگر عمق رنگ سیاه کامل در نمایشگرهای OLED یک برتری کامل نسبت به QLED ها ببینیم، اما همچنان از نظر من نمایشگرهای کوانتومی بهترین در حال حاظر برای نمایش محتوای HDR و دالبی ویژن هستند.
یک بار دیگه "بهرنگ" اینجاست تا کمی در مورد کابل های دیجیتال و تفاوت هاشون با شما صحبت کنه...
اولین مطلبی که در وب فارسی نوشتم در مورد استفاده نکردن از نسخه های کپی فیلم و موزیک بود, چرا که انقدر اهمیت انتقال درست و دستکاری نشده ی دیتای دیجیتال اهمیت دارد که ترجیح دادم شروع کار با یکی از مهم ترین و پر چالش ترین مسائل پیش روی هر اودیو ویدئو فایلی باشد.
بحث انتقال دیتای دیجیتال و تاثیراتی که کابل و اکسسوری های در ارتباط با سیستم میتونن روی صدا و تصویر داشته باشند اصلا موضوعی آبجکتیوی نیست که ما بتونیم مثال های رایجی که میگن این دیتا صفر و یک هست و طبق اصول ساده الکترونیک هیچ تفاوتی بین کابل انتقال دیتا نیست بپذیریم. اگر بخواهیم با این منطق به کابل های دیجیتال ارزان و گران قیمت نگاه کنیم, هیچ تفاوتی بین کامپوننت های تجاری و های اند هم نیست و همگی شبیه بهم هستن! (و آیا هستن؟)
بحث تفاوت بین کابل های دیجیتال و تاثیری که در کیفیت صدا و تصویر دارند انقدر سابجکتیو و با تجربه های شخصی ما اثبات شده است که با چشم بسته هم می توانید تفاوت بین یک کابل ارزان قیمت بی کیفیت و کابلی که توسط شخصی متخصص طراحی و ساخته شده است را به راحتی تشخیص بدیم.
من معتقدم حتی بروی سیستم های نچندان گران قیمت هم می توان تفاوت بین کابل های دیجیتال را تشخیص داد, فقط باید شخصاً تجربه کنید, این که یکنفر بیاد هر نوع کابل دیجیتال به اسیلوسکوپ وصل کنه و یک سیگنال ورودی بده و خرجی مشابه بگیره, دلیل بر این نیست که این دیتا بروی یک سیستم صوتی و تصویری هم به همین شکل منتقل میشه, ما در انتقال دیتا از روی دیسک های فیزیکی صوتی و تصویری حتی بسته به نوع هد اپتیکی که ترنسپورت داره در خروجی نهایی تفاوت های داریم که به وضوح دیده و شنیده میشه. حتی نصب دو عدد نویزگیر فریت ساده در ورودی و خرجی کابل دیجیتال اگر سیستم شما دقیق باشه تفاوت های در صدا و تصویر ایجاد میکنه (گاهی خراب میکنه و گاهی بهتر) اما تفاوت اینجاد میشه.
ما به هیچ عنوان نمیتونیم نقش نویز در انتقال دیتای دیجیتال نادیده بگیریم و بگیم همین که صفر و یک ها کامل منتقل شدن کار تمام شده و مشکلی در سیستم نیست. یکی از دلایلی که من در سیستم های صوتی کابل های اپتیکال ترجیح میدم همین تاثیر کمتر نویز بروی اپتیکال هست.
این افردای که بر این باورند که تفاوتی بین کابل های دیجیتال نیست و تاثیری روی صدا و تصویر ندارن! اکثریت تجربه ای در تست سیستم های درست و حسابی ندارن و صرفاً دنبال کننده یکسری افراد هستن که در هر شرایطی میخوان خلاف جهت شنا کنن و بگن ما میفهمیم و شما اشتباه می کنید. (در صورتی که نظریاتشون برای ما که سالهاست داریم تفاوت هارو تجربه می کنیم خنده داره) بحث کابل دیجیتال در صدا و تصویر کاملا تجربی و خیلی ربطی به اصول الکترونیک نداره, شاید نشه دلایل علمی براش پیدا کرد, اما به تجربه ما ثابت شده است که در انتقال دیتای دیجیتال نوع کابل و تمام کامپوننت های در ارتباط بسیار زیاد در نتیجه ی نهایی تاثیرگذار هستند.
کلام آخر این که در دیجیتال نقش کابل بروی کیفیت نهایی بسیار جدی بگیرید و حتماً تفاوت هارو خودتون تست و درک کنید.
خوش باشید
در این پست یک نظر سنجی درباره بهترین برند بلندگو از نگاه مخاطبین سایت قرار میدم
شما می توانید نظرات خود را در کادر زیر ثبت کنید
نتیجه نظر سنجی جمعه شب در همین پست منتشر خواهد شد
کمپانی های DOLBY و dts دو تکنیک صداگذاری مختلف با دو کنسول میکس و پروسسور مختلف در استودیوهای مختلف هستند.
امتیاز کمپانی دی تی اس اولین بار توسط استیون اسپیلبرگ خریداری شد و به کمپانی یونیورسال ملحق شد. تجهیزات آن در استودیو شماره 2 یونیورسال نصب شد و برای اولین بار فیلم پارک ژوراسیک 1 با فرمت صدای دی تی اس و پیکر بندی 5.1 کانال در سینماهای آمریکا به نمایش گذاشته شد. و اولین فیلمی هم بود که روی نسخه دی وی دی با فرمت دی تی اس عرضه شد.
کمپانی دالبی اولین و قدیمی ترین کمپانی صدا و خالق صدای ساراند است. که صاحب بیشترین استودیو های ضبط صدا و همین طور بیشترین تعداد سینماهای مجهز به صدای دالبی در سراسر دنیا است. این کمپانی در ابتدا با کمپانی (Lucasfilm) یا همان برند THX متعلق به جرج لوکاس ، یکی بود که بعدها THX و دالبی از هم جدا شدند و THX در زمینه کالیبراسیون ، آموزش و اعطای گواهی نامه های رده بالا به تجهیزات صوتی و تصویری و گواهی کردن سینماها فعالیت کرد.
در گذشته دی تی اس برندی محدود، گران و بسیار لوکس بود. ولی از حدود 10 سال پیش، از زمانی که فرمت ها غیر فشرده شدند دیگر دی تی اس فرمت لوکسی به حساب نمی آید. و یکی از فرمت هایی است که شانه به شانه دالبی پیش می رود.
اما تفاوت بین این دو فرمت صدا در نحوه میکس صدا، پروسسور و پیکربندی اسپیکر های این دو فرمت است.
دی تی اس X و دالبی اتموس آخرین ورژن های عرضه شده از این دو کمپانی است که بر پایه صدای ساراند سقفی هستند. که شامل کانال های ساراند کناری و چهار کانال سقفی است. پیکر بندی کانال های سقفی دالبی و دی تی اس با یکدیگر متفاوت است. در فرمت دالبی کانال های سقفی روی سقف به صورت خطی و دقیقا بالای سر شنونده قرار می گیرند. و صدا به صورت مستقیم به سمت پایین منتشر می شود و به گوش شنونده می رسد.

در فرمت دی تی اس X کانال ها به شکل زاویه دار ، با زاویه ای بین 30 تا 54 درجه (بسته به ابعاد اتاق نمایش) با پخش صدا به شکل تابشی به سمت پایین نصب می شوند.

در ستاپ های سینمای خانگی به این دلیل این که آمپلی فایرها به صورت ترکیبی هستند نمی توان از هر دو پیکربندی همزمان استفاده کنیم. 90 درصد کاربران از ستاپ دالبی استفاده می کنند. به این علت که اکثریت فیلم هایی که منتشر می شوند با فرمت صدای دالبی اتموس است و دی تی اس X استودیو های بسیار محدود و گران تری دارد.
دیگر تفاوت بین این این دو فرمت این است که در دی تی اس X شما صدایی شفاف تر ، با جزییات بیشتر و DSP محیطی قوی تر نسبت به دالبی دارید و به نظر می رسد که دقت بیشتری در صدا گذاری دی تی اس به کار می رود. اما ضعفی که این فرمت نسبت به فرمت دالبی دارد در کانال LFE است. بیس در فیلم های محدودی که با این فرمت منتشر شده است پانچی و ضربه زننده نیست. به این معنا که به نظر می رسد که دالبی اتموس می تواند همان بیس را قوی تر و تاثیرگذارتر اجرا کند. در واقع در دی تی اس X صدا در فرکانس های پایین تاثیرگذاری مورد انتظار کاربر را ندارد!
امتیاز دیگر دی تی اس X نسبت به دالبی اتموس این است که جریان صوتی قوی تری در ساراند های سقفی شنیده می شود و صدا داینامیک رنج بالاتری دارد. این به آن معنا نیست که کانال های سقفی در فرمت دالبی به خوبی فعال نیستند ؛ اتفاقا شاخص ترین فیلم هایی که کانال های سقفی در آنها بسیار خوب کار می کند با فرمت صدای دالبی اتموس هستند. فیلم هایی نظیر "A Quiet Place Part II" و 13 ساعت سربازان مخفی بنغازی و بسیار فیلم های دیگر...
در خیلی از موارد فرمت صدای دالبی در فیلم حالت تجاری سازی (انجام شده توسط رایانه) دارد و در واقع مهندسی خاصی برای صدا سازی و صدا گذاری فیلم انجام نشده است. و این چیزی است که شما در فرمت دی تی اس مشاهده نمی کنید. فیلم هایی که با این فرمت ارایه شده بسیار محدود هستند و به علت هزینه زیادی که برای صداگذاری فیلم می شود روی صدای فیلم با دقت بسیار بالایی کار می شود.
در حال حاضر نمی توان گفت که کدام یک از دو فرمت صدای دالبی اتموس یا دی تی اس X ، فرمت بهتری به شمار می آید . و هر آنچه که از تفاوت بین این دو فرمت صدا گفته شد مربوط به مطالعات و تجربیات شنیداری ما است. هنوز فیلمی تولید نشده است که با هر دو فرمت صدا ، صداگذاری شده باشد و ما بتوانیم با سوییچ کردن بین فرمت های مختلف در یک فیلم واحد قضاوت مستقیم و دقیق تری در مورد دی تی اس X و دالبی اتموس داشته باشیم.
موارد مرتبط:
کمپانی M&K Sound که حرفه ای ترین و معتبر ترین سازنده ی بلندگوهای استودیویی میکس صدای سینمایی است, سه مدل ساب ووفر رفرنس سری X را در سایزهای 10, 12 و 15 اینچی را به تازگی معرفی کرده است. M&K در ساخت بلندگوهای استودیویی و به ویژه بلندگوهای رفرنس میکس صدای فیلم نمیشه گفت از بهترین هاست, بلکه با تفاوت بهترین و به معنای واقعی حرفه ای ترین برند در این زمینه است.
ساب ووفر X15 M&K اولین بلندگوی تجاری در دنیاست که گواهی نامه ی THX Dominus را دریافت کرده است. Dominus در زبان لاتین به معنی خداست, و تا قبل از سری X از محصولات تجاری M&K فقط در تولیدات سفارشی و برای کمپانی های عظیم فیلم سازی مثل پارامونت , یونیورسال و... ساخته میشد. در استودیوی شماره یک Technicolor چهار عدد ساب X15 پشت کنسول میکس, دو عدد پشت سالن و دو عدد بروی سقف استفاده شده است.
استودیوی "Technicolor" یکی از بخش های پس از تولید کمپانی پارامونت که وظیفه ی ضبط ,میکس و تنظیم تصویر تولیدات این کمپانی را بر عهده دارد و از عظیم ترین مراکز میکس صدا و اصلاح رنگ در دنیاست که در استودیویی شماره ی یک خود از بلندگوهای M&K استفاده می کند. آدم های بزرگی مثل Greg P. Russell , Anna Behlmer و Jeffrey J. Haboush پشت این کنسول نشسته اند... شگفت انگیزه!
"جفری جِی. حبوش" یکی از متخصص ترین ها در میکس صدای IMAX هست و چهار بار نامزد اسکار شده و از افراد تاثیرگذار در پیشرفت صدای سینمایی مدرن امروزی بحساب میاد.
فیلم های مهمی در تاریخ هالیوود مثل سه گانه اربای حلقه ها, کینگ کونک پیترن جکسون, سه گانه دزدان دریایی کارائیب, پرل هاربر, سه گانه دوم جنگ ستارگان, سقوط شاهین سیاه و بسیاری عنوان های دیگر که همگی این فیلم ها در بخش صدا نامزد و یا برنده اسکار شدن, با اسپیکرهای M&K صداگذاری شده اند.
من تجربه ی شنیدن صدای ساب ووفر های M&K سری THX Ultra 2 که یک نسل قبل از سری Dominus هستند را در مرکز آموزش THX در آلمان و همچنین در مرکز دالبی در انگلستان دارم, و به جرات میگم در سالهای که در THX و دالبی آموزش دیدم, هیچ وقت صدای سینمایی دقیق تر از صدای که از مجموع بلندگوهای M&K شنیدم را هیچ وقت و در هیچ کجا تجربه نکردم. در مرکز THX ستاپ های مختلفی داشتیم, یک ستاپ سینمای حرفه ای از JBL بود که وقتی کیک های سنگین میزد از شدت موج صدا دانشجوهای که جلوی ساب ووفرهای دوبل 18 اینچی ایستاده بودن دقیقاً مثل فیلم ده فرمان که موسی دریا را شکافت, دو دسته میشدن! اما صدای که در سالن شماره دو THX از M&K میشنیدم, هیچ وقت برام تکرار نشد. ساب ووفرهای IMAX یا دالبی سینما در فشار صوتی 100 تا 110 دسی بل حیرت انگیز عمل می کنند, اما برای من دقت و جزئیات صدای ساب ووفرهای M&K در فشار صوتی 85 دسی بل که استاندارد صدای سینمای خانگی THX هست, تاثیرگذاری ساب ووفرهای عظیم سالن دالبی سینما را داشت.
ساب ووفرهای M&K شاید در قدرت رقبای داشته باشند, اما در دقت و کیفیت صدای بم بی شک بی رقیب هستند.
اگر بخواهیم فقط یک کار را برای آکوستیک تریتمنت اتاق موزیک و سینمایی خود انجام دهیم، مشخصا به سراغ مهمترین آنها خواهیم رفت؛ یعنی از بین بردن انعکاس اولیه در نقاطی که اولین بازتاب صدا را دارند. برای ایجاد یک فضای مناسب برای صدای موزیک و سینمایی، نیاز است که ابتدا به درمان نقاط نزدیک به محل نشستن خود بپردازیم. زیرا انعکاس اولیه اگر با صدایی که مستقیم از اسپیکر ها میآید ترکیب شود، منجر به کامب فیلتر میشود. کامب فیلتر(Comb Filtering) به صدا رنگ میدهد و همینطور باعث میشود نتوانیم جزئیات صدا را آنطور که باید بشنویم. پس حتما باید انعکاس اولیه را از بین ببریم.
چگونه؟ با استفاده از جذب کنندهها در نقاطی که اولین انعکاس صدا را دارند, ابتدا باید برای خود RFZ یا (Reflection Free Zone) ایجاد کنیم.
RFZ در واقع به جایی میگویم که ما انعکاس اولیه را نمیشنویم. هنگامی که در این منطقه هستیم، صدا را مستقیم از اسپیکر بدون انعکاس از اجسام اطراف میشنویم.
میتوانیم برای شروع دیوارهای کناری و سقف بالای محل نشستن خود را به پنلهای جذبکننده مجهز کنیم.
از مشکلات بزرگ و مهم اتاقهای کوچک که آکوستیک نیستند، مشکل صدای بِیس یا فرکانس بَم است. مشکل هنگامی بزرگ تر میشود که این امواجِ صدای بم، روی هم انباشته شده و در اتاق پخش میشوند. دامنهی بیس آنبالانس (Unbalanced) یا مادی (Muddy)، می شود, که نتیجه می شود صدای بیس نابرابر و کِدِر، حتی اگر فکر میکنیم که مشکلی وجود ندارد و همه چیز روبهراه است، این هیولای بیس همیشه در اتاق حاضر است.
باید این هیولا را از بین ببریم...
حالا مشکلی که ایجاد میکند چیست؟
فضای آکوستیک اتاق را به هم میریزد
پاسخ فرکانسی ناهموار می شود
دیکِی تایم در فرکانس بم، طولانیتر میشود
دو کار را باید انجام دهیم: یک این که بلندگوهای خود را در جای مناسب قرار دهیم و کار دوم استفاده از جذب کنندهی صدای بِیس در اتاق یا همان "بِیسترپ" است.
محل مناسب نصب بیست ترپها در گوشههای اتاق است. اما کدام گوشهها؟ ابتدا این نکته را بگم که قرار نیست واقعا صدای بِیس را به دام بیندازیم؛ چرا که در این ناحیه فرکانسی، امواج بلندتر و طولانی تر از آن هستند که به راحتی به دام بیوفتند. اما میتوانیم با جذب بخشی بزرگی از آن از انباشته شدن امواج بِیس در اتاق جلوگیری کنیم.
اتاقهای معمولی پاسخ فرکانسی نابرابری دارند. ممکن است متوجه آن نشویم یا به آن اهمیت ندهیم اما در هر صورت این مشکل وجود دارد.
جذب کنندههای امواج بِیس هم میتوانند برای مولفهی سرعت امواج و هم برای مولفهی فشار صدا، یا حتی برای هر دوی آنها عمل کنند. جذب کنندههای تشدید صدا (Resonant absorbers)، بیشترین جذب صدا را دارند و موثر برای فشارِ امواجِ بِیس است که در قسمت های مرزی دیوارها قرار میگیرد.
جذبکنندههای پوروس (porous absorbers) برای سرعت امواج بِیس مورد استفاده قرار میگیرند و از نیروی اصطکاک برای تبدیل نیروی جنبشیِ امواج به گرما استفاده میکنند. و بیشترین کارایی برای جذب امواج با سرعت زیاد را دارند. در فاصلهی ۱/۴ طول موج از دیوار، سرعت امواج به حداکثر خود میرسد و فشار امواج صفر است. از طرفی فشار امواج صدا در دیوار به حداکثر خود میرسد.
ایدهآل یک اتاق آکوستیک این است که با استفاده از جذبکنندهها انعکاس ها را از بین ببریم تا صدای خالص را از اسپیکرها بشنویم. انگار که اصلا دیوار یا سقفی وجود ندارد. دقت کنید استفاده بی اندازه از جذب کننده ها می تواند به راحتی جلوی انعکاس فرکانس های شیرین صدا در بازهی فرکانسی بالا (میدرنج و توییتر) را بگیرد و تاثیر کاملا منفی روی لذت شنیداری ما از صدا داشته باشد.
در حقیقت جلوگیری از انعکاس و کاهش دیکِی تایم در فرکانسهای پایین (بم) ، کاری بسیار دشوار است. از طرفی، اگر با استفاده از جذبکنندهها جلوی انعکاس در بازهی فرکانسی بالا را بگیریم ولی به اندازهی کافی از بِیس ترپ استفاده نکنیم تا امواج بیس را جذب کنند، واقعا صدای بدی ایجاد میشود!
در اتاقهای آکوستیک، دیکی تایم معمولا بین ۰٫۲ و ۰٫۵ ثانیه در بازهی ۲۵۰ تا 4K هرتز است؛ اما اگر اتاق ما کوچک است دیکِی تایم باید ۰٫۱ تا ۰٫۳ ثانیه باشد. در واقع هرچه اتاق کوچکتر باشد، دیکِی تایم نیز باید کمتر باشد. البته دیکِی تایم به نوع موسیقی که می شنویم نیز بستگی دارد؛ مثلا اگر موسیقی کلاسیک گوش میکنیم، باید شادابی بیشتری برای اتاق در نظر بگیریم با دیکی تایم بین ۰٫۴ تا ۰٫۵ ثانیه. اما اگر موسیقی الکترونیک و پاپ گوش می کینم یا اتاق سینمایی داریم دیکی تایم حدود ۰٫۲ تا ۰٫۳ مناسب است.
معمولا بهتر است ۲۰ تا ۲۲ درصد از دیوارها و همینطور سقف را کاور کنیم. کاور کردن شامل استفاده از جذبکنندهها، بیس ترپها و انتشار دهندهها میشود. همانطور که گفتم میتوانیم از میکروفونهای میژرمنت به همراه نرم افزارهای مخصوص استفاده کنیم تا دقیقتر مشکلات اتاق خود را بررسی کنیم و به درمان آن بپردازیم.
در صدای های فای و سینمایی مهم ترین عامل در لذت شنیداری آکوستیک است. اگر سالها برای خرید گران ترین کامپوننت ها وقت و هزینه کنید, بدون آکوستیک بیشتر از پنجاه درصد از پتانسیل سیستم را نخواهید داشت. پس باید اول یاد بگیریم اتاق مناسبی برای صدا درست کنیم و بعد دنبال خرید کامپوننت باشیم.
خوش بگذره...
موارد مرتبط:
یک مکان ساکت فیلمی پر قدرت و نوآورانه بود که به لطف ایده و پرداخت جذابش توانست به موفقیت چشمگیری دست پیدا کند. در قسمت دوم نیز این فیلم پر قدرت و در زمینه صدا و تصویر بی نظیر ظاهر شده است.
هنگامی که نام فیلم را می شنویم ممکن است این نکته در ذهن متبادر شود که سکوت و بی صدا بودن چگونه می تواند مورد توجه یک ویدیو فایل قرار بگیرد؟!
باید بگویم که از نظر من کسی می تواند صدا را به خوبی درک کند که قبل از آن سکوت را شنیده باشد! و سکوت را به خوبی تجربه کرده باشد. سکوتی که شاید برای من و شمایی که در شهر های پر سر و صدا زندگی می کنیم در ابتدا حتی گوشمان را نیز بیازارد!
قسمت اعظم فیلم یک مکان ساکت 1 در سکوتی رعب آور می گذرد ، اما در قسمت دوم شما شاهد صدایی بی نظیر و تصویری عالی هستید در عین سکوتی که بر فضای کلی فیلم حاکم است.
تصویر:
تصویر فیلم یک مکان ساکت 2 با فرمت 4K HDR10 یک تصویر عالی و تأثیر گذار است. وقتی شما با تصویری با فرمت HDR10 سر و کار دارید، روشنترین نقاط تصویر را به روشنترین شکل و تیره گی های تصویر (رنگ سیاه) را در در عمیق ترین و مناسب ترین حالت خودش می بینید.
در تصویر این فیلم شما با رنگهایی واقعی و زنده (به خصوص در صحنه های ابتدایی) رو به رو هستید. تصویری که تا 60 درصد دارای عمق رنگ بیشتری است و شما را تحت تأثیر قرار می دهد.
در سکانس ابتدایی فیلم که فلش بکی به گذشته است به لطف تکنیک HDR 10 باعث شده شما تصویری بسیار درخشان با جزییات بسیار عالی و وضوح بی نظیر داشته باشید. روشنایی که می تواند تا 1000 نیت هم افزایش پیدا کند. که به راحتی می توانید بافت پوست ، مو و بافت و تکسچر پارچه ها را نیز در تصویر ببینید.
در تمام صحنه ها تصویر دارای یک گرین ریز و تمیز است که در صحنه هایی که در زمان حال اتفاق می افتد گرین تصویر مقداری سنگین تر می شود . این حالت باعث تأثیر گذاری بیشتر تصویر و بعضا القای فضای وهم ، هیجان و ترس بر تماشاگر می شود.
بیشترین قدرت نمایی تصویر 4K HDR10 در صحنه هایی است که در زیرزمین کارخانه متروکه، در یک تاریک و روشن مبهم اتفاق می افتد. که روشنایی های تصویر در مناسب ترین حالت و نقاط تاریک و سیاه با عمق زیاد و بسیار مناسب نمایش داده می شود. رنگ ها در این صحنه ها بسیار واقعی و واضح هستند و جزییات تصویر بسیار خوب نمایش داده می شود.
شاید تماشاگر از تصویری با این فرمت انتظار رنگ های درخشان تر و فانتزی تری ویا تصویری کاملا کریستالی و روشن به خصوص در صحنه هایی که در زمان حال اتفاق می افتد را داشته باشد. اما به دلیل وهم ، ترس و هیجانی که بر فضای کلی داستان حاکم است رنگ ها واقعی تر و شاید کمی سرد تر هستند و شاهد تصویری گرینی هستیم.
صدا:
صدای بی نظیر فیلم با فرمت دالبی اتموس ارایه شده است.که با صحنه ای ساکن و بی حرکت از خیابانی در شهر آغاز می شود . در این سکانس کوچک ترین صدا ها و لغزش ها حتی صدای نفس کاراکتر ها هم به گوش تماشاگر می رسد.حتی صدای گاز زدن یک سیب!
صدا به حدی واضح و با جزییات است که شما حتی صدای قاچ شدن یک پرتقال روی نیمکت را هم به راحتی می شنوید.
صدای دیالوگ ها کاملا واضح و بی نقص شنیده می شود و این در حالی است که در اکثر صحنه های فیلم شخصیت ها بسیار آرام صحبت می کنند.
فعالیت کانال LFE از همان صحنه های ابتدایی فیلم کامل، سنگین و بی نقص است و فرکانس های پایین صدا به خوبی پوشش داده می شود.
زمان هایی که صحنه از نگاه دخترک ناشنوای فیلم نمایش داده می شود شما تنها صدایی زوزه مانند، بم و یکنواخت را همراه یک صدای نبض یا تپش مانند می شنوید. که احتمالا شبیه همان چیزی است که در سر دخترک ناشنوا جریان دارد. در واقع دخترک نوجوان ناشنوای فیلم لحظاتی بسیار عمیق و تأثیرگذار از یک کنتراست بین سکوت و صدا برای بیننده رقم می زند.
کیک های به جا پانچی و عالی کانال LFE تأثیرگذاری صحنه های هیجانی و ترسناک فیلم را چند برابر می کند.
سکانسی که همزمان از سه شخصیت خانواده قدم به قدم نمایش داده می شود و شما فقط صداها و جهت آنها را دنبال می کنید تا نجات همه آنها! خیلی جذاب و نفس گیر است.
و اما صحنه ای در صدا که شما را جایتان میخکوب می کند ، صحنه حمله دوباره موجودات تخیلی به جزیره امن و تعقیب و گریز این موجودات با ماشین در حال فرار است . حمله این موجودات از پشت و بالای سر شما نفس را در سینه بیننده حبس می کند و شما ناخودآگاه مراقب هستید که تکان نخورید مبادا که شناسایی و کشته شوید!
دو صحنه طلایی و درخشان که می شود در آن گسترده بودن داینامیک رنج و وضوح و کانالیزه بودن کانال های سقفی و ساراند را شنید و دالبی اتموس در آنها تجلی بی نظیری پیدا می کند ؛ اول صحنه ای است که موجودات تخیلی در یک اتوبوس به سمت ماشینی که خانواده فیلم در آن هستند می آیند و ماشین با دنده عقب حرکت کرده و فرار می کند. و دیگری صحنه ای که خانواده در حال فرار هستند ، پای پسر در یک تله فلزی گیر می کند . فریاد های پسر موجودات را به طرف آنها می کشد و آنها در حال فرار وارد کارخانه ای متروک می شوند . صدایی از شخصیت های داستان شنیده نمی شود ولی موجودات تخیلی بالای سر شما در حرکت هستند و به دنبال صدایی که به آن حمله کنند...
در انتها اگر سیستم سینمای خانگی مناسبی دارید و می خواهید از صدا و تصویر یک فیلم لذت ببرید تماشای یک مکان ساکت 2 را به شما پیشنهاد می کنم.
تصویر
صدا

صدا جادویی خاص است که می توان برای خلق موسیقی و صداهای زیبا آن را شکل داده، مهندسی کرد و مسحور این جادوی بی نظیر شد.
شنوایی تنها حسی در انسان است که هرگز به خواب نمی رود, حتی وقتی که شما خواب هستید مغزتان به صداها گوش می دهد. اما در زمان خواب شما با اکثر صداها بیدار نمی شوید.
در زندگی شهری خصوصا شهر های بزرگ و پر رفت و آمد سرو صدا هیچ وقت کاملا خاموش نمی شود اما شب ها به هنگام خواب مغز شما تمام سر و صدا های اضافی را نادیده می گیرد و شما به خواب می روید.
حال فرض کنید صدای گریه ی بچه را از اتاقی دیگر می شنوید،
این صدا بیدارتان می کند چرا که مغز می داند که این صدا تفاوت دارد و اتفاق مهمی افتاده است. پس ساز و کار دفاعی مغز فعال شده و شما بیدار می شوید.
اما گاهی همین صدا مغز را فریب می دهد, صدا ممکن است انعکاسی نا مفهوم از اصوات و کلمات باشد. مهندسی آکوستیک کارش حل کردن همین فریب هاست. تأثیر آکوستیک و معماری فضای شنیداری و ضبط صدا به زیبا شدن موسیقی که می شنویم ربط مستقیم دارد.
وقتی در یک اتاق یا سالن بدون آکوستیک مناسب صدایی را گوش می کنیم فقط صدای منتشر شده از منبع را نمی شنویم, انعکاس صدا از کف, سقف و دیوارها هم شنیده می شود و هر صدا با اختلاف زمانی کم به گوش ما می رسد, صدا در چنین مکانی تقویت می شود و نت ها در هم تلفیق شده و نت قبلی به نت بعدی متصل می شود و نتیجه این می شود که نت ها نامفهوم و صدا ها با اعوجاج بالا و غیر قابل درک به گوش می رسند.
برای درک بهتر این موضوع باید به شهر فلورانس در ایتالیا سفر کنید و "تعمید گاه سن جان" را ببینید. آکوستیک این سازه حیرت انگیز است!
شاید شگفت زده شوید اگر بدانید هر نت در سالن تعمید گاه سن جان 9 ثانیه در فضا باقی می ماند!
خوانندگان اپرا در آنجا نت ها را تمرین می کنند، به این علت که هر نت مدت زیادی در فضا باقی می ماند, به طوری که خواننده می تواند نت ها را با خود هماهنگ کند. اما یک آکوستیک خوب، کاربردی بیش از سرگرمی سازی در تعمید گاه سن جان دارد.
یکی از بهترین سالن های موسیقی در جهان سالن «اپرای بوستون» آمریکاست که توسط استاد دانشگاه هاروارد "والاس سابین" در سال 1890 مهندسی آکوستیک شده است. راز صدای بی نظیر این سالن به معادلات ریاضی و فیزیک ربط دارد. آقای سابین با استفاده از یک اُرگ لوله ای هزارن محاسبه انجام داد تا بهترین نسبت بین ابعاد سالن و پنل های جاذب و پخشاگر صدا را به دست بیاورد.
تالار اپرا بوستون با داشتن زمان بازگشت صدای 1.9 ثانیه برای هر نت یکی از بهترین سالن های موسیقی در جهان است.
در معادله آکوستیک سابین بهترین زمان ها برای بازگشت هر نت:
1.0 ثانیه صدای انسان
1.5 ثانیه اجرای اپرا
2.0 ثانیه اجرا سیمفونی
4.0 ثانیه برای سازهای بادی و پیانو است.
معادله سابین اساس کار نرم افزارهای آکوستیک و مهندسین صدا از گذشته تا به امروز است.
در قسمت پایانی مطلب کمی هم از تجربه شخصی خودم در آکوستیک کردن اتاق سینمایی ام برایتان بنویسم:
من هم مثل همه علاقمندان به صدا در مورد آکوستیک اطلاعاتی داشتم، مطالعه می کردم اما شرایط آکوستیک را در آپارتمانم نداشتم و مثل خیلی از دوستان سیستم ام را در سالن یا اتاق نشیمن ستاپ می کردم.از دورانی که با 5.1 کانال شروع کردم تا زمانی که رسیدم به ساراند های سقفی و دالبی اتموس و دی تی اس اِکس.
تا اینکه شرایط برایم مهیا شد، منزلم را عوض کردم و توانستم یک اتاق را به طور تخصصی برای سیستم سینمایی اختصاص دهم. از کف اتاق شروع کردم و یک موکت ضخیم برای پوشش کف در نظر گرفتم. بعد با فوم الاستومری کامل پنجره ها را پوشانده و ایزوله کردم،(یک لایه 9 میلی متر از فوم الاستومری قدرت جذب صدای در حد یک دیوار آجری دارد) روی پوشش الاستومری را با فوم پلی یورتان سلول باز 5 سانتی متری پوشش دادم و در نهایت با پرده چوبی کار پنجره هار را به اتمام رساندم. بعد هم شروع کردم به آزمون و خطا در نصب پنل های مختلف دیفیوزر، آبزرور و فیوزر. پاسخ های مختلف اتاق را بررسی کردم و تا الان توانستم به آکوستیکی برسم که اتاق سینمایی من دِد روم نباشد، صدا در آن زنده، صاف و بی نقص باشد.
در واقع هدفم این بود که بازگشت های صدا به شکلی نباشد که فرکانس های پایین یا بالا را حذف کند و از بین ببرد. در سوییت اسپاتی که برای نشستن انتخاب کردم، سعی کردم بهترین شرایط آکوستیکی برای همان قسمت باشد. بازتابها و رفلکشن های دیوار های پشتی و جانبی را به حداقل رسانده ام.
برای دیوار پشت سیستم سینمایی از پنل های فیوزر استفاده کرده ام که هم قابلیت جذب دارند و هم قابلیت انعکاس، این فیوزرها طراحی طراح مشهور روس «Jan Morel» هستند و کمک می کنند که کانال های سقفی پرتاب صدای قوی تری داشته باشند.
پنلهایی که بر روی دیوار های جانبی استفاده کرده ام از نوع wave wood سه لایه با 80 درصد قدرت جذب و 20 درصد قابلیت انعکاس هستند که صدای کانال های ساراند را بسیار کانالیزه کرده است و فضای DSP اتاق بسیار قوی تر شده است.
و باز هم به شنیدن و آزمون و خطا ادامه می دهم، تا نقص های احتمالی و دیده نشده برطرف شود. صدا همیشه جا برای شنیدن، تجربه کردن و بهتر شدن را دارد...