Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
سینما یکی از مهمترین تجلی های هنری و صنعتی قرن بیستم بود که با ظهور این صنعت هنری دست اندرکاران این صنعت توانستند بر سیر تحول افکار عامه تاثیر بگذارند و چه بسا که توانستند این سیر فکری را هدایت کنند.
وقتی صحبت از اولین ابداع کنندگان فیلم می شود، تقریبا همه نام برادران لومیر را به خاطر می آورند. اما با نگاهی کوتاه بر سیر تکوین تکنولوژی سینما می بینیم که افراد زیادی در خلق و شکل دادن به این صنعت عظیم تاثیرگذار بوده اند. از جمله "اتومار انشوتز" آلمانی که در 1887 دستگاه "الکترو تکیسکوپ" یا همان شهر فرنگ را به دنیا عرضه کرد که احتمالا پدر و مادرهای بزرگ بزرگ ما تجربه اش کرده اند.
در سال 1895 دو برادر فرانسوی به نام های لویی و آگوست لومیر دستگاه "سینماتوگراف" که هم دوربین ضبط و هم پروژکتور نمایش فیلم بود را به ثبت رساندند. که در واقع این اختراع بزرگترین نقطه عطف در تاریخ پیدایش سینما بود.
این رشد و پیشرفت و گسترش روزافزون در صنعت سینما ادامه داشت تا اینکه در سال 2019 با به وجود آمدن پاندمی بیماری کرونا و به تعطیلی کشیده شدن همه دنیا، خسارات غیر قابل جبران سنگینی به بسیاری صنایع از جمله صنعت سیما وارد شد.
و در کنار این همه گیری و تعطیلی های بزرگ، طولانی و اجتناب ناپذیر سبک زندگی مردم دنیا تغییر یافت.مردم دنیا در خانه ماندن و همه زندگی خود در خانه گذراندن را به خوبی یاد گرفتند.
در اوج همه گیری کرونا کمپانی دیزنی یک شبکه اینترنتی به نام "دیزنی پلاس" افتتاح کرد.که مانند نتفیلیکس، آمازون پرایم و دیگر شبکه های اینترنتی مشابه مردم می توانستند با پرداخت یک آبونمان کوچک ماهانه که مثلا در نتفیلیکس 16 دلار و در آمازون پرایم 10 دلار در ماه است، اشتراک خریداری کنند و فیلم هایی که خود کمپانی دیزنی تولید کرده است را روی این شبکه ببینند؛ و بسته به کیفیت تصویری که برای هر فیلم انتخاب می کنند هزینه های متفاوتی بین 20 تا 45 دلار پرداخت می کنند.
تقریبا دو سال پیش دیزنی یک پروژه بسیار بزرگ به نام "مولان" داشت که همه اسم آن را شنیده اید و احتمالا انیمیشن آن را هم دیده اید . این فیلم اولین فیلم اکران آنلاین کمپانی دیزنی بود. کسانی که اشتراک دیزنی پلاس را داشتند می توانستند با پرداخت 30 دلار برای اولین بار این فیلم را بر روی نمایشگر های خانگی خود تماشا کنند. در نهایت کمپانی دیزنی موفق شد با اکران این فیلم بر روی پلتفرم آنلاین 260 میلیون دلار فروش داشته باشد. که رقم بسیار شگفت انگبزی برای اکران آنلاین یک فیلم است.
و به نظر من از همین زمان با اکران همین فیلم، یک موج جدید برای دیدن فیلم در خانه ایجاد شد.
همان طور که می دانید امروزه سیستم های نمایش خانگی گسترش زیادی پیدا کرده است و بسیار مدرن شده است تا جایی که حتی بعضی سیستم های سینمای خانگی از خیلی از سینماها مدرن تر است و کیفیت صدا و تصویر بالاتری دارد.
با یک نگاه اجمالی و مقایسه کردن دیدن فیلم در خانه و رفتن به سینما برای دیدن فیلم متوجه می شویم که هزینه تماشای فیلم در خانه بسیار پایین تر است. در آمریکا قیمت بلیط سینما برای عادی ترین سینما های زنجیره ای که در مراکز خرید قرار دارند مثل آن چیزی که ما در ایران چند سالی هست که تجربه می کنیم ، 20 دلار است. یک خانواده 4 نفره برای تماشای یک فیلم در یک سینمای عادی 80 دلار باید برای بلیط پرداخت کنند. 20 دلار هم هزینه پاپ کرن یا تنقلات مورد نظر آنها برای تماشای فیلم است. تا به این جا 100 دلار. حال اگر این خانواده هیچ خوراکی اضافه دیگری نخورند ، اگر هزینه بنزین رفت و آمد آنها را در نظر نگیریم ؛ اگر بعد از تماشای فیلم در سینما دلشان نخواهد یک غذای فست فود جدید را امتحان کنند، حد اقل 100 دلار باید برای دیدن یک فیلم در یک سینمای عادی در آمریکا هزینه کنند.
در صورتی که همان خانواده در منزل شان می توانند با پرداخت 30 دلار و داشتن یک اشتراک ماهانه دیزنی پلاس ، نتفیلیکس یا هر سرویس اینترنتی دیگری فیلم های جدید را تماشا کنند و با پرداخت کمتر از 1 دلار می توانند در منزل پاپ کورن درست کنند و یا خوراکی های مختلف داشته باشند.
در حال حاضر هم برای کسانی هم که تجهیزات سینمای خانگی پیشرفته دارند تمام شبکه های استریم فیلم دارند فیلم های خود را با کیفیت های 4k و HDR و دالبی ویژن و صدای دالبی اتموس ارایه می دهند. و این افراد می توانند تجربه سمعی و بصری خیلی خوبی بر روی سیستم سینمای خانگی خودشان داشته باشند.
که این اتفاق تا حد زیادی توجیه سینما رفتن را در عصر جدید کم می کند. مردم در این دوران پاندمی یاد گرفتند که برای دیدن فیلم های جدید می شود به سینما نرفت! می شود با چند کلیک ساده و پرداخت هزینه ای اندک در خانه فیلم جدید دید.
در نوعی دیگر از این مقایسه قیمت و هزینه ها می بینیم که در مقابل هزینه های اندک آبونمان شبکه های استریم فیلم یک دیسک بلوری 4K تا 40 دلار قیمت دارد که این برای کسانی که تجهیزات حرفه ای سینمای خانگی دارند، ویدیو فایل و ادیو فایل هستند توجیه دارد. اما برای عام مردم در سراسر دنیا وقتی می توانند با پرداخت ماهیانه 10 تا 16 دلار هزاران فیلم، صدها سریال و محتوای مختلف را روی شبکه های استریم داشته باشند توجیهی برای صرف وقت و هزینه بیشتر را ندارد.
به همین علت به نظر می رسد که دیسک های بلو ری برای نمایش خانگی در آینده تولید شان بسیار کم خواهد شد و استریم کردن جایگزین آن خواهد شد. در حال حاضر تجهیزات حرفه ای استریم کردن وجود دارد که برای مثال می توان kaleidescape و zappiti را نام برد.
شبکه هایی مثل دیزنی پلاس یا براویا سونی در آینده تصمیم دارند که با کیفیت بسیار بالا و نزدیک به دیسک های بلوری مدیای خود را عرضه کنند. که البته این کار نیاز به اینترنت پر سرعت و پهن باند و کابل نوری دارد که ما در ایران همان اینترنت عادی را هم نداریم!! قاعدتا این امکان برای ما در ایران موجود نخواهد بود و این بحث و بررسی در مقیاس جهانی و به صورت کلی می باشد.
به نظر می رسد که هر چقدر سیستم های سینمای خانگی پیشرفت کنند آینده سینما در جهان تغییر خواهد کرد. از نظر من یا سینماها تا 20 سال آینده تعطیل خواهند شد یا سینما جای خاصی خواهد شد برای قشر خاصی که می خواهند همچنان تجربه فیلم دیدن در جایی خاص را داشته باشند.
من فکر می کنم نسل جدید همان طور که اگر شما در یوتیوب سرچ کنید ویدیو هایی می بینید که یک نوار ویدیو VHS را دست بچه ای 5 ، 6 ساله می دهند و او نمی داند که نوار ویدیو چی هست؟! نسل های بعدی هم سینما رفتن برایشان چیز عجیبی خواهد شد و سینما را در قالب سینمای خانگی و رو ی تلویزیون و تبلت و موبایل فیلم دیدن تجربه خواهند کرد.
این تغییر ممکن است اتفاق نیفتد و یا با کیفیت و شکل دیگری اتفاق بیفتد اما سرعت پیشرفت فنآوری و تکنولوژی احتمال وقوع این پیش بینی را بسیار زیاد می کند. به یک نکته بسیار مهم هم باید توجه داشته باشید که همه مردم به سینمای آیمکس و دالبی برای تجربه و تست صدا و تصویر نمی روند . مردم به سینما می روند که فیلم ببینند! و آن فیلم را می توانند جلوی تلویزیون منزل اشان روی کاناپه لم بدهند و ببینند . هر زمان هم که دلشان خواست دکمه پاز را فشار دهند به کارهای دیگرشان برسند و باز دوباره به تماشای فیلم برگردند.
تمام این مسایل دست به دست هم می دهند که آینده سینمای خانگی هر چقدر که قوی هست قوی تر و قوی تر شود تا جایی که نسل های بعدی سینما را در خاطرات پدر و مادرهایشان شنیده باشند . جاهایی بوده که در آن فیلم نمایش داده می شده و ما می رفتیم و فیلم تماشا می کردیم...
حال آنکه چه پیشرفت هایی حاصل خواهد شد و تا چه حد این گمانه زنی ها اتفاق خواهد افتاد، باید نشست و نظاره گر بود که آینده این بخش از زندگی بشر چه خواهد شد؟!
موارد مرتبط:
بلندگوی Living Voice Avatar II توسط دوست خوبم جناب آقای گمینی که برای دوستان سایت کاملا شناخته شده هستند, از ایتالیا وارد ایران شده است, قرار بوده مدل OBX-RW که کراس اور خارجی هم داره به ایران بیاد, که هنوز نیامده! روزی که من صدای این بلندگو شنیدم در حال Break-in شدن بود. برای تست این بلندگو چند آمپلی فایر و سورس مختلف هم آورده شده بود. که بهترین و مناسب ترین آمپلی فایر برای این بلندگو دو تا Audio Note 22 واتی مونو بود. و یک سوپر آمپلی فایر آکوفیض که فوق العاده ست.
این بلندگو با سورس Densen B-410XS ستاپ شده است, صدای آنالوگ تر و دقیق تر از این سورس دیجیتال نشنیدم! ساخت و صداش هر دو بی نظیره.
صدای Avatar II بیشتر از هر چیز بسیار راحت و آرام بود, این مهم ترین شاخص صدای این بلندگو است, خیلی نمیشه در مورد صداش صحبت کرد یا بررسی های که روی سوپر برندهای دیگر میشه نوشت از صدای این بلندگو نوشت, Avatar II صدای بلندگوهای قدیمی با درایورهای کاغذی با کابینت های ساده میده, انگار که چهل سال پیشه و داری با سورس آنالوگ ریل و بلندگوی JBL L100 صدا می شنوی! ووکال و میدرنج این مدل با این که خیلی هم کار نکرده و به حالت پایدار نرسیده اما درخشان و جذاب بود, یکی از بهترین میدرنج های که میشه با یک بلندگوی دو راهه شنید همین Living Voice هست. این مدل با این که درایورهای باس آنچنان با کیفیتی نداره, و جنس بدنه هم از Particle board (نئوپان) هست اما بنظر من بهترین متریال برای بلندگوهای با جنس صدای Avatar II همین نئوپان و درایورهای ساده کاغذی است. دیافراگم کاغذی حساسیت بالایی به فرکانس های پایین و بم داره و میتونه در وولوم پایین خوب فضارو لود کنه.
بنظرم نباید بلندگوهای مثل Avatar II و هم کلاس هاشو در فضاهای که فاصله شنونده با بلندگو بیشتر از 4.5 متر هست قرار داد, این بلندگو تا 50 وات و کمتر با آمپلی فایرهای لامپی خیلی خوب صدا میده و صداش کنترل شده است, اما اگر فضا بزرگ باشه باید وولوم بالاتری به بلندگو بدید, که این باعث میشه صدای این بلندگو از کنترل خارج بشه و یکدستی صدا بهم بریزه!
Living Voice بلندگوی نیست که من بخرم, اما اگر صدای احساسی و آرام با میدرنج و ووکال زیبا دوست دارید حتما صداشو بشنوید.
The best loudspeaker isn't the one that gives the most, it's the one that loses the least "John Bowers" Founder of Bowers & Wilkins
B&W have long been the preferred speaker at Abbey Road for their precision and exceptional quality, now we're brimming with pride to be entering this official partnership between two of the world's most esteemed audio brands
بهترین بلندگو لزوما اونی نیست که بیشترین صدا رو ارائه میده, بلکه اون بلندگوی که کم ترین صدا رو از دست میده "جان باورز" موسس شرکت بی اند دبلیو.
بی اند دبلیو سال هاست که بلندگوی مورد علاقه استودیو ابی رود است, اونم به دلیل صدای دقیق و استثنایی محصولاتش, حالا با افتخار اعلام می کنیم که همکاری مشترک بین این دو برند برتر در زمینه صدا آغاز شده است.
بعد از 15 سال بلندگوی B&W Diamond 800-D3 جایگزین سری 800 دیاموند افسانه ای شد. اَبی رود استود پر افتحارترین, مجهز ترین و مورد احترام ترین استودیوی ضبط آنالوگ و دیجیتال در جهان است. بسیار از برترین آثار موسیقی از دهه سی میلادی تا به امروز در اَبی رود ضبط شده است, از آلبوم های موسیقی روز تا موزیک فیلم ای بزرگ هالیوودی در این استودیو ضبط شده اند. استودیو شماره یک, اَبی رود مجهز به یکی از خوش صداترین سالن های ضبط صدا در دنیاست. این سالن به انعکاس های طبیعی اصوات معروف است و به شدت مورد علاقه ی سازندگان موسیقی های کلاسیک و اجراهای با ارکستر عظیم است.

ستاپ بلندگوی D3 بی اند دبلیو به سرپرستی Simon Campbell مهندس صدای ارشد مجموعه ی اَبی رود انجام شده است, به گفته ی خود سیمون وقتی برای اولین بار جلوی بلندگوی D3 نشستم و صداشو شنیدم, از موزیکال بودن و آزاد بودن صدای این بلندگو به واقع شگفت زده شدم, و در همان تست خواستم این بلندگو جایگزین 800D شود. سیمون برای جایگزین کردن D3 با 800D کل کابل های بلندگوها و جاذب های صدای کف استودیو شماره یک را تغییر داده است تا به بهترین صدای ممکن برسد. به گفته ی سیمون کمپبل ما فقط یک نقطه در استودیو داریم که مهندس صدا می تواند بالاترین رنج فرکانسی را در آن بشنود, اما در بلندگوی D3 به اندازه ای گستره انعکاس صدا بالاست که ما بلندگوهای چپ و راست را طوری در زاویه سی درجه تنظیم کردیم تا بتونیم تا پشت سر مهندس صدا Sweet Spot داشته باشیم, و این شاخص صدای D3 برای سیمون بسیار جذاب است.
شاید نتیجه ی همکاری کمپانی بی اند دبلیو با استودیو ابی رود یک ادیشن خاص از سری 800 با عنوان ابی رود استودیو باشد!
موارد مرتبط:
من دوست دارم بعضی از مطالب قدیمی ولی مفید یه ویرایش کوچیک روشون انجام بدم و دوباره بیارم تو صفحه ی اول سایت تا دوستانی که تازه با سایت آشنا شدن مطالعه کنند. بعضی نکات هست که در عین کوتاهی اگر درست درک بشه خیلی بیشتر از مطالب طولانی و گاهی کسالت آور میتونه کمک کنه وارد مسیر درست انتخاب و خرید بشیم. یکیش همین نکته است:
قبلا هم گفتم که بلندگو در طول زمان جنس صداش تغییر میکنه, درست مثل ساز که جنس صداش بسته به نوازنده ساز تغییر می کنه, (هیچ دو سازی از یک نوع صدای شبیه بهم ندارن, و هیچ دو بلندگوی از یک نوع هم بعد از چند سال کارکرد صدای شبیه به هم ندارند.)
بعنوان مثال چرا ساز استاد کسائی قیمت نداره؟ نه فقط بخاطر نوازنده اون ساز, صدای نی استاد کسائی هیچ سازی دیگه ای نمیده چون ماهیت مادی نی کسائی با نفس نوازندش تغییر کرده است.
بعضی از بلندگوها انعطاف پذيری بیشتری نشون میدن مثل B&W و بعضی از بلندگوها با کارکرد طولانی تر تغییر در صداشون اینجا می شود, مثل برندهای ایتالیایی, منظورم خلاصه کنم, باید بگم بلندگو را درست انتخاب کنید و اینقدر عوض نکنید, توصیه من بازی با سورس, کابل و حتی آمپلی فایر هست, اما بلندگو باید حداقل 10 سال داشته باشید تا به صداش عادت کنید و بلندگو هم بسته به صدای که پخش میکنه دقیق تر بشه, من و خیلی ها بر این باور هستیم که بلندگو بعد از 15 تا 20 سال کارکرد پویایی و سرعت پاسخگوی درایورهاش کم میشه و این درسته, اما تعویض بلندگوی که درست انتخاب شده زیر 10 سال اصلا کار درستی نیست.
در بحث اودیو Clipp شدن سیگنال در دو حالت ایجاد می شود, اول هماهنگ نبودن Gain سورس با آمپلی فایر و دوم ضعیف بودن آمپلی فایر و وولوم بالا دادن به آن برای درایو شدن بلندگوها.
طراحی آمپلی فایر به این صورت است که اگر به عنوان مثال سیگنال صوتی با دامنه جریان 2 ولت Peak-to-Peak به صورت مثبت و منفی به آمپلی فایر اعمال شود آمپلی فایر توسط ترانزیستور یا لامپ خلأ دامنه ی ولتاژ به 40 ولت افزایش میدهد.
اگر ولتاژ ورودی بالاتر از مرز جریان ورودی آمپلی فایر برود سیگنال صوتی از حالت سینوسی در خط تغذیه آمپلی فایر برش میخوره و کلیپینگ اتفاق میوفتد. و چون امکان افزایش جریان تغذیه ترانزیستورها وجود ندارد سیگنال های بالاتر از خط تغذیه برش میخورن و بخشی از اطلاعات صدا از دست خواهد رفت و دیستروشن اینجاد می شود, در واقع سیگنال AC به سیگنال DC تبدیل می شود.
کلیپینگ یعنی سیگنال سینوسی AC به سیگنال خطی DC تبدیل شود.
به تصویر زیر و خط ولتاژ 40 ولتی توجه کنید, سیگنال های قرمزی که روی خط ولتاژ برش خوردن و به رنگ خاکستری نشان داده می شوند داده های صوتی هستند که از حالت AC به DC تبدیل شدن که به صورت دیستروشن همراه سیگنال تقویتی به بلندگوها فرستاده می شوند.

مشکل جدی دیگری که کلیپینگ ایجاد می کند سوختن درایورهای بلندگو است.
زمانی که گین ورودی یک سیگنال بالاتر از خط ولتاژ آمپلی فایر بالا می رود, در طول مدتی که گین سیگنال بالاتر از توان دریافتی آمپلی فایر قرار دارد, یک ولتاژ ثابت در خروجی آمپلی فایر داریم, که همین ولتاز ثابت دلیل سوختن درایور بلندگوهاست.
در بحث اودیو باید دقت کرد سورس های قدیمی که گین بالایی دارند, به آمپلی فایرهای نسل جدید متصل نشوند.
از آمپلی فایرهای ضعیف برای راه انداختن بلندگوهای بزرگ و پر قدرت استفاده نکنید! هرچقدر به یک آمپلی فایر ضعیف وولوم بدهید افزایش قدرتی ایجاد نمی شود.
هیچ وقت یک آمپلی فایر پرقدرت بلندگوهای با توان پایین تر از خود را نمی سوزاند, همیشه آمپلی فایرهای ضعیف هستن که به دلیل کلیپینگ و ایجاد دیستروشن و ولتاژ ثابت بروی خروجی باعث سوختن بلندگوهای با توان بالاتر از خود می شوند.
13 ساعت، سربازان مخفی بنغازی ؛ روایتگر حمله به سفارت آمریکا در شهر بنغازی پایتختت لیبی بعد از فروپاشی حکومت معمر قذافی و تلاش 13 ساعته 6 سرباز آمریکایی در جهنم بنغازی است.
این فیلم بر اساس واقعیت و با اقتباس از کتابی به همین نام اثر میشل زاکوف ساخته شده است. و همان طور که شاید مخاطبین محترم بدانند پیمان معادی نیز در این فیلم در نقش مترجم سفارت آمریکا جلوی دوربین مایکل بی رفته است.
تصویر فیلم 13 ساعت بروی بلوری جزء یکی از بهترین کارهایی است که من تا به حال تست کرده ام. بسیار تمیز بی نقص و درخشان. جذاب ترین نکته ای که در مورد تصویر فیلم می توان به آن اشاره کرد جزییات بسیار زیاد، وضوح عالی و دقت بسیار بالا در تمامی صحنه های فیلم به خصوص صحنه هایی که در روز گرفته شده می باشد.
شما در تمامی تصاویر که اکثرا تصاویر کلوز آپ هستند به خوبی و خیلی واضح بافت پوست ، مو ، پارچه و حتی غبار معلق در هوا را می بینید. رنگ ها با عمق بسیار مناسب ، گرم و واقعی هستند . و میزان عمق رنگ سیاه و غلظت رنگ ها حتی در صحنه هایی که در شب گرفته شده بسیار خوب است.
در بعضی صحنه ها گرین بسیار ریز و تمیزی مشاهده می شود که اصلا اذیت کننده نیست و اتفاقا تصویر را تأثیر گذار تر و واقعی تر می کند.
تصاویر در حدی واضح و شفاف هستند که شما رد خون ، اشک ، عرق و خاکستر حاصل از انفجار را به خوبی روی صورت بازیگران مشاهده می کنید. در صحنه هایی که در روز اتفاق می افتد بازی آفتاب و سایه و غبار محلی موجود در هوا آنقدر خوب نمایش داده شده است که شما کاملا احساس می کنید در یک منطقه صحرایی گرم و تفتیده هستید.
از فیلتر رنگ در سکانس هایی متناسب با حال و هوای فیلم استفاده شده است که تصاویر و رنگ ها را دقیق تر، واقعی تر و شفاف تر نمایش می دهد.
اما در مورد صدای دالبی اتموس فوق العاده بی نقص و تأثیر گذار فیلم.
فیلم با یک افکت فرکانس پایین دلهره آور شروع می شود که ورود شما به جهنم بنغازی را هشدار می دهد !
صدای این فیلم بسیار کانالیزه ، دقیق ، واضح و با جزییات است. تمام کانال های ساراند کناری و سقفی کاملا درگیر هستند و صدایی با لایه های مختلف و دقیق را به شما ارایه می دهند. مثلا در صحنه ای که قرار ملاقات در یک بازار شلوغ را نشان می دهد شما کاملا لایه های مختلف صدا حتی صدای درگیری که در خیابان پشتی رخ می دهد را تشخیص داده و می شنوید. یا در درگیری های شدیدی که در شب رخ می دهد صدای تماشای مسابقه فوتبال از تلویزیون کوچک خانه همسایه کاملا واضح به گوش می رسد.
صدای دیالوگ کاملا واضح و شفاف شنیده می شود و حتی در صحنه های درگیری هم شما مشکلی برای شنیدن صدای گفتگو ها ندارید.
کانال LFE بسیار خوب عمل می کند و صدای فرکانس های پایین و همین طور افکت های سنگین و لحظه ای عالی شنیده می شود. صدای سوت خمپاره ای که از پشت سر شما شنیده می شود ، زوزه کشان از کنار گوش شما عبور می کند و جلوی پای شما روی زمین منفجر می شود بی نظیر است. شما به خوبی زبانه کشیدن آتش در اطرافتان و ریزش سنگ و گرد و خاک و خاکستر را از بالای سرتان را می شنوید.
شاید بتوانم بند های زیادی با جزییات فراوان در مورد صدا و تصویر خیلی عالی فیلم برای شما بنویسم ؛ اما نکته ای که استاد برزین همیشه به من گوشزد می کنند اینکه کوتاه بنویسم تا مخاطب را خسته نکنم. شاید بهتر این باشد که شما مخاطبان گرامی خودتان این فیلم را در یک سیستم سینمایی مورد تأیید تجربه کنید تا همان طور که در ابتدا گفتم راهی بهشت بنغازی شوید.
بهترین اتفاق سال جدید اضافه شدن سرکار خانوم دکتر یوسفی به تیم نویسندگان اصلی سایت بود.
سالها بود که سایت نیاز به یک نویسنده با تجربه و کار بلد داشت. در طول این سالها دوستان زیادی لطف کردن و تجربیاتشان را با مخاطبین بی شمار این سایت به اشتراک گذاشتند...
اما کمبود یک نویسنده که تجربه ی دیداری و شنیداری بالای داشته باشد همیشه در سایت احساس میشد.
خوشبختانه حضور یک نویسنده خانوم آن هم در زمینه ی صدا و تصویر در سایت و نت فارسی با استقبال بی نظیر و پذیرش مخاطب سایت قرار گرفت و اولین پست خانوم یوسفی با بیش از ۳۳۰ کامنت یکی از جنجالی ترین پست های سالهای اخیر سایت شد.
خیلی خوشحالم که خانوم دکتر یوسفی همراه سایت هستند و ما را در تجربیات خود شریک می کنند.
اتفاق خوشایند بعدی ورود امیر حسین اکبری (پسر های فای ایران) به مارکت نحیف های اند صدا بود.
های اند ایران نیاز به شخصی مثل آقای اکبری داشت که جسارت و تجربه شنیداری را با هم داشته باشد. ورود برندهای مثل Weiss و TAD نشان از همین جسارت و تجربه داشت که بنظر من اتفاق بسیار خوشایندی بود.
امیدورام امیر حسین یه سورس آنالوگ درست و حسابی هم همراه با ست رفرنس تاد بیاره... من صدای تاد رفرنس با گرام شنیدم, واقعاً جذابه و شک ندارم هرکی تو ایران این صدارو بشنوه کلاس شنیداریش تغییر میکنه.
ورود دک Weiss و مجموعه ی رفرنس TAD از بهترین اتفاقات های اند ایران بوده که توسط پسر های فای ایران رقم خورد.
موفق باشی
یاماها بعد از افتضاحی که دو مدل آمپلی فایر سینمایی RX-V6A و RX-A2A برای این کمپانی داشت! و انتقاد های زیادی هم در سراسر نت جهانی به این دو مدل شد. سه مدل جدید از سری AVENTAGE با شماره مدل RX-A4A. RX-A6A. RX-A8A را معرفی کرد.
بنظر میاد یاماها با معرفی این سه پرچم دار جدید و مخصوصاً مدل RX-A8A دوباره به جمع بهترین سازنده های آمپلی فایرهای سینمایی بودن برگردد.
نکته جالبی که در سه مدل پرچم دار جدید یاماها توجه را جلب می کند استفاده از پردازشگر شرکت Qualcomm است. باید منتظر شد و دید این پردازشگر جدید در مقایسه با دیگر رقبا چی برای گفتن دارد.
در تصویر زیر طراحی داخلی مدل RX-A8A را ببینید:


یکی از فیلم های که تست صدا و تصویرش حسابی حالتون خوب میکنه UHD 4K Monster Hunter هست. این فیلم از اون کارهای که اگر بررسی می کردم حتما به صداش تاج طلایی و به تصویر پنج ستاره میدادم.
جریان سنگین صدا در کانال های ساراند و سقفی دیوانه کننده ست! بی نظیره همین...
حتما این کار بزارید تو لیست خریدتون.

REAVON برند جدیدی که با معرفی دو مدل UHD بلوری پلیر مدل های UBR-X100, UBR-X200 برای اولین بار در سایت های آلمانی زبان در مورد آن صحبت شد.
هنوز این کمپانی نو ظهور این دستگاه ها را وارد بازار نکرده است, اما از منو و طراحی دستگاه حدس زده میشه از پلتفرم OPPO در آن استفاده شده است.
باید صبر کرد و دید این دو دستگاه جذاب پس از عرضه و در تست های صدا و تصویر چی برای گفتن دارند.
یه توضیحی در مورد XMax بدم XMax میزان مسافتی که انجین (سیم پیچ) ساب ووفر بدون این که از منطقه مغناطیسی خارج بشه حرکت مستقیم دارد.
در ساب ووفرهای که Excursion بالای دارن مثل JL Audio به دلیل ضخیم بودن ساراند و حرکت پیستونی بسیار شدید دیافراگم برای کنترل انجین و خارج نشدن آن از شار میدان مغناطیسی از تکنیک های مختلفی استفاده می کنند.
Qms که کنترل مکانیکی صفحه ساب ووفر هست، یکی از آنهاست.
استفاده از اسپایدرهای که از دایره مرکزی به تدریج ضخیم تر میشن تا در حرکات پیستونی شدید دیافراگم کنترل کنن یکی دیگر از تکنینک های ارزان و کاربردی مکانیکی کنترل دیافراگ ساب ووفرها در حرکت های پیستونی شدید است.
فوم ساراند ESP ترکیبی از پلیمرهای خاص با درجه سفتی متفاوت یکی دیگر از تکنیک های ارزان در کنترل دیافراگم و خارج نشدن آن از میدان مغناطیسی است.
یکی دیگه از تکنیک های مکانیکی برای کنترل و خارج نشدن انجین ساب ووفر از شار مغناطیسی
استفاده از مگنت های هیبریدی است این مگنت ها در پایین از جنس فریت هستن که هم وظیفه ی ایجاد میدان مغناطیسی را دارند و هم به خنک شدن انجین کمک می کنند. و در لایه ی بالای از نئودیمیم استفاده می کنند تا در حرکت انجین به بالاترین حد ممکن شار مغناطیسی ضعیف نشود، و ساب ووفر در فرکانس های پایین دقت پخش خود را از دست ندهد.
استفاده از Ferrofluid مغناطیس مایع هم یکی دیگر از تکنیک های هست که کمک می کنید انجین از شار مغناطیسی خارج نشود.
از مغناطیس مایع در ساخت ووفر بلندگوهای گران قیمت هم استفاده می شود.
خوش بگذره...
در ادامه مبحث تنظیمات کالیبراسیون و بنا بر درخواست مخطبان محترم در این پست تنظیمات کالیبراسیون نمایشگر های سامسونگ ارایه می شود.
در ابتدا ذکر این نکته را لازم می دانم که تنظیمات کالیبراسیون ارایه شده مورد تأیید جناب برزین می باشد.
تنطیمات کالیبراسیون که در ادامه مطلب می آید هر دو فرمت تصویری SDR و HDR را پوشش می دهد ؛ و دارندگان LCD های TU ، RU و سری QLED سامسونگ می توانند از این تنظیمات کالیبراسیون استفاده کنند.
در کامنت های مطلب قبلی از من درخواست شد که تنظیمات مناسبی برای کالیبراسیون سینمایی در نمایشگرهای برندهای مختلف برای مخاطبان محترم ارایه دهم. در این مطلب به تنظیمات کالیبراسیون LCD LED های معمولی و نانو سل از برند LG پرداخته شده است.
در ابتدا ذکر چند نکته را لازم می دانم؛ ابتدا اینکه کالیبراسیون ارایه شده مورد تأیید جناب برزین می باشد.
دوم اینکه ممکن است دوستان تنظیمات مختلفی را برای کالیبراسیون روی سایت های مختلف، و بعضا سایت های بزرگ و معروف ببینند که شاید تنظیمات مناسبی برای کالیبراسیون نمایشگر برند مورد نظر نباشد و صرفا برای تخریب یک برند، چنین تنظیماتی برای کالیبراسیون ارایه می شود.
می توانید تنظیمات کالیبراسیون ارایه شده را انجام دهید و مقایسه ای داشته باشید بین این تنظیمات و تنظیماتی که در دیگر فروم ها ارایه می شود.
لیست تنظیمات در ادامه مطلب...
برای علاقمندان به سیستم های سینمایی، به خصوص طرفداران ویدیوپروژکتور های خانگی اصطلاح Pixel Shifting نا آشنا نیست. حال آنکه Pixel Shifter دقیقا چیست و این فنآوری در میان ویدیوپروژکتور های خانگی چه جایگاهی دارد موضوعی است که در این مطلب به آن می پردازیم.
به صورت کلی 3 فرمت پروژکتور با رزولوشن 4k در مارکت تصویر وجود دارد. Native 4k و True 4k و Pixel Shifter 4K .
نوع اول Native 4K است . که فقط ویدیو پروژکتور های های اند و بسیار گران قیمت به صورت Native هستند. در این فنآوری سیگنال های 4K از زمان ورود، پردازش 4K دارند و تصویر سازی به صورت 4K انجام می شود و نمایش تصویر هم کاملا به صورت4K می باشد. در انواع Native 4K از تکنولوژی های DLP, LCD و لیزر پروژکتور استفاده می شود.
(تراشه های DLP توسط کمپانی Texas Instruments تولید می شود)
لیزر پروژکتورها از فناوری LCD استفاده می کنند, با این تفاوت که از نور لیزر به جای لامپ خلأ برای تامین نور استفاده می شود.
در این نوع پروژکتور رزولوشن دقیقا همان رزولوشنی است که روی پرده سینما نمایش داده می شود. 4K سینمایی واقعی با 4096 خط عمودی و 2160 خط افقی. پروژکتور معروف سونی مدل VPLPW285ES و پروژکتور بی نظیر JVC مدل RS2000 از نوع Native هستند.
نوع دوم True 4K یا 4k حقیقی است. که در آن از رزولوشن استاندارد نمایشگر های تلویزیونی استفاده می شود. یعنی 2160 خط افقی در 3840 خط عمودی. در این نوع هم پردازش و نمایش تصویر به صورت 4K حقیقی است.
نوع سوم pixel shift 4k است. در واقع این فرمت، فرمتی است که برای دوربین های عکاسی دی اس ال آر استفاده می شود. که طی آن اگر دوربینی 10 مگا پیکسل دقت تصویر دارد با کپی گرفتن از یک تصویر و ساختن تصویر دیگری هم فاز با تصویر اصلی و قرار دادن این دو تصویر بر روی یکدیگر رزولوشن تصویر را به دو برابر افزایش می دهند. این کار باعث می شود که شما با یک تراشه، یک چیپ و یک آیینه ارزان قیمت بتوانید یک رزولوشن دو برابری داشته باشید.
پروژکتور های 4k که به صورت Pixel Shift تصویر 4K ایجاد می کنند، در اصل این نوع از ویدئو پروژکتورها از پردازشگر های Full HD استفاده می کنند. یعنی همان رزولوشن 1920 در 1080. زمانی هم که به این پروژکتورها سیگنال 4K داده می شود پروژکتور تصویر را به صورت Full HD پردازش می کند.اما در پروسسور این دستگاه همزمان از تصویر اصلی یک نسخه ی دیگر و هم فاز با تصویر اصلی ساخته می شود که در هر چرخه زمانی که یک فریم نمایش داده می شود . دو تصویر کامل Full HD داریم و این دو تصویر روی یکدیگر قرار می گیرند. و چون هم فاز هستند و این پروسه بسیار سریع انجام می شود چشم قادر به تشخیص آن نیست و در نهایت یک تصویر 4K غیر واقعی نمایش داده می شود.

تعداد پیکسل ها در تصویر نهایی این پروژکتورها 4 میلیون و 400 هزار پیکسل و شامل دو تصویر Full HD که هر کدام 2 میلیون و 200 هزار پیکسل است. در صورتی که در پروژکتورهای 4K واقعی تصویر دقیقا شامل 8847360 میلیون پیکسل است .
اما اینکه مزایا و معایب پروژکتورهای pixel shift 4k چیست؟
این پروژکتور ها نسبت به انواع Native و True 4K ارزانتر هستند. همچنین نسبت به پروژکتورهای Full HD رنگ های دقیق تر و گرم تری را به مخاطب ارایه می دهند. و مقداری هم در وضوح تصویر شما کیفیت و جزییات بهتر و بیشتری را می توانید مشاهده کنید.
نکته منفی این پروژکتورها این است که اگر شما یک سیگنال 4K به آن بدهید، رزولوشن و دقت رنگی که باید را در تصویر ندارید.و از همه مهم تر اینکه این ویدیو پروژکتورها HDR واقعی را نمی توانند ایجاد کنند در حقیقت نه Dolby vision و نه HDR آنها به صورت واقعی نیست. پس در نتیجه شما روی این پروژکتور تصویر HDR واقعی هم ندارید و یک تصویر Full HD که Upscal شده به شما ارایه می شود.
نکته دیگر اینکه این نوع ویدیو پروژکتور امکان نمایش تصاویر 3D 4K را هم ندارد. تصاویر سه بعدی بروی پروژکتورهای Pixel shifter به صورت فول اچی دی نمایش داده می شود.
ویدئو پروژکتورهای Pixel shift 4K مناسب کسانی است که سورس تصویر Full HD یا HD دارند و می خواهند تصویری با رنگ های دقیق تر ، گرم تر و شفاف تر داشته باشند. ولی اصلا مناسب مصرف کننده ای که سورس 4K HDR حقیقی دارد نیست.
نهایتا اینکه پروژکتورهای Pixel Shifter مناسب ویدیو فایل ها و کسانی که می خواهند تصویر سینمای 4K حقیقی داشته باشند نیست!

YAMAHA RX-A2A

Yamaha RX-V6A
یاماها یکی از سه ضلع مثلث ساخت آمپلی فایرهای سینمایی در دنیا بود. اما متاسفانه با توجه به سیاست هایی که یاماها در پیش گرفته شاید دیگر نتوانیم بگوییم که هست!
یاماها همیشه در کنار دنون، مرنتز و اونکیو جزء بهترین ها بوده و شاید هنوز هم هست ولی در حال حاضر قضاوت آن بسیار مشکل است.
از سال 2020 سیاست های کاری یاماها تغییر پیدا کرد و یک مقدار به سمت تجاری سازی رفت. البته قبلا هم یاماها تجاری سازی می کرد اما ظاهرا مسایل اقتصادی و در کل وضعیت مارکت جهانی آنقدر به کمپانی فشار وارد کرده است که حتی از کیفیت محصولاتش هم کم کرده است.
همیشه سری آوانتاژ در تولیدات یاماها جزء بهترین ها بوده است و تقریبا ده سال هم هست که یاماها هیچ تغییری در پلتفرم اصلی آمپلی فایرهایش نداده است. فقط با فرمت های جدید آنها را به روز کرده است.
در محصولات جدید ما شاهد این هستیم که یاماها پلتفرم محصولاتش را تغییر داده است و این به آن خاطر است که در محصولات جدید از متریال ارزان قیمت تری استفاده کرده است. یاماها نسل جدید را با دو مدل RX-A2A و RX-V6A با ظاهر جدید معرفی کرد. که انتقاد های بسیاری را برایش در پی داشت. مثلا استفاده از پلاستیک براق در پنل جلو که جزء ارزان قیمت ترین نوع متریال به حساب می آید.
منتظر بودیم تا ببینیم یاماها در سری آوانتاژ چه می کند. چند هفته ی هست که در ایران و تقریبا چند ماهی که در مارکت جهانی اولین مدل آوانتاژ جدید معرفی شده است. مدل RX-A2A که ابتدایی ترین مدل از سری جدید آوانتاژ است.
این مدل همان طراحی سری RX-V6A را دارد و فقط پنل آن فلت شده است. بدنه آن از پلاستیک است و روی آمپلی فایر هم با یک پنل پلاستیکی پوشانده شده است که باعث شده این دستگاه یک ظاهر خیلی چیپ داشته باشد و حس بدی را به مخاطب های قدیمی یاماها منتقل کند.
یاماها در این مدل دقیقا از متریال مشابه سری RX-V6A استفاده کرده است. وقتی مشخصات روی سایت را مطالعه می کنیم می بینیم که به هیچ وجه درج نشده که در این دستگاه از چه پروسسوری استفاده شده است. در صورتی که یاماها همیشه در سری آوانتاژ مدل و شماره پروسسور را مشخص می کرد که در این سری اصلا به آن اشاره نشده است.
در بررسی های برابری که از این دستگاه در نت منتشر شده آمده است که آوانتاژ RX-A2A دقیقا با RX-V6A منطبق است. این دو دستگاه هیچ تفاوتی در ترانسفورمرز و ترانزیستورهای قدرت ندارند. فقط ظرفیت خازن های مدل RX-V6A نسبت به RX-A2A از 8700 میکروفاراد به 10000 میکروفاراد افزایش پیدا کرده است. در آوانتاژ A2A از همان متریال سری V6A استفاده شده است. ورودی و خروجی های پشت آمپلی فایر از ارزان قیمت ترین نوع متریال است. حد اقل انتظار می رفت که برای پست های خروجی بلند گو از متریال بهتری استفاده شود ولی یاماها دقیقا از همان نوعی که در سری ابتدایی استفاده شده ، استفاده کرده است. همین طور تمام مدارات داخلی دو دستگاه کاملا مشابه یکدیگر است.در ادامه مطلب تصاویر این ساید از آوانتاژ RX-A2A و RX-V6A قرار داده ام که شما می توانید خودتان ببینید و مقایسه کنید که حتی تعداد ورودی و خروجی ها و شماره ترانزیستور دو دستگاه نیز یکی هست.
و تنها تقاوت این هست که یاماها سری آوانتاژ را با 3 سال گارانتی عرضه می کند و پول بیشتری از شما می گیرد و سری RX-V6A را با 1 سال گارانتی عرضه می کند و در اصل هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند.
الان نمی توانم نظری راجع به صدای این آمپلی فایر بدهم چون هنوز صدایش را نشنیده ام. اما چیزی که مشهود است این است که یاماها تا جایی که توانسته است در ساخت این آمپلی فایر کم کاری کرده است و از کیفیت این محصول زده است.
نکته دیگری که مهم و قابل ذکر است این است که قشر هدف در تولید این دو مدل آمپلی فایر گیمر ها هستند. چون در تبلیغات این محصول 4K با 120 فریم تبلیغ می شود. همانطور که می دانیم فیلم 120 فریم نداریم و در حال حاضر فقط ویدیو گیم ها هستند که روی نسل جدید کنسول های X-BOX و PS5 دارند به صورت 120 فریم عرضه می شوند و این نشان می دهد که بازار هدف این محصول گیمر ها هستند نه ویدیو فایل ها و نه کسانی که علاقمند به سیستم های سینمای خانگی هستند. یاماها خوب می داند که با این طراحی و کیفیت ویدیو فایل ها به دنبال خرید این دستگاه نمی روند، پس گیمر ها را بازار هدف خود قرار داده است.
حالا باید منتظر بمانیم تا ببینیم یاماها برای رده های بالاتر سری آوانتاژ چه می کند. آیا به کیفیت و جایگاه قبل بازمی گردد یا خیر؟!