Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری

مدت زیادی هست هیچ تحلیلي از فیلم های دی وی دی نوشته نشده! بعد از شروع دوباره Home Theater كه اصلا تحليل نوشته نشده! اين اصلا خوب نيست, بيش از اندازه به فرمت بلوري پرداخته شد, و حق دي وي دي اين وسط داشت ضايع ميشد. امروز فرصت شد يه نگاهي به دي وي دي قسمت چهارم سري فيلم هاي X-Men بندازم, و تحليل مختصري ازش بنويسم.
X-Men در هر چهار قسمت رنگ هاي گرم و Grain نسبتا به جا و كنترل شده اي داره, در قسمت دوم و چهارم ميزان گرين كمتر هست, بلعكس قسمت اول و بخصوص سوم كه گرين نسبتا بالاست! در قسمت سوم (The Last Stand) كنار درياچه و ديدار Jean با Scott ميزان گرين و نويز در پس زمينه افتضاح بالاست اما در كل قسمت سوم تصوير خوبي داره, صدا هم كه عالي, روي دي وي دي تراك dte-es 6.1 دارد و روي بلوري DTS-HD Master Audio 6.1
تصوير Origins: Wolverine تا حدودي شبيه به قسمت اول هست, مخصوصا سكانس هاي داخل كافه و مبارزه در شب منو ياد تصوير كدر با كنتراست پائين در قسمت اول ميندازه, تصوير در كل فيلم يك دست نيست! در سكانس هاي وضوح و كنتراست ميشه گفت خوبه و در سكانس هاي ضعيف هست! صحنه بيرون آمدن Logan از داخل مخزن آب يكي از صحنه هاي مهم براي كارگردان بوده و هرچي داشته براي خوب درآمدن اين صحنه گذاشته! ميشه گفت وضوح تصوير خوبي هم داره اين صحنه, چيزي كه در قسمت چهارم امتياز نسبتا خوبي ميگيره يك دست بودن تصوير در سكانس هاي اگشن و سريع هست, صحنه هاي تعقيب و گريز با موتور در جنگل تصوير با جزئيات بالاي نمايش داده ميشه و مشخص در اختصاص بيت ريت روي صحنه هاي اگشن كار شده, صحنه پائين پريدن Logan از آبشار نيز با اينكه فاصله دوربين زياده اما وضوح تصوير در تمام طول صحنه بدونه ايجاد سايه در كناره ها حفظ ميشه.
چيز زيادي نميشه در مورد صداي Origins: Wolverine روي دي وي دي گفت, تراك دالبي ديجيتال 5.1 آنچنان وضوح و تفكيك بالاي به من نميداد, تنها ديالوگ نسبتا خوب شنيده ميشد, صداي افكت جريان قوي در كانال هاي ساراند نداشت! و احساس يك فضاي سه بعدي در صدا ايجاد نميشد.
كانال فركانس پائين LFE نسبتا تاثير گذار بود و خوب اجرا ميشد, انفجار كلبه جزئيات افكت خوبي داشت,هم روي فركانس پائين گرفتگي كمي احساس ميشد و هم در تفكيك قطعات پراكنده در هوا وضوح خوبي داشتيم.
اين نكته را هم بگم من خيلي در تست صدا و تصوير سخت گير هستم و به كوچكترين جزئيات اهميت ميدم, اگر جايي گفتم خوبه اطمينان داشته باشيد كه خوبه, و اگر گفتم مشكلي داشت حتما اينطور نيست كه در كل بي ارزش هست,در آن صورت اصلا تحليل نميكنم و ميگم افتضاح بود.
انتظار من خيلي بالاست و بايد صدا و تصويري كه ميبينم روي من تاثير گذار باشه تا بگم عالي يا فوق العاده هست.
X-Men Origins: Wolverine روي دي وي دي در صدا و تصوير متوسط بود.

يه كوچولو هم در مورد بلوري فيلم بنويسم كه پرونده اين فيلم در تمام موارد بسته شود.
تصوير روي بلوري با جزئيات نسبتا خوبي نمايش داده ميشه, رنگ ها درخشان تر و زيبا تر ديده ميشود, جزئيات تصوير در سكانس هاي تعقيب و گريز دقت بالاي در نمايش اجزاء صحنه داره, حتي در صحنه هاي كه دوربين به زمين نزديك است جزئيات تصوير حفظ ميشه, Texture پارچه و كت چرمي هنرپيشه خيلي بهتر نمايش داه ميشه, نماهاي كه از بالا نشان داده ميشه جزئيات تصوير در حد قابل قبول و خوبي است. رنگ هاي گرم فيلم با اينكه به خواست كارگردان آنچنان درخششي ندارند در بلوري كمي درخشان تر و يك دست تر هستند.
پيشرفت اصلي در بلوري Origins: Wolverine در صدا است, تراك DTS-HD Master Audio صداي اين فيلمو دگرگون كرده, وضوح بسيار عالي در سايش چنگك هاي Logan با فلز خيلي وضوح عالي داره به راحتي ميشه جرقه هاي ايجاد شده در فضا را به تفكيك شنيد.
صدا در کانال های ساراند قدرت داره میشه با ولوم ۴/۱ جا به جای شدن هوا را بین کانال ها حس کرد, انصافا صدا تاثيرگذار است.
به نظر من در اين مجموعه قسمت دوم (United) بهترين صدا و تصوير را داره و امتياز خوبي ميگيره, قسمت سوم (The Last Stand) هم تصوير گرم و زيباي داره اگر مشكل نويز و گرين در بعضي از سكانس ها نبود! ميگفتم خيلي خوبه, صدا در قسمت سوم به علت dts-es 6.1 بودن خيلي تاثير گذاره, كانال مركزي ساراند خيلي خوب در صحنه هاي اگشن صدا گذاري شده و ميشه گفت يك es 6.1 كامل است.
اين نكته را هم بايد بگم هر چهار قسمت X-Men صدا و تصوير تستي خوبي داره و ميتونه مرجع خوبي براي تست صدا و تصوير باشد.

اما سامسونگ، از سه بعدی کردن پلاسماهای خود هم غفلت نکرده و ۶ مدل از ۸ مدل پلاسمای فوق باریکی که به زودي راهی بازار خواهد کرد، ویژگی سه بعدی را دارند. مدلهای ۷۰۰۰ و ۸۰۰۰ پلاسمای سامسونگ با قیمتی از ۱۸۰۰ دلار تا ۳۵۰۰ دلار، میخواهند فناوری نمایش سهبعدی را به خانه مشتریان سامسونگ بیاورند.
یک ویژگی جالب تلویزیونهای سهبعدی سامسونگ این است که مجهز به پردازشگر توکار سه بعدی مجهز هستند که میتواند تصاویر معمولی دو بعدی را به نسخه سه بعدی تبدیل کند. البته باید منتظر ماند و عملا دید که تصاویر مصنوعي سه بعدی تا چه حد با تصاویر سه بعدی واقعی قابل مقایسه خواهند بود.
سونی اعلام کرده که قصد دارد تا ۱۰ ژوئن یعنی درست تا زمان شروع جام جهانی فوتبال، درنگ کند و در این زمان تلویزیونهای سه بعدیاش را عرضه کند. مدلهای LX900، HX900 و HX800 مدلهای پشتیبانیکننده از نمایش سه بعدی سونی هستند. البته سونی قصد دارد پیش از بازار امریکا، این مدلها را به ژاپنیها بفروشد، محدوده قیمت این مدلها از ۴۳۰۰ دلار تا ۵۲۰۰ دلار متغیر است. خریداران این مدلها هم مجبور هستند، عینکهای مخصوص را با قیمت تقریبی ۱۳۰ دلار بخرند. سونی ادعا میکند که کیفیت عینکهایش از عینکهای دیگر شرکتها بیشتر است. البته مدل LX ، از این قاعده، مستثنی است و هنگام خرید، عینک مخصوص هم همراه تلویزیون به مشتری داده میشود.

هدف ال جی این است که امسال ۴۰۰ هزار و سال بعد ۳٫۴ میلیون تلویزیون سهبعدی بفروشد. نخستین تلویزوین سهبعدی ال جی LD360 بود که در CES به نمایش گذاشته بود, این شرکت قصد داشت که این مدل ۴۷ اینچی را در ماه آوریل روانه بازار انگلیس كند, اما این برنامه لغو شده است و مدل LX9900 ال جی که در ماه می به انگلیس میرود، نخستین مدل سهبعدی این شرکت خواهد بود. در نیمه دوم سال جاری هم ال جی ۲ مدل دیگر تلویزیون سهبعدی را به مشتریان خود خواهد فروخت.
توشیا قصد دارد در سه ماه آخر سال میلادی جاری، تلویزیون سهبعدی را به بازار انگلستان بفرستد.
فیلیپس هم مدل سهبعدی ۹۰۰۰ را دارد که در سال جاری معرفی خواهد کرد.
وقتی فروش تلویزیون وضوح بالا از دهه ۹۰ میلادی شروع شد، هیچ شبکه تلویزیونی، برنامهای با وضوح بالا پخش نمیکرد. خریداران این سسیتمها که در آن زمان قیمتی در حدود ۱۰ هزار دلار داشت، به سختی چیزی برای تماشا پیدا میکردند که بتواند به آنها لذت نمایش ویدئوهای با وضوح بالا را نشان بدهد!
امروز هم شرکتهای بزرگی که تلویزیونهای سهبعدی میسازند، دقیقا چنین مشکلی دارند. با وجود اینکه پخشکنندههای دي وي دي و بلوری عنوان هاي بيشتري را روانه بازار كردند اما بدیهی است که تا برنامههای سهبعدی از فیلم گرفته تا گیم و برنامههای تلویونی سهبعدی فراگير نباشند این شرکتهای نمیتوانند امید زیادی براي فروش بالا در يكي دو سال آينده داشته باشند.
جام جهانی فوتبال در آفریقای جنوبی، فرصت طلایی برای این شرکتهاست, سونی در این میان جام جهانی را بسیار جدی گرفته است، این شرکت که اسپانسر جام جهانی هم است با استفاده از دوربینهای سهبعدی خود ۲۵ بازی از بازیهای این رقابت پرطرفدار را پخش میکند. سونی این تصاویر سهبعدی را با استفاده از نمایشگرهای بزرگ سهبعدی در ۷ شهر بزرگ دنیا (برلین، لندن، مکزیکوسیتی، پاریس، ریو دو ژانیرو، رم و سیدنی) به نمایش میگذارد تا به همه نشان دهد که تماشای فوتبال به صورت سه بعدی میتواند چه حس و حالی داشته باشد!
در تصویر زير یک دوربین سهبعدی را میبیند که سال پیش بازی شبکه اسکای اسپورت برای پخش سهبعدی بازی منچستر و آرسنال از آنها استفاده کرد.

سهبعدی چگونه کار میکند؟
انسانها دو چشم دارند، فاصله اندکی که این دو چشم از هم دارند باعث میشود که هر یک تصویری از زوایهای کمی متفاوت به مغز بفرستند, مغز با ترکیب کردن این دو تصویر متفاوت با هم به اشیا عمق میدهد و آنها را سه بعدی میبیند.
برای خلق تصاویر سه بعدی فناوریهای مختلفی وجود دارد.
۱- دو تصویر به پرده نمایش بتابانیم و یا از تلویزیون پخش کنیم، بعد به یاری عینکی که در یک لنز فیلتر آبی و در دیگری فیلتر قرمز داشته باشد، برای هر چشم تصویر جداگانهای درست کنیم.

۲- این بار دو تصویر پخش کنیم که پلاریزاسیون متفاوت داشته باشند، بعد از عینکی استفاده کنیم که هر لنزش تنها اجازه گذر یک تصویر با قطبیت مشخص را بدهد.

۳- این بار هم دو تصویر از تلویزیون پخش کنیم، اما به جای عینک روی صفحه تلویزیون، پوشش ویژهای بکشیم به هر چشم تصویر جداگانه بدهد. در این فناوری پوشش روی تلویزیون، کار عینک را در دو فناوری قبل انجام میدهد.

سال ۲۰۱۰، سال تلویزیونهای سهبعدی نیست، اما این سال را میتوان آغازی برای این تحول عمده دانست.
Efficiency
به معنای نسبت قدرت آکوستیکی گرفته شده به قدرت الکتریکی داده شده است که به درصد بیان میشود و همیشه کمتر از 100% است. بعنوان مثال یک بلندگو با 10% Efficiency برای اینکه بتواند 10 وات آکوستیکی صدا از آن بگیریم باید 100 وات الکتریکی به آن وارد کنیم. بازده بطور مستقیم به کیفیت سیم پیچ بلندگو و کراس آور بستگی دارد زیرا هرچه مقاومت الکتریکی سیم پیچ بالا رود تلفات انرژی بیشتر میشود.بعضی از کمپانی ها از بلندگوهای با سیم پیچ هاي از آلیاژ طلا استفاده میکنند همانطور که میدانید مقاومت الکتریکی طلا بسیار پائین است در نتیجه می توان برای بالا بردن حساسیت از سیم های بارک با دور بالا استفاده کرد.
يكي ار دلايل پائين آمدن ميزان Efficiency يك سيستم صوتي آكوستيك است, استفاده نادرست از جاذب هاي صدا مخصوصا در ديوارهاي كناري و سقف به شدت از ميزان Efficiency سيستم كم ميكند.
THD
Total Harmonic Distortion یا THD که عنوان کننده مقدار کلی اغتشاشات هارمونیکی در ایجاد دسته ای از اعوجاجات صوتی به درصد است, عدد THD اصولا هر چه كمتر باشد نمایانگر کیفیت بهتری در صدا است.
Tweeter
Tweeter هر چه وزن کمتر و بالانس بهتری داشته باشد، از حساسیت و دقت عمل بیشتری برخوردار خواهد بود. در ساختمان دیافراگم Tweeter مرغوب از مواد سبک و بسیار مقاومی چون Mylar و آلیاژ ویژه Neodymium استفاده می شود که توسط دستگاههای مدرن برش لیزری با تولرانس وزنی بسیار پائین ساخته می شوند.
( Constant Bit Rate )
در روش ضبط با متد CBR از بیت ریت ثابت استفاده می شود، تمامی قسمتهای فایل تصویری را با به حجم یکسان تبدیل می کنند و فرقی بین صحنه اي که مثلا يك ديالوگ ساده جريان دارد, با یک صحنه پر زد و خورد و اکشن نمی گذارد.
(Variable Bit Rate)
در روش ضبط با متد VBR یا بیت ریت متغیر، برای صحنه ای که یک صفحه ديالوگ ساده در جريان است, و یا فیلم تحرک زیادی نداره ، از بیت ریت با حجم کمتر استفاده ميشود و برای صحنه های پر زد و خورد برای نگه داشتن تمامی جزییات در هنگام تبدیل حجم بیت ریت را بالا می برند.
Onkyo اولين آمپلي فاير ديجيتال با امكان پشتيباني از HDMI 1.4 را ديروز در ژاپن عرضه كرد, و قراره به زودي در اروپا و آمريكا نيز اين آمپلي فاير ارائه شود. مدير بازرگاني انكيو در معرفي اين آمپلي فاير اعلام كرده HDMI 1.4 براي انتقال تصاوير سه بعدي وضوح بالا در آينده به كار خواهد آمد. انكيو اولين كمپاني بود كه آمپلي فايرهاي خود را با ويندوز 7 سازگار كرد.
اولين ويدئو پروژكتور LED توسط شركت Vivitek توليد شد, به تازگي يك شركت ايتالياي با نام SIM2 مدلGrand Cinema Mico 50 را توليد كرده كه نظر كارشناسان تصوير را بسيار جلب كرده است, Mico 50 كنتراست تصويري برابر با ١٠٠٠٠٠:١ دارد و قدرت نمايش بيش از 200 تريليون رنگ كه با كاليبره كردن رنگ توسط برنامه مخصوص اين پروژكتور كمپاني سازنده ادعا كرده دقت رنگ بالاتر نيز ميرود! در ساخت اين پروژكتور از مايه خنك كننده به جاي فن استفاده شده, عمر مفيد لامپ اين پروژكتور در حدود 100 هزار ساعت است! نمايش رنگ سياه بسيار خالص و وفاداري بالا به سورس ويدئوي از ويژگي هاي SIM2 است. قيمت اين پروژكتور در انگلستان 16 هزار پوند اعلام شده است.
كمپاني پايونر و شارپ قراره يك خط توليد بلوري پليرهاي ارزان قيمت بصورت مشترك راه اندازي كنند, پايونر اعلام كرده تمركز اصلي اين شركت بروي سيستم هاي صوتي و بلوري پليرهاي كلاس بالا است, رقابت بين دنون و پايونر همچون سالهاي پيش بر سر پليرهاي ويدئوي بسيار نزديك است, اين رقابت در توليد دي وي دي پليرها باعث شد اين دو كمپاني مورد علاقه من محصولات فوق العاده اي توليد كنند.
حتما خبر انتشار بلوري فيلم Saving Private Ryan در May 4 ,2010 شنيدين؟ خيلي دوست دارم ببينم اين فيلم روي تراك صوتي DTS-HD Master Audio چه صداي داره؟ واقعا تا به امروز هيچ فيلمي در صداي dts به پاي Saving Private Ryan نرسيده! اگر هم باشه بهتر نيست.
قبل از معرفی كمپانی JBL لازم هست كمی در مورد كمپانی Harman/Kardon توضیح بدم.
دكتر Sidney Harman و Bernard Kardon در سال 1954 موفق به تاسیس یك كمپانی ﺑﯿﻦ المللی شدند, كه هدف ساخت تجهیزات صوتی با وفاداری بالا به صدا بود, چهار سال بعد كمپانی Harman/Kardon اولین گیرنده رادیوی استریو را در جهان تولید كرد و آن شروع موفقی برای این كمپانی تازه تاسیس بود.
كمپانی Harman/Kardon موفق شد حق تولید رادیو پخش های كمپانی های اتومبیل سازی بزرگی مثل Mercedes-Benz , Toyota , BMW , Lexus و General Motors را در اختیار بگیرد.
شاید براتون جالب باشه بدونید تا به امروز چه كمپانی های بزرگی از زیر مجموعه های Harman/Kardon بودند و هستند.
AKG Acoustics - microphone/headphones
Audio Access - A/V controllers
BSS Audio -signal processing
dbx Professional Products - signal processors
Infinity - home/car speakers
JBL - home/car speakers & amplifiers, professional speakers
Lexicon - digital processing
Mark Levinson - home/car audio
QNX - real-time OS software, voice processing, car multimedia
Revel - home speakers
Soundcraft - mixing consoles
Studer - digital recording
JBL كمپانی بلندگوساز مطرح آمریكای در سال 1946 میلادی توسط (James Bullough Lansing) تاسیس شد.
لانسینگ در ابتدا مدیر كمپانی Altec Lansing بود, در سال 1941 كمپانی Altec را به آقای James Ling واگذار كرد, و تصمیم به ساخت بلنگوهای با نام تجاری JBL گرفت.
لانسینگ طراح اولین بلندگوهای HORN در Altec بود, اولین بلندگوی هورن كه برای سالن های نمایش طراحی كرد مدل "75W5" مربوط به سال 1934 است, كه موفق به كسب جایزه Academy Awards شد, این بلندگوی غول پیكر به تنهای پشت پرده نمایش قرار میگرفت و به علت وضوح صدا و قدرت پرتاب صوت به انتهای سالن صدای متفاوتی را برای تماشاچیان ایجاد میكرد. ببینید تصاویر بلندگوی Model 75W5
مدل محبوب دیگه ای كه لانسینگ تولید كرد بلندگوی مانیتور معروف به Iconic بود. پاسخ فركانسی این بلندگو بین hz40 تا hz10.000 بود.
ساخت بلندگوهای مانیتور JBL از ۱۹۷۰ كاملا جدی شد و مدل های بسیار معروفی را تا به امروز تولید كرد است, مدل های 4310 و 4311 در آمریكا , اروپا و ژاپن محبوبیت زیادی پیدا كرد و بیش از ده سال در بهترین استودیوهای جهان مورد استفاده قرار گرفت, این دو مدل به همراه مدل ns-10M یاماها بی شك تا قبل از ورود بلندگوهای دیجیتال محبوب ترین مانیتورینگ های دنیا بودند. بعد از محبوبت این دو مدل به ترتیب مدل های 4350,4325,4320 تولید شد و در چندین استودیوی هالیوود و یكی از معروف ترین استودیوهای ژاپن مورد استفاده قرار گرفت.
بلندگوهای مانیتورینگ JBL سالها 70% از استودیوهای جهان را در اختیار داشت.
مدل Paragon اولین بلندگوی یک تکه با امکان پخش صدای استریو فونیک بود.
اولین بلندگوی خانگی JBL در سال 1954مدل D30085 Hartsfield بود كه هنوز بعضی از كلكسیونر ها این بلندگوی زیبا را در كنار برندهای جدید نگهداری میكنند, به شبكه های كه جلوی هورن قرار گرفته فیلتر آكوستیك گفته میشه.
سال ۱۹۸۵ JBL سری Everest مدل DD55000 را تولید كرد, این بلندگو در زمان خود به دلیل داشتن Soundstage فوق العاده خیلی معروف شد. تولید سری Everest تا به امروز ادامه داشته, كه در ادامه معرفی میكنم.
تولیدات Audiophile این كمپانی با سری K2 ادامه پیدا كرد, مدل S9500 اولین و تا به امروز محبوب ترین مدل این سری از محصولات JBL است, سری Everest و K2 كه جزء تولیدات Hi-End این كمپانی بحساب میاد همیشه با آمپلی فایر و سورس Mark Levinson دمو شدن, مدل S9500 هنوز در كنار برندهای مطرح دمو میشه و حرفی برای گفتن دارد. سال 2000 میلادی مدل K2-S9800 و K2-S9800SE را تولید كرد, وزن این بلندگو 90 كیلوگرم است.
JBL در سال ۱۹۹۰ اقدام به ساخت بلندگوهای Limited Edition كرد, یكی از معروف ترین مدل ها L250Ti هست, بلندگوی فركانس بالای L250Ti از تیتانیوم خالص ساخته شده است.
به تازگی JBL سری جدید Everest ii از سری محبوب Everest را تولید كرده, مدل DD66000 كه در اكثر نمایشگاه های Hi-End اخیر در كنار Mark Levinson حضور داشته و خیلی طرفدار پیدا كرده مخصوصا در ژاپن, من فكر میكنم JBL سری Everest را تا مدل 8848 به ارتفاع كوه اورست ادامه بده؟ واقعا هم این بلندگو جثه بزرگی داره! وزن این بلندگو 142 كیلوگرم است.
بیش از 20 سال است ٪75 از بلندگوهای THX سالن های سینما در سراسر دنیا JBL است, JBL بزرگترین تولید كننده بلندگوهای live است و مجهزترین سالن های كنسرت و تئاتر به بلندگوهای JBL مجهز هستند.
بلندگوهای JBL در تولیدات خانگی و Hi-End صدای كاملا متفاوت با هم دارند! بلندگوهای خانگی این كمپانی قدرت پخش فركانس های بالا و پائین بسیار خوبی داره اما در صدای میدرنج ضعیف هستند! البته نه در همه تولیدات, بی شك بهترین انتخاب برای موزیك های تند و افكت فیلم JBL است, بلندگوهای JBL معروف هستند باسی شبیه به بمب دارن! واقعیت هم داره اگر با آمپلی فایری ست بشن كه توان درایو بلندگو را داشته باشه باس قوی ایجاد میكنند و فوق العاده در مقابل جریان بالا و پیك های لحظه ای صدا مقام هستند.
اما JBL در مدل های Hi-End بلعكس محصولات خانگی صدای موزیكال و Sweet داره, باس كاملا نرم و كنترل شده با Vocal واقعا عالی به علت استفاده از بلندگوی فركانس بالای هورن همراه با Soundstageخوب از ویژگی های بلندگوهای كلاس بالای JBL است.
من بارها مدل های مختلفی از JBL را شنیدم در سیستم های سینمایی و HIFI
مدل L80 با بلندگوهای فركانس بالا از جنس تیتانیوم صدای واقعا لذت بخشی داشت, این بلندگو اگر در اتاقی با diffuser های در پشت بلندگو و سقف شنیده بشه صدای Dynamic و با تفكیك خوب در سازها را اجرا میكنه, دلیل اینكه گفتم باید در اتاقی كه مدل L80 شنیده میشه از جاذب های مناسب استفاده كرد Active بودن این بلندگو در نواحی مختلف فركانسی هست, شاید كمی در شرایط بد آكوستیك صدا فوروارد بشه؟ كه باز به كامپوننت ها و كابل هم بستگی داره. L80 صدای Emotional داشت و میشد با موسیقی ارتباط برقرار كرد.
سری های Hi-End مثل Everest ii و K2-S9500 برای ركورد های زنده كه در آن ها از سازهای بادی همراه با سازهای زهی استفاده شده با Vocal بم بالا انتخاب اول كسانی است كه به موزیك اپرا علاقه دارند, واقعا اجرای درست یك اپرا با ركورد عالی مخصوصا ركوردهای آلمان برای هر بلندگوی امكان پذیر نیست, تو این بلندگوهای رایج اگر ولوم صدا كمی بره بالا صدا به نویز تبدیل میشه تا صدای درست.
اگر JBL در بلندگوهای Audiophile آنچنان امكان رقابت با برندهای مطرح دیگر را نداشته باشه؟ در ساخت بلندگوهای THX و پخش live واقعا بی رقیب هست.
سال ۲۰۰۱ بود در نمایشگاه محصولات Hi-End سالن اختصاصی JBL قسمتی از سالن به یك مجموع كامل از آمپلی فایر ,پروسسور و بلندگوهای THX اختصاص داده شده بود, به علت حجم صدا نمیشد كسی داخل این مجموعه قرار بگیره به همین دلیل كنترل این مجموعه دقیقا روبروی محل قرار گیری بلندگوها بود, هر كدوم از ساب ووفرها دو تا ووفر 18 اینچ داشت, در سیستم های THX از دو ساب در سمت راست و چپ پرده نمایش استفاده میشه, از كل مجموعه ساب ووفرها و یك جفت بلندگوی ScreenArray فكر میكنم Three-Way اون هم با دو ووفرهای 18 اینچی و ارتفاع نزدیك به 2.5 متر تو مدار بود, با طناب یك فاصله ای از بلندگوها ایجاد كرده بودند و كمتر از یك دقیقه صدا گرفته میشد و در فواصل زمانی حدود یك ساعت یك بار چون كل سالن جم میشدن چلوی این مجموعه و همه غرفه ها خالی میشد! جمعیت چندین ردیف را پشت سر هم تشكیل میداد, زمانی كه ولوم صدا را زیاد میكردند دقیقا مثل فیلم ده فرمان كه دریا شكافته میشه جمعیت از وسط باز میشد و به كنار میرفت! باور نمیكنید شدت و حجم صدا تا چه اندازه زیاد بود! از یك دقیقه ای كه از این مجموعه صدا گرفته میشد كمتر از 30 ثانیه ولوم روی 4/3 بود! واقعا اگر بیشتر از 1دقیقه میشد جلوی این شدت صدا دوام آورد قسمتی از شنوایی از دست میرفت! آقای كه مسئول تست صدا بود میگفت اینجا تونل وحشت سالن JBL هست.
در آخر باید بگم محصولات خانگی JBL برای دوستانی كه به موزیك های تند و با ولوم بالا علاقه دارند انتخاب مناسبی است, و به همه دوستانی كه دنبال بلندگوی برای سیستم سینمایی با آمپلی فایر پرقدرت هستند مدل های مجهز به Horn را پیشنهاد میكنم برای تجربه هیجان واقعی در صدای سینمایی
مدتي پيش بود داشتم مطالب يكي از سايت هاي ايراني كه در مورد فناوري هاي جديد مطالب مختلفي را از سايت هاي خارجي منتشر ميكنه را مرور ميكردم, تو يكي از پست ها در مورد يك مدل جديد از تلويزيون برندی مطلب كوتاهي نوشته شده بود كه الان يادم نيست دقيقا در مورد چي بود! نكته اي كه نظرم را جلب كرد كامنت هاي خوانندگان اون سايت بود كه در مورد برندي نظر داده بودند, تعدادي موافق و تعدادي مخالف بودند. تعدادي از خوانندگان براي اثبات نظرات خود آنچنان محكم و با قدرت نوشته بودند كه اين برند مورد تائيد سايت Cnet هست و ديگه نبايد كسي در مورد محصولي كه Cnet گفته excellent حرفي زد!!!!!
متاسفانه در ايران مردم يا اصلا براي ارزيابي محصولي اعتقاد به سايت ها و فروم هاي معتبر ندارند! يا اگر دارند به سايت هاي مثل همين Cnet اعتماد ميكنند و فكر ميكنند اين گونه سايت ها كه زياد هم هستند مرجع قابل اعتمادي براي خريد يك محصول است.
اين سايت Cnet كه ديگه شاهكار تحليل هست! كل صفحات سايت تبليغ سامسونگ هست! كنار تحليل برندهاي مختلف تبليغات سامسونگ بيشتر نظر را جلب ميكنه تا مطلب نوشته شده! ويدئوهاي تحليلي هم كه ديگه آخرشه! يه پكيج سينماي را مياره معمولا هم يا سامسونگ هست يا سوني! شروع ميكنه به تعريف كردن از طراحي باريك و مد روز محصول! بعد توضيح در مورد پورت USB جلوي پنل و در آخر ورودي و خروجي هاي پشت دستگاه! اين شد تحليل Cnet
اگر يه نگاهي به اسپانسرهاي اين شركت كنيد كاملا متوجه تبليغاتي بودن اين سايت ميشد. در تحليل هاي ويدئوي اين سايت اول تبليغ كمپاني هاي مثل AT&T پخش ميشه و بعد تحليل شاهكار سايت ديده ميشه!
سايت هاي مشابه Cnet زياده حالا چرا اين سايت تا اين اندازه مطرح شده ميتونه به دليل حمايت كمپاني هاي بزرگي مثل سوني, سامسونگ و ديگر كمپاني هاي حامي اين سايت باشه؟
يكي ديگه از همين سايت هاي شبيه به Cnet يه تحليل ويدئوي گذاشته بود از دي وي دي پليرهاي HDMI دار سامسونگ و كارشناس (برجسته) سايت ميگفت چرا پول اضافي براي خريد بلوري پلير بديم! فلان مدل سامسونگ با خروجي HDMI تصاوير وضوح بالا را براي شما اجرا ميكنه با كمترين هزينه! و از اينطور اراجيف
اصلا امكان نداره سايتي در اين وسعت كه گزارشگر به نمايشگاه هاي بين المللي ميفرسته مورد حمايت شركت هاي بزرگ نباشه, هزينه استوديوهاي ضبط, كادر تحريريه و كارشناسان متبحر! اين سايت ها رو كي ميده؟
امروزه تبليغات براي كمپاني هاي بزرگ مهم ترين عامل فروش به حساب مياد, حمايت پشت پرده از سايت ها و فروم هاي مطرح بهترين و كم هزينه ترين روش تبليغات در دنياي است كه مردم فكر ميكنند آنچه در اينترنت مي خوانند حرف اول و آخر است.
به افرادی هم که در سایت ها و فروم های داخلی سنگ این سایت های تبلیغاتی را به سینه میزنند باید بگم مطرح ترین تحلیل گران صدا و تصویر در وب های شخصی تحلیل می نویسند و اینقدر قدرت دارند که یک نظر بد و تحلیل انتقادی از یک برند میتونه فروش جهانی اون محصول را اگر متوقف نکنه به پائین ترین حد ممکن برسونه!
اینجاست که مخاطب Home Theater بايد اينقدر باهوش باشد كه گول اين سايت ها و اراجيف افراد ناآگاه را نخوره.

is the Most GRAIN-FREE Disc Out there
سرتاسر فیلم به شکل حیرت انگیزی تصویر یکنواخت با جزئیات فراوان داره و هیچ خبری از گرین یا نویز یا به هم ریختگی و بلوکه شدن رنگ سیاه تو صحنه های تاریک نیست . من تو هیچ فیلمی نماهای پوست صورت رو به این یکنواختی ندیده بودم . یکدستی در نواحی سایه روشن روی پوست مثال زدنیه . من جزو اونایی هستم که خیلی از گرین خوشم نمیاد ، برای همین تصویر این فیلم رو بلوری واقعا شوکم کرد . هستند فیلمهایی که گرین تو اونها خیلی کم هستش اما من کوچکترین صحنه های که گرین قابل رویت داشته باشه ، تو این فیلم یادم نمیاد .
رنگ های سرد تو فیلم کم استفاده شده . شاید به ندرت تو فیلم رنگ سبز ببینید که خب تا حدودی بخاطر حال و هوای آخرالزمانی فیلم هستش . تصویر به قدری بی عیب بود که در موردش تو اینترنت یه سرچی کردم و متوجه شدم فیلم با دوربین خاصی به اسم RED ONE فیلم برداری شده که گویا تصویر رو با رزولیشنی در حدود ۴۰۹۶ در ۲۳۰۴ ضبط میکنه اونهم به شکل مستقیم روی دیسک سخت . این حسن خیلی بزرگیه و صد درصد بخش عظیمی از زیبایی بصری فیلم مدیون همین دوربین فیلم برداری هستش . ضبط مستقیم روی هارد دیسک یعنی خلاص شدن از تبدیل های هزینه بر و همچنین راحتی برای تدوین و اضافه کردن و در هم آمیختن جلوه های ویژه . یه نگاه به لیست فیلمهایی که با این دوربین فیلم برداری شدن انداختم و جز Angels & Demons فیلمی نبود که من دیده باشم اما بازهم علی رغم کیفیت بالای Angels & Demons اما باز تصویر به پای Knowing نمی رسید .
صحنه سقوط هواپیما جدای از زیبایی کار SFX به خاطر تاریک بودن فضا و همای بارونی و انفجارهای متعدد صحنه نابی از کار در اومده و مطمئنا تا مدت ها فراموش نمیشه . صحنه رسیدن طوفان خورشیدی به زمین و متلاشی شدن ساختمان ها هم یکی از صحنه های خوب فیلمه ، اون قدر خوب که شاید بعد از این سکانس کمتر از یک دقیقه ای آتش سوزی بزرگ حسابی گرمتون بشه !
صدا هم مثل تصویر عالی بود . تو صحنه های انفجار و برخورد هواپیما به زمین و همچنین صحنه فاجعه مترو صدا گذاری ماهرانه بود و بجا و مناسب از ساب استفاده شده بود . صداهای همهمه ، بارش بارون و تصادف و ... همه و همه عالی بودن . حجم صدای محیط و موسیقی هم به هیچ وجه ازار دهنده نبود .
فیلم یه قصه فاجعه ای آخرالزمانی با تم موجودات فضایی هستش . فیلم نه یه شاهکاره و نه یه فیلم خسته کننده . ضرباهنگ مناسب داره و هر از چندگاهی سکانس های خوب پر تعلیق . SFX مناسب و باور پذیر . صحنه های مربوط به آدم فضایی ها به شدت منو یاد سریال فوق العاده TAKEN میانداخت . به هر حال این فیلم یه فیلم کم ادعای سرگرم کنندست که شاید بعضی هارو به فکر فرو ببره . داستان سر راست و ساده است . من نمی دونم چرا همیشه تو فیلمای اینجوری ما همیشه با یه خانواده ناقص مملو از مشکلات روحی و روانی طرفیم . حالا باز خوبه اینجا یه شهردار بی رحم نیست که جان مردم رو فدای پول و اعتبار خودش بکنه :
روز استقلال - جنگ دنیاها - گردباد - ترمیناتور ۲ - گودزیلا - من افسانه ام - نشانه ها و تلی از فیلم های تلویزیونی اینچنینی ....
نسخه ای که دستم رسیده نسخه مخصوص استرالیا هستش و بسته بندی متفاوتی داره . یه قاب فلزی با داخلی از جنس پلاستیک که مثل کتاب باز و بسته میشه و به اسم Steelbook معروفه . پکیجینگ به شدت محبوبیه مخصوصا طی ۲ - ۳ سال اخیر . جوری که خیلی از خرده فروش ها و retailer ها نسخه های Exclusive شون رو با این پکیجینگ عرضه می کنن . همین چند ماه قبل Best Buy همه محصولات پیکسار رو با این بسته بندی عرضه کرد که چند روزه تموم شد و الآن با ۳ یا ۴ برابر قیمت تو ebay خرید و فروش میشه . علاوه بر زیبایی ظاهری که این نوع بسته بندی داره میشه گفت بالاترین درجه ایمنی رو هم به همراه میاره . درسته که درآوردن دیسک از هولدر قاب یه مقدار سخته ولی در عوض دیسک با هیچ ضربه اتفاقی از جاش در نمیاد . به هر حال Steelbook ها مقاوم ، زیبا و گران هستند و معمولا خیلی زود Out of Print میشن . امروزه فیلمها و بازیهای زیادی روی این نوع بسته بندی عرضه میشن :
