Home Theater Center
مرکز بررسی سیستم های صوتی و تصویری
Transformers: Revenge of the Fallen
اولین چیزی که برام جالب بود منو فیلم بود همه چیز در دسترس بود ترکیبی از رنگ های قرمز زرشکی و خاکستری... فیلم رو پلی کردم لوگوی پارامونت رو تا حالا اینطوری ندیده بودم ستاره های دوره لوگو از دور نزدیک میشدن یه چرخش عالی از صدا رو احساس کردم از چب به سنتر و سراند و سپس راست. صدای راوی در صحنه اول فوق العاده محکم بود و تداخلی با صدای روبات ها نداشت جزییات روبات ها و صخره ها برای من که اولین بار این فیلم رو با این صدا و کیفیت می دیدم باور نکردنی بود. می رسیم به صحنه انفجار تو شانگهای اینجاست که ارزش کانال فرکانس پایین رو درک کردم تکسچر عالی تو این صحنه همه چیز واضح بود نوشته ای روی روبات ها و ماشین ها و لباس ها کاملا خوانا بود. تبدیل شدن ماشین جی ام سی به ایرون هاید که محشر بود تک تک اجزا ماشین شروع کردن به هم پیوستن صدا عالی. اینجاست که صحنه مورد علاقه من شروع میشه اوپتیموس پریام روی پل به روبات بزرگ شلیک میکنه خراب شدن پل و صدای زیباشو کاملا احساس کردم انگار خودم اونجام و ناظر این صحنه هستم. نمای های شهر بسیار عالی بود دورترین ساختمون ها هم دیده میشدن.رنگ های فیلم برام خیلی زنده بودن جرییات صورت ها رو می تونستم احساس کنم صدا بازیگران تو صحنه ی درگیری در خونه به راحتی شنیده میشد یه جورایی جنس لباس هم قابل تشخیص بود. سایه های آب فواره روی سنگ زیرش افتاده بود صدای فواره هم میومد :-)یه صحنه از فیلم هست که دسیپتکون ها قصد دارن آل سپارک رو بدزدن جنس فلزی و صدای فلز گوی ها کاملا قابل درک بود با اینکه صحنه روشنایی نداشت همه چیز واضح بود صدای بریده شدن شیشه و انعکاس نور عالی. صدای کل ماشین های فیلم عالی کار شده غرش کامرو زرد رنگ از همه بهتر. می رسیم به مگاتورون دوست داشتنی اینجا محیط زیر آب تو اون عمق رو احساس نکردم صدا ها هم انگار تو فضای آزاد بود ! ولی صدای پای مگاتورون عالی بود . صحنه فرار تو کتابخانه جزییات کاملی داشت برخور گلوله با کتاب ها و میز ها خیلی خوب بود. صدای حمله ربات زن به ماشین واقعا خوب بود کاملا صدای برخورد آهن با شیشه احساس میشد درخشندگی خوبی داشت ربات زن. بلند کردن ماشین توسط هلیکوپتر و صدا هلیکوپتر محشر بود. می رسیم به کارخونه یه صحنه عالی اسو میشن اینجا دیدم خیلی زیبا بود صدای گلوله و برخوردشون با روبات های یا با اشیای درون کارخونه برام جالب بود. درگیری تو جنگل به نظرم اوج فیلم هستش کف جنگل به خوبی دیده میشه سنگینی ربات ها روی خاک جنگل رو احساس میکردم برخوردشون با درخت ها بی نظیر بود. نابود شدن ناو جنگی برام جالب بود چون ادم های روی عرشه دیده میشدن. سکانس هایی که تو مصر هستن عالی هستن جنس سنگ روی دیوار قابی تشخیص نور تابیده شده به اون ها زیبا بود. فرار سم از دست ربات ها داخل بیابون با صدا انفجار های دور و نزدیک داشت دیوونم می کرد. صدای هواپیما ها عالی . فقط مشکلم با درگیری آخر بود نه از لحاظ صدا و تصویر اتنظار داشتم طولانی تر و جداب تر باشه احتمالا وقت و بودجشون تموم شده بوده.
این اولین تجربه من از دیدن فیلم اورجینال بود شرمنده که بد نوشتم.
ديگر تحليل ها در ادامه مطلب...
Incredible Hulk
تصویر
فیلم هالک دارای رنگ و لعاب خوبیه غیر از صحنه های پایانی فیلم تنوع رنگ ها عالیه می تونین بشینین و از بازی رنگ ها و نور لذت ببرین. نور و کنتراست به خوبی کار شده. در ابتدای فیلم شات های فوق العاده زیبایی رو شاهد هستیم از شهری در برزیل جزییات صحنه ها خیلی خوب کار شده بازتاب نور در بعضی از پنجره ها دیده می شود. تنوع رنگ ها تو ای صحنه ها جالب بود یه جورایی انگار خود آدم داره از نزدیک این صحنه ها نگاه می کنه نور و کنتراست عالی بود! جزییات به حدی خوبه که چمن هایی که از زمین هم در اومدن به خوبی دیده می شوند و رنگ سبزشون قابله تشخیص هستش.همونطور که اشاره کردم رنگ ها بی نظیر هستن این رنگ ها شامل ساختمان ها و لباس ها نیز می باشد. رنگ پوست ادوارد نورتن و عرق هایی روی پوستش دارای جزییات خوبی بود و به خوبی گرما رو منتقل می کرد. صحنه هایی که از کارخانه گرفته شده پر از جزییات رنگ سبز مایعات درون شیشه و انعکاس نور درون آنها فوق العاده زیبا بود. جزییات ماشین آلات خیلی خوب کار شده بود
در سکانسی که سرباز ها قصد دستگیری ادوارد نورتن را در برزیل دارند انفجار در ورودی خیلی زیبا بود تکه های خورد شده در ورودی قابل رویت بودند. صحنه ی تعقیب و گریز با اینکه نور کمی داشت ولی دارای جزییات خوبی بود رنگ قرمز لباس ادوارد عالی بود. عرق های روی صورت تیم راث به خوبی کار شده بود در گیری در کارخانه خیلی خوب کار شده بود اشیا به خوبی دیده میشدن کلا صحنه های کارخانه عالی بودن انفجار ها خیلی طبیعی بودن خوده هالک که محشر بود هیچ حس مصنوعی بودن رو القاء نمی کرد
سکانس هایی که از فضای باز دانشگاه و درگیری هاک بود خیلی جالب بود سبزی چمن ها جزییات ماشین ها و از همه مهمتر خود هالک و جزییات اون که به خوبی کار شده بود. خرد شدن و انفجار ها خیلی خوب بودن اجزای جدا شده ماشین ها به خوبی دیده میشد اسلحه صوتی که برای دستگیری هالک استفاده شدن عالی بودن امواج اسلحه ها رو می شد دید سقوط هپلی کوپتر در این سکناس دارای جزییات باور نکردنی بود شعله های اتش به خوبی کار شده بودند. جزییات صخره ها ،آب و گیاهان بعد از نجات دادن لیو تیلور توسط هلاک درون غار باور نکردنی بود
سکانسی هست که هالک رو می خوان درمان کنند و انتی دوت رو وارد بدنش می کنن به خوبی کار شده بود رگ های هالک دیده میشدن جزییات وسایل ازمایشگاهی خیلی خوب بود میشد اعداد ارقام رو دید. تبدیل شدن تیم راث به غول عالی بود مایع روی بدنش و خیسی اون می شد دید و احساس کرد یه جورایی انگار داشت پوست می انداخت
درگیر های پایان فیلم فوق العاده بود در این صحنه شاهد انفجارهای زیبا، انهدام ماشین ها درگیری های هالک با تیم راث تبدیل شده هستیم تمام این صحنه دارای جزییات خوبی هستن . با اینکه کل صحنه های پایانی در شب هست و نور کم ولی نویز ندارن که این خیلی جالب بود سقوط هلی کوپتر و خرد شدن پره های اون عالی بود
برای اولین بار صحنه درگیری آخر فیلم برام قابل قبول بود چه از نظر زمان چه از نظر کیفیت
صدا
موسیقی فیلم انرژی خوبی رو به ادم منتقل می کرد کانال های سراند به خوبی درگیر میشدن. با اینکه حجم موسیقی فیلم باور نکردنی بود دیالوگ های فیلم به خوبی شنیده میشد و اصلا به کانل مرکز چسبیده نبودن. صدای نعرهای هالک به خوبی کار شده بود بزرگی، قدرت و خشم هالک رو به خوبی منتقل می کرد نعرهای هالک واقعا ترسناک بود. صداهای درون کارخانه جرییات خوبی داشت. صدای داخل کابین هواپیما بخوبی فضا را به آدم منتقل می کرد.
صدای انفجارهای در کل فیلم دارای حجم عالی، ایفکت های لحظه ای خوب بود و درگیری ساب به خوبی احساس میشد.در سکانسی که سرباز ها قصد دستگیری ادوارد نورتن را در برزیل دارند صدای انفجار در ورودی خیلی زیبا بود صدای تکه های خورد شده در ورودی بسیار عالی بود. صدا اسلحه ها به خوبی کار شده بود مخصوصا اسلحه هایی که حاوی ماده بیهوش کننده بودن. صدای برخورد گلوله ها با اشیاء انفجار نارجک ها به خوبی دارای جزییات بود و قدرت اسلحه ها قابل تشخیص بود. صداهای آبشار و باران در طبیعت خیلی عالی بود خودتون رو درون جنگل احساس می کردید . اسلحه های صوتی که برای دستگیری هالک استفاده شدن فوق العاده بودن حجم و قدرت اونا به خوبی به ادم منتقل میشد. صداهای هلیکوپترهای فیلم فوق العاده بود حرکت و جهت هلی کوپتر ها به خوبی قابل تشخیص بود
صدای ماشین گان نصب بر روی هلیکوپتر فوق العاده بود برخورد گلوله های اون با اشیاء و جهت گلوله ها به خوبی کار شده بود و از قدرت خوبی برخوردار بود صدای پرتاب شدن اشیا توسط هالک به گونه ای بود که در بعضی از صحنه ها جا خالی می دادید
صدای پای هالک به خوبی وزن حجم اون رو نشان میداد. سکانس برخورد هالک با تیم راث تبدیل شده به خوبی کار شده بود موج ایجاد شده از برخورد اونها آدم رو به لرزه وا میداشت مشت ها و ضربه هایی که به هم میزدن یه خوبی نشان دهنده قدرت و شدت ضربه ها بود
هنگامی که هالک برای درگیری از ماشین پلیس استفاده می کند صدای جدا شدن اجزای ماشین برخورد اون با پوست و گوشت موجود خیلی خوب کار شده بود
حجم و جزییات صدا در این فیلم خیلی خوب کار شده از صدای پاره شدن لباس هالک و نعره های اون و انفجار هلی کوپتر در صحنه پایانی همگی دارای حجم و جزییات خوبی هستند .
Sherlock Holmes
تصویر
تم اصلی حاکم بر فیلم سیاه و خاکستری هست از رنگهای تند و شاد خبری نیست این نکته نه تنها بد نیست بلکه به داستان فیلم که داستانی کارگاهی است کمک شایانی می کند. این محیط خاکستری همچنین باعث شده انفجار ها و شعله های جلوه بهتری داشته باشند به گونه ای که احساس می کنید شعله ها از تلوزیون به سمت بیرون حرکت می کنند( انگار رنگ نارجی رو بولد کردن). سکانس اولیه فیلم جزییات باور نکردنی از سنگفرش خیابان داره البته با امضای کمپانی وارنر. جزییات در کل صحنه های فیلم عالی نکته قابل ذکر صحنه های آهسته فیلمه که به خوبی کار شده و لذت تصویر رو دو چندان کرده. بافت لباس و جزییات ساختمان ها، اشیاء پرتاب شده حاصل از انفجار همگی عالی هستند( تکه های حاصل از انفجار به خوبی دیده می شدند). اندازه تصویر به گونه ای است که از بلک بار خبری نیست . تصاویر فیلم به خوبی در اختیار زمان و مکان فیلمه به خوبی انگلیس اون دوره رو نشان می دهد.
بیت ریت اختصاص داده شده به صحنه های مختلف فیلم در تمامی صحنه قابل قبوله. عمق سیاهی عالی کلوز آپ های فیلم دارای جزییات خوبی هستش سکانس ها ی فیلم اکثرا در نور کم یا شب ولی باز دارای جزییات خوبی هستند نویزی دیده نمی شد البته شاهد گرین خوشفرمی در فیلم هستیم که باز به قدیمی جلوه دادن محیط فیلم کمک می کند
صدا
ترک دی تی اس این فیلم غوغا می کنه. در ابتدای فیلم صدای 360 درجه رو شاهد هستیم که با موسیقی عالی هانس زیمر همراه میشه صدای حرکت گاری بر روی سنگ فرش عالی بود درگیری کانال های سراند به خوبی احساس میشد. در کل سکانس های فیلم دیالوگ ها به خوبی شنیده می شوند و دارای قدرت خوبی هستند. در صحنه های آهسته فیلم پیک های لحظه ای شاهکار هستند پیک لحظه ای و سکوت بعد از اون عالی بود. کانال ساب در این صحنه ها بیداد می کرد صدای ضربه ها ، شعله های آتش، انفجار، همگی دارای جزییات خوب ، تاثیر گذاری و تفکیک فوق العاده ای هستند. صدای غرق شدن کشتی و پرتاب شدن اشیاء به حدی عالی بود که حرکت اشیاء رو از کنار خود احساس می کردید. صحنه دیالوگ لرد بلک وود در گشتارگاه بسیار عالی بود کانال های سراند به خوبی فعال می شدند و ترسی باور نکردنی وجود شما رو فرا می گرفت. صدای اسلحه ای که شرلوک با اون تمرین می کرد لرزه به اندام آدم می انداخت. موسیقی فیلم خیلی به ضرب اهنگ فیلم کمک کرده و شدت اون به حدی نیست که آزار دهنده باشه
District 9
تصویر
سکانس های اولیه فیلم شاید دارای جزییات خوبی نباشه ولی به خوبی حسه مستند بودن رو به ادم منتقل میکند البته پلیور ویکس دارای جزییات فوق العاه خوبی هست به خوبی میشه بافت لباس رو دید و احساس کرد. دفتر کار ویکس به خوبی کار شده. ناحیه 9 از اون دسته فیلم هایی هست که باید به کارگردان وقت داد تا فیلم شروع بشه . جزییات ناحیه 9 ، خرابه ها، آشغالهای معلق و ریخته شده بر روی زمین همگی به خوبی کار شده اند. کنتراست این فیلم خیلی عالی بود یه جورایی سفیدش واقعا سفید بود سیاهش واقعا سیاه. رنگ ها به صورت خیلی طبیعی کار شده نه خیلی اغراق شده در اونها نه خیلی سرد هستند همه رنگه به خوبی کار شده. بودند. جزییات ماشین ها اسلحه های فیلم عالی ونوشته های اونها به خوبی دیده می.شد. فیلم زیاد تصاویر تاریک نداره ولی در همون چند صحنه هیچ نویزی دیده نمیشه. جزییات صورت ویکس و رنگ صورت اون عالی بود این جزییات تا حدی بود که عرق روی صورت اون به خوبی دیده می شد . بافت لباس ها، پران ها به خوبی کار شده بود. خیلی از صحنه های فیلم سی جی هستش ولی هیچ کدوم حس مصنوعی بودن رو به ادم منتقل نمی کرد. وقتی صحبت از جزییات می شود نمی شود برخورد گلوله ها و دود حاصل از اون اشاره نکرد. جزییات سفینه مادر اسلحه ها همگی با دقت کار شده اند. تصاویر این فیلم به طور کلی فوق العاده است می تونید بشنید و تو دنیایی که براتون درست کردن غرق شید
صد ا
در ابتدای فیلم شاهد سکانسهای دیالوگ محور هستیم کلیه دیالوگ ها شفاف و از قدرت خوبی برخوردار هستند. صدا های پس زمینه به خوبی شنیده می شود و اصلا ازار دهنده نیستد. موسیقی فیلم به خوبی کار شده و به خوبی حس ترس و اضطراب ویکس رو متقل می کند. صدای اسلحه ها برخور گلوله ها با اشیا و انسان ها عالی بود از همه یهتر صدای اسلحه الکتریکی بود که استفاده می شد قدرت و سرعت این اسلحه و الکتریکی بودن اون به خوبی احساس میشد صدای اسلحه الکتریکی در یک لحضه به وجود می امد و ناپدید می شد که خیلی عالی بود. در بعضی از صحنه ها سکوت حکم فرماست و ناگهان صدای انفجار ایجاد می شود که خیلی عالیه این صحنه ها پیک لحظه ای خوبی داره
صدای انفجارها دارای حجم خوبی بود اینجاست که وجود ساب ووفر رو احساس می کنید . در صحنه های انفجار پرت شدن تکه های حاصل از انفجار رو به خوبی می تونید احساس کنید. در صحنه های درگیری اخر فیلم صدای ربات و اسلحه ای مختلف اون به خوبی کار شده است تفاوت قدرت و نوع اسلحه ها به خوبی قابل تشخیص است. حرکت گلوله رو به خوبی می توان دنبال کرد. صداهای کانال سراند در هنگام درگیری ها بسيار تاثیر گذار بود. اوج صدای فیلم حرکت سفینه مادر است این صحنه به راحتی می تونه لرزه به اندام ادم بیاندازد. در صحنه های درگیری با اینکه صحنه ها خیلی شلوغ هستند صدای دیالوگ ها به خوبی شنیده و شفافیت دارند . صدای فیلم مانند تصویر اون عالی کار شده و می تواند به غرق شدن شما در فیلم کمک کند
Book Of Eli
تصویر
کلا یه تم سیاه خاکستری بر کل فیلم حاکم است در این فیلم شاهد رنگ های تند و شاد نیستیم فقط سیاه و خاکستری البته این تم در آخر فیلم تغییر می کند. عمق تاریکی و کنتراست به خوبی کار شده .تصویر هایی که در ابتدای فیلم هنگامی که الی قصد شکار گربه را دارد بسیار عالی است نور روی ماسک حرکت تیر و برخور آن با خاکستر های معلق در هوا چشمگیر است. شما در این فیلم به خوبی می توانید جزییات را در ذرات معلق در هوا ، سوختگی های روی ماشین، شن های کف آسفالت، پل های خراب شده ساختمانهای ویران مشاهده کنید. این جرییات به حدی بالاست که حتی کرک های روی لباس الی قابل مشاهده است. بازی نور اتش بر روی صورن الی نیز بسیار خوب کار شده. زخیم بودن ابرها و نرسیدن نور به زمین باعث شده نور زیادی در کل فیلم نباشد. حرکت ابرها و شات هایی باز که همواره الی در آنها حضور دارد دارای جزییات باور نکردنی هستند. اگر شاهد حرکت الی در روز بوده باشید می توانید به راحتی گرما رو احساس کنید. اولین رنگ فیلم که سبز است هنگامی است که الی نزدیک به اقیانوس می شود. تیرگی فیلم در اواخر فیلم کمتر شده و تابش نور خورشید به صورت زرد رنگ می باشد که نشان دهنده این مطلب است که الی به هدف خود رسیده است. حرکت قایق در آب و موج های ایجاد شده در آن به خوبی و بدون هیچ نویزی کار شده فقط یه نکته که باعث آزارم شد این بود که تصاویر ساختمان ها هنگامی که در قایق هسنتد خیلی مصنوعی بود. کلا جزییات فیلم به خوبی کار شده این جزییات به راحتی در روی پل خراب شده قابل مشاهده هستد مثله زنگ خوردگی پل ها و ماشین های خراب، کشتی غرق شده در ساحل. صحنه های درگیری فیلم بسار خوب کار شده حرکت دوربین در این صحنه ها عالی است
صدا
اولین نکته اینکه به نظر من صدای این فیلم بهتر از تصاویر اون کار شده. انتظار نداشته باشید کانال های سراند به طور مداوم در مدار باشند ولی هنگامی که در صحنه های درگیری در مدار قرار می گیرند شما به راحتی می توانید گلوله ها را دنبال کنید. برخورد تیر با خاکستر معلق را احساس کنید
صدای دیالوگ ها به خوبی کار شده و هیج مشکلی در شنیدن صدای های گفتگو ها نخواهید داشت. جزییات صدا در صحنه ای درگیری فوق العاده می باشد صدای اره برقی و برخورد آن با شمشیر، حرکت گلوله آرپی جی، صدای تفنگ ها در فضای باز و کمونه کردن گلوله خیلی خوب و با دقت کار شده است. حرکت صدای تیر از کمان رو به خوبی می توانید از کانال سراند به جلو دنبال کنید. صدای ماشین گان و برخورد گلوله ای اون با ساختمان و ماندن صدای اون بعد از اتمام شلیک فوق العاده بود. موسیقی فیلم به خوبی کار شده بیس دوست داشتنی داشت. صدا ها در صحنه درگیری به حدی خوب کار شده که شما سختی پوسته نارنجک و برخورد اون را با زمین را احاسس می کنید. انفجار ماشین و کشیده شدن اون روی زمین محشر بود. صدای شمشیر الی و برخورد اون با آدم ها و قطع شدن سر ها به خوبی کار شده..
حامد محترمی

فيلم هاي زيادي در مورد ويروس ها، بيماريها و ده ها عوامل ديگه اي كه كره زمين رو تهديد ميكنن و بخش اعظمي از جمعيت انسانهاي اين كره رو از بين ميبرن ساخته شدن، از جمله سري فيلمهاي Resident Evil، Hell و خيلي فيلمهاي ديگه كه الان اسمشون به ذهنم نمياد، من هم اكثرشون رو تماشا كردم و اين سبك فيلمها رو دوست دارم. البته اغلب اونها فيلمهاي رده بالايي نيستند و معمولاً از فيلمنامه هاي قوي بهره نمي برند. در بين اين فيلمها I Am Legend با بازي Will Smith جايگاه ويژه اي براي من داره، هم اينكه از لحاظ امتياز و رده در بين فيلمهاي خوب قرار داره و هم اينكه داستان خوبي داره و البته جو و فضاي فيلم هم در نوع خود منحصر به فرد هست. داستان كلي فيلم هم از اين قرار هست دانشمندان اومدن و يك ويروس رو به صورت ژنتيكي دستكاري كردند تا ساختار اون رو طوري تغيير بدند كه بجاي اينكه زيان آور باشه، مفيد باشه و با اين روش تونستند سرطان رو درمان كنند، البته اين ويروس جهش پيدا ميكنه و از طريق هوا منتشر ميشه و 99 درصد انسانهاي كره زمين رو ميكشه و بقيه رو هم تبديل به زامبي هايي ميكنه كه از نور خورشيد فراري هستند. در اين ميان شخصيت Will Smith (دكتر Neville) كه يك ويروس شناس ارتشي هست و به طرز معجزه آسايي در برابر اين ويروس مصونيت داره با يك سگ canine به تنهايي در شهر نيويورك زندگي ميكنه و سعي داره يك واكسن براي مقابله با اين بيماري درست بكنه تا بتونه زامبي ها رو (كه البته در اين فيلم به اونها Dark Seekers گفته ميشه) درمان كنه. اين فيلم توسط Francis Lawrence كارگرداني شده كه در كارنامه كارگرداني خودش فيلمهايي مثل Constantine و Water For Elephants رو داره و الان هم قرار هست قسمت دوم فيلم The Hunger Games رو براي سال 2013 كارگرداني كنه. فيلم در سال 2007 بر روي پرده سينماها رفت و بعد از مدتي بر روي DVD و Blu-Ray عرضه شد. من هم خودم اولين بار فيلم رو بصورت HD البته با فرمت MKV ديدم و از ديدنش لذت بردم و بعدها تصميم گرفتم كه نسخه Blu-Ray رو تهيه كنم كه طبق معمول با لطف جناب آقاي برزين يك پك نفيس Collector's Edition از اين فيلم به دست من رسيد. اين مجموعه شامل دو ديسك بلو-ري هست، به همراه يك كتابچه زيبا كه شامل عكسهايي از لوكيشنهاي مختلف فيلم، قبل و بعد از انتشار بيماري هست. همچنين 6 كارت عكس از شهرهاي مختلف جهان بعد از انتشار بيماري و يك lenticular (كارت مخصوصي كه با حركت دادن اون، تصوير متحركي رو مي تونيد ببينيد) جالب هم داخل اين پك وجود دارن.
بريم سراغ فيلم و محتويات ديسكها. همونطور كه اشاره كردم اين پك شامل 2 ديسك بلو-ري هست كه ديسكهاي 50 گيگ هستند كه يكي شامل نسخه Theatrical و ديگري نسخه Alternate Ending هست. هر كدوم از ديسكها هم شامل بخشهاي اضافه و ساخت فيلم و مستند هست كه بعداً در موردشون توضيح خواهم داد.
و اما تصوير!
بسيار خوشحالم كه اين ديسكهاي بلو-ري به دستم رسيدن، چرا كه تصوير اين فيلم در هر دو نسخه موجود بر روي دو ديسك فوق العاده هست. كيفيت تصوير از ابتدا تا انتها بسيار چشمگير و sharpness تصاوير تقريباً در تمام مدت طول فيلم خيره كننده هست. از همون صحنه اول فيلم كه با نشون دادن تصويري از شهر متروك نيويورك شروع ميشه مي تونيم متوجه غني بودن تصوير بشيم. رنگ ها بسيار به جا و با غلظت مناسب در تصاوير ديده ميشن و من رنگي رو نديدم كه زياد از حد تو چشم بزنه و يا غير طبيعي به نظر بياد. از قرمزي رنگ اتومبيل فورد موستانگ كه در ابتداي فيلم مي بينيم تا تاريك ترين صحنه ها تنوع رنگي فيلم قابل توجه هست. سياهي در اين فيلم نقش بزرگي رو ايفا ميكنه چرا كه زامبي هاي فيلم هميشه در تاريكي ها مخفي ميشن و در شب بيرون ميان و وقتي در فيلم در ساختمان هاي تاريك با اونها برخورد داريم طيف هاي مختلفي از رنگهاي تيره رو مي بينيم از سياهي مطلق تا رنگهاي خاكستري تيره و تفاوت در اين رنگها بدليل كنتراست خوب تصوير قابل تشخيص هست. در طول فيلم صحنه هاي زيادي از صورت Smith بصورت Close-up ديده ميشه كه در اين صحنه ها شفافيت و جزئيات تصوير در حد اعلا قابل مشاهده هست. حقيقتاً مي تونم كيفيت تصوير رو با كيفيتي كه در فيلمهاي The Lord Of The Rings ديدم مقايسه كنم كه به نظر من از شفاف ترين تصاويري بودند كه تابحال بر روي بلو-ري ديدم. اگر چه ميزان تصاوير CG استفاده شده در اين فيلم زياد نيست اما در جاهايي كه CG استفاده شده اين قضيه كاملاً قابل تشخيص هست، مثل حيواناتي كه در ابتداي فيلم توسط دكتر Neville تعقيب ميشن و همينطور كليه شخصيت هاي Dark Seekers كه به طرز واضحي مشخص هست كه كامپيوتري هستند. البته اين قضيه باعث نميشه كه كيفيت بصري تصوير پايين بياد و شايد بشه گفت كه اونقدر كيفيت تصاوير بالاست كه غيرواقعي بودن بخشهاي CG براحتي قابل تشخيص هست! اگر كسي ميخواد Sharpness تصوير و كيفيت رو در يك ديسك بلو-ري به نمايش بذاره، مطمئناً I Am Legend انتخاب بسيار خوبي براي اين كار هست.
در مورد تفاوت محتوي در دو ديسك بايد بگم كه به جز بخشهاي اضافه، در بين دو نسخه فيلم تفاوت زياد نيست، جز چند دقيقه ابتدايي فيلم و البته پايان فيلم كه در نسخه Alternate Ending طبيعتاً كاملاً متفاوت هست. من هم نمي خوام در مورد اين تفاوتها صحبت كنم شايد كسي از دوستان باشه كه بخواد فيلم رو ببينه.
از تصوير فيلم كه بگذريم بايد بگم كه از صداي فيلم نميشه گذشت!
بهترين ترك صوتي قرار گرفته روي اين ديسكها ترك Dolby TrueHD 5.1 هست كه همانند تصوير اين فيلم بسيار با كيفيت هست. در طول فيلم بخشهاي زيادي هستن كه سر و صداي آنچناني در كار نيست و هر صدايي كه هست، صداي محيط و همچنين حركات شخصيت اصلي فيلم هست، اما نكته قابل توجه هم همين جاست كه هيچ وقت كمبود صدا احساس نميشه و در تمام طول فيلم محيط اطراف بيننده پر از صداي محيط اطراف شخصيت داستان هست، يعني بيننده كاملاً در مركز قرار داره و خودش رو در اون مكان احساس ميكنه. صداهاي بسيار ظريف مثل حركت باد ميان علفهاي هرز و صداي حيواناتي كه از دوردست شنيده ميشه به زيبايي به طبيعي شدن فضا كمك ميكنن و اون حس تنهايي شخصيت اصلي فيلم در اين شهر متروك رو به بيننده القا ميكنند. البته صداهاي بلند و نفس گير هم در فيلم داريم. در بخش ابتدايي فيلم و در صحنه هاي تعقيب و گريز بين دكتر Neville و يك سري آهو كه با استفاده از يك اتومبيل فورد موستانگ انجام ميشه صداي غرش موتور اين اتومبيل قدرتمند و همينطور صداي جيغ لاستيكهاي ماشين بسيار شنيدني هستند. صحنه هايي هم هستند كه واقعاً ساب ووفر اتاق رو به لرزه در مياره، مثل صحنه انفجاري كه دكتر Neville ايجاد ميكنه تا Dark Seekers رو از بين ببره كه در اين صحنه لرزه شديدي كه خونه دكتر Neville رو بالا و پايين ميكنه در اتاق به شدت احساس ميشه! طبق معمول ترك هاي صوتي عالي، در اينجا هم تركيب صداي محيط ، ديالوگ، آهنگ و همه صداهاي ديگه به زيبايي انجام ميشه و هيچ كدوم در حضور ديگري از بين نميره و يا ضعيف به نظر نميرسه. يك سري هم تير اندازي در فيلم داريم كه عموماً از يك مسلسل جنگي هست كه در اين صحنه ها هم شليك شدن گلوله ها با صداي مهيبي كه ايجاد ميكنن كاملاً خودنمايي ميكنن. در كل ترك صوتي اين فيلم تركيب كاملي از فركانسهاي صوتي از زير تا بم هست و از آرامش مطلق تا هرج و مرج تمام عيار رو ارائه ميده. اين ترك صوتي كاملاً برازنده اين فيلم و تصوير با كيفيت اون هست.
ميرسيم به بخشهاي اضافه و پشت صحنه ها و كليپهاي موجود در هر دو ديسك. در ديسك Theatrical Edition در بخش اضافات يك مستند طولاني 50 دقيقه اي داريم كه در مورد ساخت فيلم هست و صحنه هاي زيادي از پشت صحنه فيلمبرداري فيلم رو نشون ميده و همينطور مصاحبه هايي با عوامل فيلم، كه با كيفيت HD ارائه ميشه و ديدني و جذاب هست. يك بخش ديگه هم داريم بنام Focus Points كه به اين صورت عمل ميكنه كه در طول نمايش فيلم در بعضي از جاها يك آيكن بر روي صفحه نمايش ظاهر ميشه كه با زدن اون به بخشي از پشت صحنه ها كه مربوط به اون صحنه خاص هست ميريم. مورد بعدي يك مستند HDديگه هست كه در مورد اطلاعات علمي در مورد ويروس هاي مختلف و مشابه آنچه در فيلم به نمايش در اومده هست كه در نوع خود جالبه. بخش آخر هم يك سري Comic هست هر كدوم در كشوري خاص (مثلاً هند) رخ ميده و بخشي از اثرات ويروس رو در اون كشور به نمايش ميذاره، البته مدت زمان اين كميك ها حدود 20 دقيقه هست ولي كيفيت HD دارند.
در ديسك Alternate هم يك سري اضافات ديگه داريم كه يكي به مدت 25 دقيقه و با كيفيت SD ارائه ميشه و مورد بعدي هم البته با كيفيت HD خودش شامل 5 زيرمجموعه هست هر كدوم به جلوه هاي ويژه بخشي از فيلم مي پردازه. بخش آخر هم كه باز با كيفيت SD نمايش داده ميشه شامل يك سري صحنه هاي حذف شده از فيلم هست.
در كل پك Collector's Edition فيلم I Am Legend يك پك زيبا و با ارزش هست كه براي علاقه مندان به اين سبك فيلمها ميتونه بسيار قابل توجه باشه.
باز هم در پايان از جناب برزين به خاطر لطف هميشگي شون و فراهم كردن امكان دسترسي به اين سورسها تشكر ميكنم و از دوستان هم به علت غيبت طولاني عذر ميخوام، البته مشغله كاري و همينطور كمبود فرصت باعث و باني اين غيبت هست.
موفق باشيد
طاهر

از همین اول ، این پست رو تبدیل به سه قسمت می کنم که به تفصیل درباره هر بخش بحث بشه .
--------------- بخش اول : صدا و تصویر فیلم ---------------
مطمئنا هر کسی مثل من وقتی برای اولین بار فیلم رو تماشا بکنه نمی تونه شکوه بصری فیلم رو انکار کنه . تصاویر بدیع و بی نظیر که شاید مثلش رو فقط تو سری مجموعه های BBC مثل " سیاره زمین " یا " زندگی " بشه پیدا کرد . اما به عنوان کسی که سیاره زمین رو از اول تا آخر برای ۲ دفعه دیدم باید بگم تصویر این مستند واقعا یک سر و گردن بالاتر از اون مجموعه است .
انتظار یک تصویر یکدست و بی نظیر رو نمیشه از یک کار مستند داشت چون اصولا پروسه تولید این فیلم ها مشکل تر و مهم تر از اون غیر قابل کنترل تر از فیلم های سینمایی هست . این طبیعته که تصمیم می گیره وقتی شما چند روز رو منتظر شکار یک لحظه شدین ، هوا صاف باشه یا بارونی ... باد بیاد یا آروم باشه و .... در ضمن اینجا اصولا بازسازی یا بازتولید یک صحنه غیر ممکن یا حداقل بسیار زمان بر هست و این یعنی هزینه بیشتر .
اما با تمام این تفاسیر تصویر HOME واقعا شگفت انگیزه . تقریبا تمام صحنه های فیلم لانگ شات هایی هست که توسط هلیکوپتر و در مواردی جت ها تهیه شده . یه نگاه به لیست ۴۰ خلبان تیتراژ فیلم بندازین ... . تو این تصاویر اولین چیزی که توجه رو جلب می کنه عدم لرزش تصویر حتی در قابل گذشت ترین مقیاس هاست . خب دلیل هم اینه که از یک سری دوربین مخصوص نظامی تو فیلم برداری این فیلم استفاده شده .
تا دلتون بخواد تصاویر بکر و عالی تو فیلم هست که غیر ممکنه تو هیچ فیلم سینمایی بشه مثلشون رو پیدا کرد . صحنه هایی با تصاویر گرم ، سرد ، ترکیبی ... تصاویر لانگ ، آب ، بیابان و شن ، دریا و آسمان و مه ... این ها همه المان هایی هستن که خوب در آوردنشون سخته اما تو این فیلم یک دو جین از بهترین های این جنس تصاویر رو میشه دید .
بعضی صحنه ها رنگ ها اونقدر زنده هستن که انگار شیشه تلویزیون از بیرون رنگ آمیزی شده . مخصوصا تو تصاویر پایانی . تو صحنه ای در دقیقه ۱۰۵ فیلم انقدر تنوع تو رنگ هست که ممکن نیست بدون فشردن دکمه Pause و مکث چند ثانیه ای از کنارش بگذرید . تو تیتراژ فیلم هم صحنه های مختلف رو با اسم کشور مربوطه میاره که چند دقیقه تصاویر زیبا و کم و عیب و نقصی رو به نمایش میزاره .
در کنار تمام زیبایی های بصری که در بالا گفته شد یکی دو مشکل کوچیک هم هست . تو بعضی صحنه ها گرین های نا خواسته وجود داره مخصوصا تو صحنه های تاریک مثل صحنه شبِ شهر های نیویورک و لوس آنجلس ... و اینکه تو بعضی صحنه ها جزئیات در حد بقیه فیلم نیست و تو چشم میاد . حتی تو بعضی فیلم های سینمایی هم میشه چنین صجنه هایی دید . صحنه هایی که در طول فیم از لحاظ درخشندگی یا بافت رنگ ها و حتی جزئیات حسابی گل درشت هستن و عوامل زیادی تو بوجود اومدنشون نقش داره .
اما به هر حال تو این فیلم میشه تصاویری از جنسی رو تجربه کرد که معمولا نمیشه به این خوبی در آوردشون .
در مورد صدا هم بحثی وجود نداره . تو اینجور فیلم ها باید صدای گوینده تو تمام صحنه ها واضح و دقیق باشه که هست و ابدا صدای محیطی مزاحم نیست . صدای گوینده هم الحق خوب روی فیلم نشسته و دیالوگ های جالبی و تفکر بر انگیزی هم داره . با این حال موسیقی و افکت ها هم خوب هستن ولی شگفت انگیز ... نه ... اصلا بلندگو های ساراند رو اگه قطع هم بکنید چیز خاصی رو از دست نمی دین ...
خیلی دوست دارم یه روز بتونم مستند baraka رو ببینم و با این مقایسه کنم .

--------------- بخش دوم : در باره خود فیلم ---------------
در ابتدای فیلم درباره زمین توضیح داده میشه و کم کم به روال بقیه مستندهای اینجوری به همه جای زمین سرک میکشه اما این بار هم چیز حول محور انسان ها میچرخه . بعد شروع می کنه از خراب کاری های آدم ها گفتن . اونقدر ادامه میده که اگه کم جنبه باشین ممکنه مثلا به نشان اعتراض دست به خودکشی بزنین . در اواخر فیلم اما یه زره امیدواری میده ولی باز خطرو گوشزد میکنه . در انتهای فیلم آمار تکان دهنده ای ارائه میشه که اگه برای اولین باره که میشنوید و به فکرتون نمیندازه باید با مقدار مکفی زنجیر ، خودتون رو به اولین محل ، محکم ببندید . اعداد و ارقام بیداد کنندست . راستی ما بین همین چند آمار ، تصاویری پخش میشه که جزء بهترین هاست از لحاظ تصویری .
همونجوری که قبلا گفتم یک وجه تمایز این مستند نسبت به انواع مشابه اینه که تقریبا تمام زمان فیلم به لانگ شات ها میگذره . تصاویر اونقدر زیبان که هر کسی رو به ستایش خالق همه این زیبایی ها وادار میکنه . باز اگه این حس رو نداشتین توصیه می کنیم با توجه به اینکه احتمالا جزو اون دسته ای بودین که به توصیه بالا خودتون رو زنجیر پیچ کردین ، اول زنجیر ها رو کاملا باز کنید ، بعد با محکم ترینش خودتون رو حلق آویز کنین !
--------------- بخش سوم : چند نکته درباره فیلم ---------------
۱ - باز مثل همیشه هیچ خبری از ایران نیست ! حالا اینکه واقعا تو این کشور خرابکاری یا کار مفیدی انجام نشده که ارزش بازگویی داشته باشه یا به روال سنوات گذشته از روی حسادت اسمی از ایران نیست ، قضاوتش با خودتون ! ( ما چندتا پارک جنگلی داریم ؟ تو تهران اصلا باغ وحش داریم ؟ )
۲ - تو فیلم و تقریبا در قسمتهای پایانی بخش هایی رو نشون میده که چطوری کشور ها دارند از منابع تجدید پذیر استفاده می کنن . بعضی هاش واقعا جالبه . مثل مکانیسمی که برای استفاده از انرژی امواج دریاها و اقیانوس ها بکار بســـتن یا خانه هایی که خودشون انرژی خودشون رو تولید می کنن . هیـچ می دونستین خورشید انرژی مورد نیاز یک سال زمیــن رو در عرض یک ساعـــت به درون جو زمین تزریـــق می کنه !!
۳ - برای چند ثانیه ، دوبار تو دقایق ۶۴ و ۶۵ از فیلم کسی رو پس زمینه موسیقی شبیه به موسیقی سنتی ایرانی اشعار فارسی رو زمزمه می کنه ! ( تو تیتراژ هم چند تا اسم مربوط هست )
۴ - این فیلم به شکل مجانی روی اینـــترنت برای تماشـــا وجود داره و با پشــتیبانی ســایت هایی مثل یو تیوب پخش رایگان سراسری شد . فیلم برداری فیلم االبته تو ۵۰ کشور دنیا انجام شده و از این ۵۰ کشور تصاویری تو فیلم هست .
۵ - تصاویری که تو فیلم دیده میشه از ۴۸۸ ساعت راش تصویر برداری شده در اومده . می خوام حجم کار رو تصور کنید . درضمن همونجور که گفتم از دوربین های نظامی تو تصویر برداری استفاده شده . این دوربین ها برای هدف گیری جت ها و جنگنده ها استفاده میشه ( عدم لرزش ) !!
۶ - فیلم بزرگترین افتتاحیه تاریخ سینما رو از این جهت داشته که تو ۱۸۰ کشور اکران شده و نسخه های خانگی و یوتیوب فیلم در دسترس قرار گرفته . البته این کار به پشتیبانی شرکت های بزرگی بوده که اول فیلم اسمشون ردیف میشه .
۷ - ما به عنوان بخش کوچیکی از این دنیا چقدر به طبیعت احترام می زاریم ؟ تو راه شمال چقدر نگهداری از پارک های جنگلی تو مسیر برامون دقدقه است ؟ قطع یه درخت چقدر برامون مهمه ؟ مقامات بلند پایه (!) چقدر به فکر جانشینی انرژی های پاک و تجدید پذیر هستن ؟ تو مدارس چقدر از طبیعت برای بچه ها حرف می زنن ؟ اصولا فکر کردید چه تصویر دیگه ای می تونه جایگزین منظره یه جنگل یا کوهستان برفی یا ساحل و یا دشت بشه ؟ این جور چیز ها رو اصولا میشه جایی غیر از زمین پیدا کرد ؟ اصولا میشه من انقدر شعار ندم ؟ ....بله .... MUTE ...
پی نوشت : امیدوارم بشه بزودی پرونده این بحث Film Grain رو کاملا باز کرد .
همیشه برای هر نسلی یه چیزایی خاطره انگیز می شن . اونقدر که سال ها بعد وقتی دوره اون نسل تموم شده ... میشه با کوچکترین نشونه ازشون با یه بلیط دو سره سفر کرد به دوران نغز همون سال ها . یه کتاب پر و سر و صدا ، یه موسیقی ، یه کارتون تلویزیونی یا فیلم و یا حتی یه مجله ...
دانستنیها مجله خاطره هاست برای خیلی ها . خاطره هایی که تاریخ دوسه دهه قبل پاش خورده . اون سال هایی که خواسته های بچه ها خیلی جمع و جور تر از این دوره بود . سال هایی که خرید یه مجله ساده برای بخش زیادی از مردم یه کار لوکس به حساب میومد . اصلا مگه رو پیش خون روزنامه فروشی ها چند تا مجله پیدا میشد ؟ مجله ماشین ، گل آقا ، کیهان بچه ها .... و همین دانستنیها .
هیچ وقت یادم نمیره روزهایی که برای خرید می رفتم به بقالی ( همون سوپر مارکت ) دورتر تا یه سری به دکه روزنامه فروشی آهنی سبز رنگ روی جوب آب بزنم . از روی یخ های کنار دکه که برای فروش بود رد شم تا تو گرمای تابستون خنکی یخ ها رو روی پاهام احساس کنم . بعد از بین کسایی که جلوی دکه بهمن و کانادا میخواستن بپرسم علی اقا مجله جدید اومده یا نه ؟ ... دنیام رنگی میشد اگه به علامت آره سر تکون میداد . بی خیال از این که شاید پول کم بیارم اول مجله رو می خریدم . می زدم زیر بقلم و می دویدم تا بقالی . بعضی وقت ها ۲ تا شیشه نوشابه یا شیشه شیر اضافه گرو می دادم تا کسری پول جبران شه . تو راه برگشت همیشه حواسم بود که نوشابه ها از سبد ۶ تایی کوچیک نیوفتن یا ماستی که با کیسه فریزر و کش روش رو بسته بودن این ور و اون ور نشه و نریزه . اما چه فایده انقدر خوشحال شماره جدید بودن که بعضی وقت ها عین دیوونه ها از جلوی در خونه رد می شدم و بعد از چند دقیقه که به خودم میو مدم یه جوری که کسی متوجه نشه راهمو کج می کردمو بر می گشتم تا در خونه . اینجاش خیلی سخت بود . چون برای زنگ زدن وقتی می خواستم سبد شیشه ها رو زمین بزارم مجله از زیر بقلم میوفتاد زمین .... ( سایز اون موقع مجله رو که یادتون هست ) توی خونه هر وقت صدام در نمیومد و برای چند روز سر زانوی شلوارمو قلوه کن ! نمی کردم و برای دیدن دکتر ارنست و هاکلبری فین به جون در کشویی تلویزیون نمیوفتادم ، همه می دونستن که سرم کجا گرمه .
بعد یکی دو روز که خوندن مجله تموم شد تازه دردسر شروع می شد . سر صفحه آخرش که همیشه از اون عکس های سه بعدی چاپ می کرد همرو دیوونه می کردم که چرا من با اینکه دستور مجلرو انجام می دم توش چیزی نمیبینم . یه روز وقتی دایی مادرم خونمون بود با حوصله بهم یاد داد که چجوری میشه اون تصاویر رو دید ....
بین همه وسائلی که داشتم ۳ تا چیز برام خیلی مهم بود . کتابهای شگفتی های آفرینش ( همونایی که عکس هاش رو باید با چسب همراه کتاب سر جاش می چسبوندی و یه ۵ - ۶ جلدی ازش منتشر شده بود . منم همرو از بانک جایزه مدرسه درو کرده بودم ) . دستگاه نمایش دهنده اسلاید که هیچ وقت اسمشو نفهمیدم و محصول کانون فکری بود و سومی هم همین مجله های دانستنیهام بود .
یادم نمیاد کی مجله دانستنیها از روی پیش خون روزنامه فروشی ها جمع شد اما وقتی تو سال ۸۳ یا همین حدودا شنیدم که مجله دوباره چاپ میشه تعجب کردم ... مجله ای که هیچ وقت خریدنش از یادم نمیرفت حالا حتی متوجه چاپ نشدن چند سالش هم نشده بودم . اون سال هم پس از چند شماره مجله دوباره کله پا شد . هنوز سرمقاله ای اون چند شماره که توش از مشکلات چاپ و توزیع و قیمت ناچیز مجله شکایت میشد یادم نرفته .
تا تیر ماه امسال . یعنی همین ۲ - ۳ ماه پیش . بیلبورد های " بازگشت دانستنی ها " که تو بزرگراه ها نصب شده بود . بار اول که دیدمش این تبلیغ رو فکر کردم اشتباه دیدم یا موضوع چیز دیگست . بعد از یک وقفه یکی دو هفته ای شماره هشتم مجله برای اولین بار بعد از این همه سال دستم گرفتم . نمی دونید چه حالی داشتم . می خواستم صاحاب دکه رو یه ماچ گنده بکنم ...
یه مجله برازنده با لوگوی قدیمی و دوست داشتنی " دانستنیها " . با اینکه مجله ظاهرا تغییر کرده بود اما هنوز قدم رو جا پای اون سال ها میزاشت . هنوز صفحه آراییش شوخ و شنگ بود و مطالب پالپ توش فراوون . خیلی خوشحالم که مجله تو این سطح دوباره برگشته رو پیشخون روزنامه فروشی ها . بین این همه کاغذ پاره و ورق باطله که اسمشو گذاشتن نشریه یه همچین چیزی گوهره .
حالا اینا همه چه ربظی به اینجا داست ... هیچی ... البته اگه قبول کنیم که یه مجله به خوانندش ربط داره و منم به اینجا ربط دارم پس این مطلب خیلی هم بی ربط نیست ....
فیلم بازگشت به آینده یا بهتر بگم مجموعه سه گانه بازگشت به آینده برای خیلی از هم سن و سال های من یا اونایی که بزرگتر هم هستن خاطره انگیزه . یه فیلم جمع و جور و خوش ساخت و مفرح .... مخصوصا قسمت اول فیلم که واقعا دلچسبه .
نسخه دی وی دی این سه گانه که تو ۴ دیسک عرضه شده نسخه قابله قبولیه با توجه به سال ساخت فیلم و استاندارد تولید دی وی دی اما حتی الآنم که دوباره یه نگاهی به فیلم انداختم کاملا مشخصه که تصویر می تونه خیلی بهتر از این ها باشه .

نسخه بلوری موعود نسخه دی وی دی موجود
حالا قراره کمتر از ۲ ماه دیگه نسخه بلوری هر ۳ تا فیلم عرضه بشه . مطمئنا برای یه همچین مجموعه محبوبی یونورسال یه خرگوشی تو کلاهش داره . تو خبر ها اینجوری اومده که :
He further explained: When they did the remastering for the Blu-ray they spent over 400 hours doing dirt cleanup, and almost another 200 hours doing color correction, so the movie looks better than it ever did." When a film is shown at the theater, "you have the print going through the projector, it picks up dirt, gets scratched and with the digital technology these guys fixed almost all of that stuff, and it just looks breathtaking
منظور از اون He اول متن جناب Bob Gale هست که تهیه کننده فیلمه . حالا میخوام به ۲ تا عددی که تو متن هست دقت کنید . ۴۰۰ ساعت برای ترمیم فیلم ( یه چیزی تو مایه های رتوش فیلم ) و ۲۰۰ ساعت برای تصحیح رنگ .
با توجه به ضمایری که تو متن بکار رفته احتمالا این اعداد بر میگرده به یک فیلم یعنی همون قسمت اول فیلم اما حتی اگه این ساعات کاری مخصوص ۳۴۳ دقیقه هر ۳ تا فیلم هم باشه بازم با حجم کار وسیعی طرفیم . ۶۰۰ ساعت کار برای عرضه نسخه خانگی یه فیلم ! جمعا ۶۰۰ ساعت طرح شده با احتساب روزی ۶ ساعت کار میشه ۱۰۰ روز . البته شاید اینجوری حساب کردن خیلی منطقی نباشه و باید این رو لحاظ کرد که کار تصحیح می تونه بصورت موازی و توسط چند نفر انجام بشه اما در مورد تصحیح رنگ تا اونجا که من میدونم معمولا کار زیر نظر یک نفر انجام میشه ( مثلا کارگردان یا تهیه کننده یا یک حرفه ای این کار ) و عملا موازی کاری ممکن نیست هر چند هستند مواردی مثل بلوری Fight Club که دیوید فینچر خودش شخصا تو تمام تصحیحات فیلم و رنگ نظارت داره و این یعنی حجم زیادی کار و این دومی یعنی هزینه بالا و این سومی یعنی اینکه محصولاتی مثل بلوری ها و دی وی دی ها انقدر سود سرازیر جیب کمپانی ها میکنن که دست به همچبن کارهایی می زنن .
تصحیح رنگ یا Color Correction ها اینجوری انجام میشن که تغییرات توسط سلیقه یا نظر یک نفر ( از مجموعه همونایی که بالا گفته شد ) یا حتی شرایط فیلم و حال و هوای اون تو هر سکانس می تونه تغییر کنه و حتی با تعویض دوربین تو یک سکانس عوض بشه . بعضی وقت ها عمق رنگ رو کم می کنن تا مثلا تصویر واقعی تر بشه یا با تغییر پارامترهای ترکیبی Smooth بودن تصویر رو کنترل میکنن بطوری که از یک تصویر گرینی ولی دقیق به یک تصویر یک پارچه اما بدون گرین می رسن یا بر عکس . فکر کنم یک بار هم قبلا این رو گفتم یه ویدئوی جالب تو دیسک بانس فیلم French Connection هست که یه تایم کوتاهی رو در مورد همین تصحیح رنگ اختصاص داده که کارگردان کنار یه متخصص (!) نشسته و نظر میده و تصویر به نظر اون تصحیح میشه یا حداقل تغییر میکنه ( چون همیشه تصحیح از نظر همه یک معنی نمیده ) .
این بحث تصحیح یا بقولی Restoration فیلم های قدیمی بحث جالبیه . بعضی وقت ها برای بعضی اشکالات نگاتیوی (!) گروه متخصصین یا متخصص تنها مجبور که بررسی و کار روی تک تک فرم های فیلم میشه . بعضی وقت ها کارهایی مثل Edge Enhancement ها زمان و هزینه زیادی رو می طلبه اما نتیجه کار معمولا قابل ملا حضه و در مواقعی شگفت انگیز میشه . این یعنی یک عده برای محصول فرهنگی خودشون ارزش قائلن و هزینه می کنن برای قسمتی از تاریخ فرهنگیشون ( که میتونه یک فیلم تاثیر گذار باشه ) تا شاید بتونن با همین ابزار فرهنگ تاریخیشون رو به خورد من و شما بدن !
حالا چه خوب باشه و چه بد ....
حسین تقوی
... و این صداست که می ماند !
پرطرفدار بودن هنر هفتم خاطر اینه که سینما ملغمه ای از بقیه هنر هاست و میشه برای هر سلیقه ای یه چیزی توش پیدا کرد . نمایش ، قاب بندی ، نور پردازی ، قصه گویی و حتی موسیقی !
بخش اعظمی از خاطره انگیز بودن خیلی از فیلم ها بخاطر موسیقی اونهاست . زیادن فیلم هایی که حتی بخشی از اعتبار خودشون رو مدیون موسیقی شاهکارشون هستن . شاید بارها شده باشه که فقط با شنیدن موسیقی یا قطعه ترانه ای از یک فیلم تمام جزئیات تصویری فیلم رو فرم به فرم از آستانه ذهنتون گذر داده باشین !
حتی بعضی وقت ها Soundtrack ها پارو فراتر می زارن و شما حتی بدون اینکه بدونید این موسیقی برای کدوم فیلمه و یا حتی فیلم رو قبلا دیده باشین ، شروع می کنید با موسیقی ارتباط برقرار کردن و بارها و بارها از شنیدنش لذت می برید .
موسیقی فیلم ها معمولا همراه روی اکران رفتن فیلم ها وارد بازار میشن و با قیمت های نسبتا بالا نسبت به نسخه دی وی دی فیلم ، معمولا فروش بالایی هم دارن . این نسخه ها معمولا بصورت استریو با کیفیت بالا برای سیستم های صوتی خانگی عرضه میشن. هرچند برخی موارد نسخه های پر و پیمونی هم عرضه میشه مثل نسخه کامل سه گانه Lord of the Rings . تصور شنیدن صدای اپراگون و هم همه وار جمع خوانی تو پس زمینه موسیقی این فیلم اونم بصورت ساراند و کانالیزه شده مسحور کنندست ( هر چند موسیقی این فیلم همینجوریش هم بی نظیره ) . بعضی وقت ها هم موسیقی فیلم مجدد و بعضی وقت ها با چند ترک اضافه یا remix شده همراه نسخه های ویژه فیلم ها ارائه میشن . که شاید بهترین و معروفترینش فهرست شیندلر باشه .
تو قطعات اضافه همراه نسخ خانگی فیلم ها بعضی وقت ها قسمت هایی هست که روند تولید موســــیقی فیلــــم رو نمایــــش میــــده . اوجــــش دی وی دی اضـــافه نســخه Collector's فیـــلم Return of the King که فقط در مورد موسیقی فیلم هست و و از لحاظ عظمت کار تولید موسیقی ، مغز آدم رو به چارمیخ میکشه .
داشتم یه ترک از فیلم Rain man رو گوش می دادم که نوستالژی خونم زد بالا و افتادم تو اتمسفر اینجا و این مطلب رو نوشتم . به هر حال بخشی از خاطره انگیز بودن تاریخ سینما و فیلم های اون به موسیقی هایی بر میگرده که فراتر از خود فیلم اعتباری برای فیلم و سازنده یا خواننده صداها دست و پا می کنند .
اینم یه سالاد خوشمزه از قسمت های چند ثانیه ای از یه سری موسیقی به یاد موندنی.
هر کی تونست اسم این بیست قطعه رو به ترتیب بگه .... ![]()
------------------------ قطعات موسیقی فیلم ------------------------
فقط حیف بازهم برای تهیه موسیقی فیلم مثل خود فیلم مشکل هست و معمولا همون مقدار دردسر رو باید تحمل کرد . البته شاید بشه قطعات دلخواه رو از فروشگاه مخصوص اینکار مثل iTunes تهیه کرد که البته بازهم کار برای ما خیلی ساده و هم-هزینه نسبت به سایرین نیست .
با تمام این تفاصیل ، گوش دادن به موسیقی فیلم مورد علاقه با فرمت و کیفیت استاندارد تجربه لذت بخشیه . شاید همیشه فرصت یا امکان تماشای خود فیلم رو نداشته باشید اما با گوش دادن به موسیقی یا ترانه فیلم ، ذهن شما تبدیل میشه به سالن اکران خصوصی فیلم !
حسین تقوی.
نمی دونم تا حالا به رفتار عجیب غریب بخش بزرگی از فروشنده های ایرانی توجه کردین یا نه . امکان مقایسه با انواع خارجی این محصول !! رو داشتین یا نه . شاید رفتار این جوری این قشر از فروشنده ها در جهت اون جمله معروفه که " باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید " . یه نگاه به نوع نگاه خریدار ها بندازین یا متوجه بشین منظورم چیه .
صنف و رده هم نداره ها از سوپری ته کوچه گرفته تا نمایندگی فلان شرکت خفن . متاسفانه خیلی از این فروشنده ها نه رفتار خوبی دارند و نه سواد کافی .
حالا وقتی قرار باشه چیزی که فروخته میشه محصولات پیچیده ، پر زرق و برق و پر طرفداری مثل وسایل صوتی و تصویری باشه اونوقت نتیجه یه فاجعه روحی میشه . متاسفانه تو کشور ما افرادی که دست به فروشندگی می زنند معمولا کم سواد و مونده از همه جا هستن که هدفشون پر کردن قارمبه و گذران زندگیه . البته اصلا هم دیدی خوبی تو جامعه بهش نیست . من خودم فروشندگی رو خیلی دوست دارم . مخصوصا تو یکی از نمایندگی های بزرگ تو جمهوری ولی میدونم اگه به زبون بیارم حلق آویزم می کنن . مایه سر شکستگی فامیل میشم و هزار تا مشکل دیگه بوجود میارمو انگ خل وضع بودن هم بهم می چسبونن .
اما از اون جا که ما تو کشور وارونه ها زندگی می کنیم ، مثل همیشه قضیه تو خارج از کشور بین محافل رسمی و حرفه ای بر عکسه . کسی که داره محصول بروز و پر طرفداری از این دست میفروشه باید سواد کافی داشته باشه یا حداقل اگه سواد نداره با سواد هاش رو دوست داشته باشه ! آدم وقتی بعضی فروشگاه ها و حوصله فروشنده ها تو بعضی از این مراکز رو می بینه یا توصیفش رو میشنوه کف میکنه یا کف میزنه براشون حداقل .
همیشه آدم های با تجربه و با سواد و کمالات که کم و بیش در جریان مسائل روز محصولات این چنینی هستند تو مراکز حرفه ای فروش به خریداران مشاوره و راهنمایی میدن البته صادقانه . اما این جا به هزار دلیل قضیه اینطور نیست . خیلی قبل تر ها فروشنده ها معمولا از مهاجرای شهرستانی یا بدتر از اون اخوان افغانی بودن که به علت دستمزد پایین و کم توقعی تو مباحثی مثل بیمه رو هوا میزدنشون . اما کم کم قضیه عوض شد اما متاسفانه بازم عوضی عوض شد .
مشکل بیکاری به خیلی ها فشار مضاعف آورد و تغییرات در این زمینه شروع شد . سر و و ضع فروشنده ها بهتر بهتر و بهتر ..... شد تا جایی که دیگه بیشتر شبیه مانکن شدن تا فروشنده . یک فروشنده آقای خوب کسی شد که کت و شلوار شیک و مد روز داشته باشه . تا حد ممکن حالت موهاش غیر طبیعی باشه و عین فنر این ور و اونور بپره و مدام مثل سبزی فروش ها اطلاعات کاتالوگ محصولات رو هوار بکشه . در مورد فروشنده های خانم هم که چیزی نگم بهتره . اصولا باید ایمانتون خیلی قوی باشه که هنگام راهنمایی گرفتن از یک فروشنده خانم در مورد فلان سیستم یا تلویزیون کار به جاهای باریک نکشه .
با تمام این تغییرات متاسفانه سطح سواد فروشنده ها تغییر چندانی نکرد . ما که مرکز تخصصی برای این ابزار لهو و لعب تو کشور نداریم . پس چیزی که باقی می مونه همون سلسله فروشگاه های شریعتی و جمهوری هست . چند سال پیش که قصد خرید وسیله ای رو داشتم تا شروع می کردم چند تا سوال پرسیدن یا فروشنده به چرند گفتن میوفتاد یا زنگ میزد به یه شخص مجهول و از اون سوال می کرد ( بعدا فهمیدم همشون مثل فروشنده های موتور و درایو سعدی به یه نفر ، احتمالا پیر خرد صنف ، زنگ می زنن ) یا اینکه همچین نگات می کرد که مجبور بودی سرتو بندازی پایین و با یه تشکر از مغازه بری بیرون .
تو بخش تلویزیون اوضاع فاجعه آمیز تر هستش . امکان تست و مقایسه که ابدا نیست . سورس تصویر رو هم که اجازه تغییر ندارن . از اطلاعات جزئی هم که هیچی نمیدونن . اونوقت چنان اظهار نظر میکنن که بیا و ببین ، انگار طرف از تلویزیون به دنیا اومده . یادمه یه دفعه که داشتم تو مغازه سامسونگ تلویزیون ها رو ور انداز می کردم یه آدم سه پیچ مثل خودم افتاده بود به جون فروشده ها تا این که صاحب مغازه اومد و بعد از اینکه تو چند تا سوال موند سر تقاضای تغییر سورس تصویر جواب جالبی داد : " شما مگه اومدی حراجی لباس که میخوای تی وی رو پرو کنی " !!!
تازه کنار مشکلات فروشنده های عزیز هزار تا مشکل دیگه هم هست که به این قضیه دامن میزنه مثل جنس های قاچاق بی کیفیت که معلوم نیست چطور وارد میشه ، سیستم تبلیغلات ضعیف و بیمار محصولات و ....
وضع خیابان جمهوری به عنوان یه مرکز حرفه ای واقعا رقت انگیزه . کاشکی ما هم یه روز یه مرکز تخصصی فروش و مشاوره در مورد اموری این چنینی داشته باشیم یا حداقل فروشگاهامون اتاق پرو داشته باشن . به هر حال تو کشوری که سینماهای بی کیفیتش صرف فیلم هایی میشه که آدم رغبت نمیکنه بره سینما تنها چیزی که میمونه همین تجهیزات خانگیه که اینم وضعش اینجوریه . تازه بماند فلاکت و حقارت های تهیه فیلم خوب ( غیر سرقتی ) تو کشوری که ....
البته بگم که فروشنده های مودب و کمابیش با اطلاع هم پیدا میشن . تازه اگه نظر من رو بخواین فروشنده مودب کم سواد بهتر از بی ادب با سواده ! چون متاسفانه همیشه سواد ادب نمیاره . منصفانه بخوایم قضاوت کنیم فروشنده های مودب ( منظورم اینه که ادب فروشندگی داشته باشن ) کم نیستن . مخصوصا بین بعضی برند های خاص .
به نظرم اگر این شان شغلی که معلوم نیست از کجای کی در اومده و اینقدر تو جامعه ما بازتاب داره از بین بره افراد حرفه ای جرات می کنن به این زمینه وارد بشن و از فروشنده بودن عارشون نیاد .
شاید خیلی از زمانی که سونی و توشیبا سر فرمت نسل آینده ( بعد از DVD ) برای هم دندون تیز می کردن نگذشته باشه . بیشتر از یک سال این بلاتکلیفی در مورد HD DVD ها و blu-ray ها وجود داشت . شاید اون موقع خیلی ها کاملا منطقی روی کاغذ پیروزی رو با توشیبا و فرمت HD DVD می دونستند .
به نظر من دو تا چیز ورق رو کاملا بر گردوند . یکی وجود همین کنسول پلی استیشن ۳ بود که هنوزم که هنوزه از خیلی از پلیرهای بلوری سر تره . تازه اگه محاسن جانبی و آسانی استفاده و فاکتور قیمت رو هم بهش اضافه کنید شاید بی رقیب باشه . این عامل اول تو بلند مدت تاثیر خودش رو گذاشت . به هر حال طرفدارای کنسول سونی کم نبودن ( هنوز اینکه همکلاسی های دوره راهنمایی از دستگاه بازی سونی ( پلی استیشن ۱ ) سر کلاس با چه ولعی با هم حرف میزدن یادم نرفته ) . تمام این طرفدارای کنسول بازی نا خواسته به فرمت سونی رای دادن . بعد ها هم که حضور این فرمت کنار فرمت توشیبا تو بازار جدی تر شد خیلی ها به عنوان انتخاب اول و آخر برای تماشای فیلم های بلو ری انتخابش کردند . قدرت بالا و انعطاف پذیری بالا کم فاکتوری نبود اونم تو برهوت پلیر های مناسب ...
عامل دوم و تیر خلاص این قضیه هم تصمیم یهویی وارنر برای پشتیبانی صرف ازبلوری بود که کلا HD DVD رو کشید تو قبر و پروندش مختومه شد .
من آمار خاصی ندارم ولی بی بورو برگشت پلی استیشن ۳ پر تعداد ترین بلوری پلیر دنیاست حتی اگه گیمر ها رو هم از این خانواده میلیونی حذف کنیم . چیزی که باعث محبوب شدن پلی اسیشن بود و هست اینه که شما با هزینه تقریبی یه Standalone Player یه مجموعه کامل سرگرمی های خانگی رو خواهید داشت . این برای مصرف کننده ها یعنی فرصت ! بازی های این نسل حتی همون ۳ سال پیش هم به اندازه کافی هیجان انگیز بود قابلیت هایی که از اول روی کنسول بود و روز به روز با یه آپدیت ۱۳۰ - ۱۴۰ مگابایتی اضافه تر هم میشه چیزیه که اصولا تو برنامه کاری هیچ پلیری نیست چه Hi End ها چه زلمبو زیمبو دارهای شکستنی ! کنسول سونی همه اینهارو داشت چون پلیر نبود . یه مرکز سرگرمی بود که قابلیت اجرای بلوری فقط یکی از چند ده قابلیت محبوبش بود .
شاید الآن نسبت به تعدد کمی از پلیرها به علت محدودیت های ساخت که به بیش از ۳ سال پیش بر میگرده کم بیاره ولی هنوزم اگه انتخاب اول خیلی ها نباشه حتما تو لیستشون جایی داره .
کنسول برای اجرای بازیهای سنگین ویدئویی طراحی شده که شاید از لحاظ قدرت و سرعت پردازش غیر قابل مقایسه با هر پلیری باشه اما معلوم نیست ( من نمیدونم ) چقدر از این توانایی خرج پردازش سیگنالهای صوتی تصویری میشه . ولی حداقل میشه تو سرعت لودینگ دیسکها بی رقیب بودن قدرت کنسول رو دید .
نسل اول دستگاه مشکلاتی در استریم کردن صدای غیر فشرده به صورت bitstream داشت که گویا تو نسل جدید مشکل حل شده هر چند آپشن دیگه ای به اسم Linear PCM هم از اول تعبیه شده بود . تفاوت این دو در اینه که در bitsream دیکد کردن به عهده یک پکیج خارجی مثل ریسیور خواهد بود اما در Linear PCM پلی استیشن خودش زحمت دیکد کردن رو میکشه . این مشکل برای کسایی که به ریسیورهای عجیب غریب سونی یا پایونیرشون عادت داشتن یزره تو چشم بود ولی در کل برای پلیری در کلاس پلی استیشن عیب چندانی به حساب نمی اومد . کنسول ۳ تا گزینه برای خروجی صدا داره :
۱ - آنالوگ دو کاناله : که رسما بلااستفاده میمونه
۲ - Optical Fiber : خروجی دیجیتالی که امروزه پهنای باند کمش خیلی تو ذوق میزنه
۳ - HDMI : اینم که دیگه همه میدونن چیه .
این ۳ تا آپشن مخصوصا برای کسایی که ریسیور ندارن مشکل سازه . چون غالب پلیر ها کنار خروجی ( های ) دیجیتال حداقل یه خروجی انالوگ ۵.۱ هم تعبیه میکنن .
در مورد مقایسه خروجی تصویر هیچ نظر شخصی ندارم . چون فقط برای چند بار موفق به زیارت بلو-ری پلیری به جز پلی استیشن شدم که در تمام دفعات یه دیوار شیشه ای سرتاسری که بهش میگن ویترین بینمون فاصله بوده !! اما امکان مقایسه ای که خیلی از کاربرها داشتن میشه گفت در این زمینه هم خوب عمل کرده . اصولا کمتر ژلیری رو میشه دید که جامع الشرایط باشه و در مورد هر نوع صدا و تصویری بتونه خوب عمل کنه .
برای تنظیمات تصویر مثل صدا آشن های خیلی جزئی وجود نداره و محدود میشه به چند تا کار ساده ولی واجب که باید تعبیه می شد. کنسول توانایی نسبتا خوبی تو Upscale کردن دی وی دی داره ولی مسئله ریژن بندی که تو دستگاه رعایت شده آزار دهندست . این مسئله ای هست که باعث میشه موقع خرید فیلم حتما به ریژن فیلم توجه کنید چه دی وی دی و چه بلو-ری .
همونجوری که قبلا گفتم حسن بزرگ دستگاه آپدیت کردن ساده اونه . با توجه به فراگیری پلی استیشن ۳ آمار مشکل ساز شدن دستگاه در پخش فیلم ها ( مخحصوصا پروفایل بالا ها ) در مقابل سایر دستگاه ها ناچیزه .
با اینکه جزو قدیمی ترین بلو-ری پلیر هاست ولی خیلی راحت از پس پروفایل ۱ و ۲ بر میاد با BD-Live و جاوا و فلش هم که ابدا مشکلی نداره .
با این اوصاف این دستگاه بازی همراه یه کنترلر ( که بصورت رسمی برای دستگاه ارائه شده ) می تونه حسابی از خجالت دی وی دی ها و بلو-ری هاتون در بیاد . ( کارکردن با دسته بازی خیلی راحت نیست ) . سر جمع محدودیت ها و محاسن دستگاه رو اگه یکجا وزن کنید ، کفه خوبیهاش سنگین تره .
و اما جمله آخر :
اینکه انتخاب پلی استیشن ۳ ، انتخابِ بهترین نیست اما بهترین انتخابه ( حداقل برای خیلی ها )

تماشای فیلم کد داوینچی به اندازه ای لذت بخش بود که به تماشای فیلم " فرشتگان و شیاطین " بیش از آنونس هایی که ازش دیده بودن ترغیب شدم . فیلم فضای تاریک و پر از غافلگیری کد داوینچی رو نداره و از حال و هوای مرموز و تقدس مآب اخر فیلم اول هم چندان خبری تو فیلم دومی نیست اما تعلیق بیشتری داره و سکانس هایی که بیشتر به قاب فیلم های هیجانی میشینه . حال و هوای فیلم جوری هست که مثل کد داوینچی میشه توش چیز هایی دید که ممکنه جای دیگه نتونید ببینید . از کلیسا ها و ساختمان ها با اون معماری عجیب تا میدان سنت پیترز ، از خرافات قرون وسطایی درباره جنگ دین با علم ( که البته بخشی از اون واقعیت داره ) تا مراسم جالب انتخاب پاپ . یکی دو جای فیلم بیننده واقعا شوکه میشه و تمام قضاوت در مورد شخصیت های فیلم بر می گرده ، چیزی که اوجش تو فیلم کد داوینچی و پایان فوق العاده فیلم به کار گرفته شده بود . در نهایت شاید بشه گفت اگه کسی از فیلم اول خوشش اومده باشه اینم راضیش میکنه با اینکه اصلا داستان دو فیلم ربطی به هم ندارن .
نسخه بلوری سرجمع تصویر خوبی داره . مثل اغلب فیلم های جدید از این دست مشکل خاصی تو تصویر وجود نداره . فیلم مثل کد داوینچی خیلی پر رنگ و لعاب نیست اما به هر حال زیبایی بصری تو فیلم کم نیست . شاید به نظر بیاد رنگ ها زیادی اغراق شده هستن اما به نظر من تو ذوق نمی زنه مثل قرمزی لباس ها و تزئینات داخل ساختمان اصلی و حتی رنگ پوست بازیگرها . باز هم مثل کد داوینچی با اینکه از لحاظ کیفیت قابل مقایسه نیستند اما تصاویر مربوط به صحنه های باز و خارج از مکانهای مسقف خیلی بهتر در آمده . گشت و گذار تو واتیکان سیتی ایتالیا و دیدن سمبول های دینی و تاریخی شهر و تعقیب و گریز شبانه تو خیابان های شهر رم با کمک تصویر خوب فیلم شاید تا به حال انقدر لذت بخش نبوده . تو بعضی قسمت ها گرین قابل مشاهدست که طبق معمول بر میگرده به صحنه های کم نور و تاریک ، چیزی که باز تو اغلب فیلم های امروزی دیده میشه و رایجه ولی در عوض صحنه های خوب هم زیاد هست . از بعد از صحنه انفجار هلیکوپتر بالای میدون سنت پیترز تا آخر فیلم که شاید ۱۵ دقیقه بشه حدودا میشه گفت تصویر یکنواختی وجود داره اما به یاد موندنی ترین صحنه فیلم آخرین صحنه فیلمه وقتی پاپ جدید از روی ایوون برای جمعیت داخل میدان دست بالا می بره . جزئیات انقدر تو صحنه زیاده که ممکنه وسوسه بشین شروع کنین به شمردن جمعیت !
بقیه فاکتورهای قابل اعتنا مثل نمای نزدیک صورت بازیگرها یا رنگ های گرم و صحنه های شامل جلوه های ویژه هم به اندازه کافی خوب از آب در اومدن . همونجور که قبلا گفتم این فیلم مثل Knowing با دوربین RED ONE فیلم برداری شده اما هنوزم به نظرم تصویر Knowing یه سر و گردن ( شایدم چند تا ) بالاتره .
موسیقی زیبای هنس زیمر که روی قسمت اول فیلم هم به خوبی نشسته بود اینجا غوغا میکنه . دو تا ترک فوق العاده قشنگ تو فیلم هست که شاید شنیدن چندین و چندبارشون هم لذت بخش باشه . صدای فیلم هم مثل تصویرش خیلی خوبه همه پارامترهای مهم صدا خوب کار شدن ، صداها دقیق و خوش پخش هستن . انواع صداها مثل صدای آب و آتش و انفجار و ترمز و ... تو فیلم به خوبی شنیده میشه و حجم صدا به اندازست . نمی دونم چقدر از صداگذاری ها سر صحنه بود و چقدرش دست پخت متخصصین افکت های صوتی اما نتیجه خیلی خوبه . انفجار بالای میدون صحنه قوی از لحاظ صدا ست که خوب هم کار شده اما باز هم از نظر من قشنگی صدای فیلم فقط یه دلیل داره اونم موسیقی قشنگه زیمره .

ورق زدن تاریخ همیشه جذابه مخصوصا وقتی شهر بکری مثل رم ایتالیا باشه . مراحل ساخت فیلمی مثل این که پر از لوکیشن هایی است که ما به ازای حقیقی داره می تونه دیدنی باشه . همراه دیسک اصلی یه بلوری جدا مخصوص این قسمت هست که به اندازه دیسک بانس کد داوینچی قشنگ هست . همراه دی وی دی دیجیتال کپی فیلم هم یه نسخه از نرم افزار تدوین موسیقی بصورت دمو هستش که گویا نسخه ناقصی از چیزیه که برای فیلم استفاده شده . بعد از اینکه به اندازه نصب ویندوز وقت گرفت تا نصب شه تنها کاری که تونستم باهاش انجام بدم گوش دادن به چند قسمت کوتاه از موسیقی قشنگ فیلم بود که همینم غنیمته .
راستی در مورد این Illuminati که یه جورایی محور داستانی فیلمه میشه چیز های جالبی تو کتابهای تاریخ یا سایت های اینترنت پیدا کرد . راست و دروغش گردن خودشون ....
حسین تقوی

is the Most GRAIN-FREE Disc Out there
سرتاسر فیلم به شکل حیرت انگیزی تصویر یکنواخت با جزئیات فراوان داره و هیچ خبری از گرین یا نویز یا به هم ریختگی و بلوکه شدن رنگ سیاه تو صحنه های تاریک نیست . من تو هیچ فیلمی نماهای پوست صورت رو به این یکنواختی ندیده بودم . یکدستی در نواحی سایه روشن روی پوست مثال زدنیه . من جزو اونایی هستم که خیلی از گرین خوشم نمیاد ، برای همین تصویر این فیلم رو بلوری واقعا شوکم کرد . هستند فیلمهایی که گرین تو اونها خیلی کم هستش اما من کوچکترین صحنه های که گرین قابل رویت داشته باشه ، تو این فیلم یادم نمیاد .
رنگ های سرد تو فیلم کم استفاده شده . شاید به ندرت تو فیلم رنگ سبز ببینید که خب تا حدودی بخاطر حال و هوای آخرالزمانی فیلم هستش . تصویر به قدری بی عیب بود که در موردش تو اینترنت یه سرچی کردم و متوجه شدم فیلم با دوربین خاصی به اسم RED ONE فیلم برداری شده که گویا تصویر رو با رزولیشنی در حدود ۴۰۹۶ در ۲۳۰۴ ضبط میکنه اونهم به شکل مستقیم روی دیسک سخت . این حسن خیلی بزرگیه و صد درصد بخش عظیمی از زیبایی بصری فیلم مدیون همین دوربین فیلم برداری هستش . ضبط مستقیم روی هارد دیسک یعنی خلاص شدن از تبدیل های هزینه بر و همچنین راحتی برای تدوین و اضافه کردن و در هم آمیختن جلوه های ویژه . یه نگاه به لیست فیلمهایی که با این دوربین فیلم برداری شدن انداختم و جز Angels & Demons فیلمی نبود که من دیده باشم اما بازهم علی رغم کیفیت بالای Angels & Demons اما باز تصویر به پای Knowing نمی رسید .
صحنه سقوط هواپیما جدای از زیبایی کار SFX به خاطر تاریک بودن فضا و همای بارونی و انفجارهای متعدد صحنه نابی از کار در اومده و مطمئنا تا مدت ها فراموش نمیشه . صحنه رسیدن طوفان خورشیدی به زمین و متلاشی شدن ساختمان ها هم یکی از صحنه های خوب فیلمه ، اون قدر خوب که شاید بعد از این سکانس کمتر از یک دقیقه ای آتش سوزی بزرگ حسابی گرمتون بشه !
صدا هم مثل تصویر عالی بود . تو صحنه های انفجار و برخورد هواپیما به زمین و همچنین صحنه فاجعه مترو صدا گذاری ماهرانه بود و بجا و مناسب از ساب استفاده شده بود . صداهای همهمه ، بارش بارون و تصادف و ... همه و همه عالی بودن . حجم صدای محیط و موسیقی هم به هیچ وجه ازار دهنده نبود .
فیلم یه قصه فاجعه ای آخرالزمانی با تم موجودات فضایی هستش . فیلم نه یه شاهکاره و نه یه فیلم خسته کننده . ضرباهنگ مناسب داره و هر از چندگاهی سکانس های خوب پر تعلیق . SFX مناسب و باور پذیر . صحنه های مربوط به آدم فضایی ها به شدت منو یاد سریال فوق العاده TAKEN میانداخت . به هر حال این فیلم یه فیلم کم ادعای سرگرم کنندست که شاید بعضی هارو به فکر فرو ببره . داستان سر راست و ساده است . من نمی دونم چرا همیشه تو فیلمای اینجوری ما همیشه با یه خانواده ناقص مملو از مشکلات روحی و روانی طرفیم . حالا باز خوبه اینجا یه شهردار بی رحم نیست که جان مردم رو فدای پول و اعتبار خودش بکنه :
روز استقلال - جنگ دنیاها - گردباد - ترمیناتور ۲ - گودزیلا - من افسانه ام - نشانه ها و تلی از فیلم های تلویزیونی اینچنینی ....
نسخه ای که دستم رسیده نسخه مخصوص استرالیا هستش و بسته بندی متفاوتی داره . یه قاب فلزی با داخلی از جنس پلاستیک که مثل کتاب باز و بسته میشه و به اسم Steelbook معروفه . پکیجینگ به شدت محبوبیه مخصوصا طی ۲ - ۳ سال اخیر . جوری که خیلی از خرده فروش ها و retailer ها نسخه های Exclusive شون رو با این پکیجینگ عرضه می کنن . همین چند ماه قبل Best Buy همه محصولات پیکسار رو با این بسته بندی عرضه کرد که چند روزه تموم شد و الآن با ۳ یا ۴ برابر قیمت تو ebay خرید و فروش میشه . علاوه بر زیبایی ظاهری که این نوع بسته بندی داره میشه گفت بالاترین درجه ایمنی رو هم به همراه میاره . درسته که درآوردن دیسک از هولدر قاب یه مقدار سخته ولی در عوض دیسک با هیچ ضربه اتفاقی از جاش در نمیاد . به هر حال Steelbook ها مقاوم ، زیبا و گران هستند و معمولا خیلی زود Out of Print میشن . امروزه فیلمها و بازیهای زیادی روی این نوع بسته بندی عرضه میشن :
